چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383
وبلاگ نويسان در يک قدمی روزنامه نگاران
منبع:روزنامه هموطن سلام
سه شنبه هجدهم اسفند 1383
نكات مفيد در طراحي يك وبلاگ
قالبها، شكل ، مكان ،رنگ و نحوه نمايش مطالب ويا ديگر عناصر وبلاگ را در صفحات وبلاگ تعيين ميكنند. آنها كمك ميكنند كه كاربران اين ابزارها و نويسندگان وبلاگ بدون درگيري با مسائل و مشكلات برنامه نويسي امكان اعمال سليقه خود را در نحوه نمايش وبلاگ خود را داشته باشند.
از نظر فني قالبها از كدهاي HTML كه تعيين كننده شكل و رنگ صفحات وبلاگ است و همچنين كدها و تگهاي بخصوصي كه مكان و شيوه تكرار عناصر وبلاگ را تعيين ميكند تشكيل شده است و معمولا هر ابزار ساخت وبلاگ (مانند بلاگفا، بلاگر و يا MT ) از تگها و كدهاي مخصوص خود استفاده ميكند.
تگهاي موجود در قالب وبلاگها جدا از آنكه در كدام ابزار مورد استفاده قرار ميگيرند براي دو هدف در نظر گرفته شده است.تعدادي از تگها تعيين كننده مكان عناصر غير تكراري وبلاگ هستند مانند عنوان وبلاگ،توضيحات ،ايميل و يا آدرس صفحات آرشيو و تعدادي ديگر تعيين كننده نحوه نمايش عناصر تكرار شده در وبلاگ هستند (مانند متن ، تاريخ و يا نويسنده مطالبي كه پست ميشوند ) .
هر فردي ميتواند با كمي حوصله و يا كمك از برنامه هايي مانند فرانت پيچ قالبي مناسب و دلخواه براي وبلاگ خود ايجاد كنند و يا حتي قالبي را كه طراحي كرده در اختيار ديگران نيز قرار دهد و البته آشنايي با كدهاي HTML و يا برنامه هاي طراحي صفحات HTML مانند فرانت پيچ كمك بزرگي در اين زمينه خواهد بود.
اما جدا از آنكه شما فردي تازه كار و يا حرفه اي هستيد نكات و اصولي وجود دارند كه رعايت آنها مي تواند شما را پياده سازي و يا انتخاب قالبي جديد براي وبلاگتان ياري كند.در زير به برخي از نكات اشاره خواهد شد.
بايستي به ياد داشته باشيم مهمترين عنصر يك وبلاگ مطالب و يادداشتهاي نويسندگان است و در طراحي قالب هدف آن است كه مطالب در واضح ترين و مناسبترين شكل و با سرعت براي خوانندگان قابل دسترس باشد.
1- تصوير كمتر، وبلاگ بهتر
اكثر وبلاگها توسط سرويسهاي رايگان وبلاگ ايجاد ميشوند و معمولا اين سايتها فضايي را براي قرار دادن تصوير در اختيار كاربران قرار نمي دهند از اين رو براي نمايش تصاوير نياز به قرار گرفتن آنها در سايتي ديگر است كه اين باعث افزايش درخواستها و كندي نمايش كامل وبلاگ خواهد بود.خوانندگان وبلاگها معمولا در هر روز تعداد زيادي وبلاگ را ميخوانند و انتظار دارند وبلاگ به سرعت براي آنها به نمايش در آيد.در اين ميان بايستي اشكالاتي كه ممكن است براي سايت نگهدارنده تصاوير پيش آيد را در نظر گرفت پس توصيه ميشود قالب را بگونه ای طراحي و يا انتخاب كنيد كه كمترين نياز را به تصاوير داشته باشد.
2-جداول كمتر، سرعت بيشتر
جداول از متداول ترين عناصر بكار گرفته شده در صفحات HTML هستند. آنها يكي از مهمترين تگهاي HTML براي فرمت بندي و شكل دهي صفحات بشمار ميروند.براي مثال اگر بخواهيد صفحه خود را به چند بخش تقسيم كنيد يا براي ايجاد نوار رنگي كه در گوشه صفحه بكار گيري تگهاي جدول ميتواند شما را به هدف نزديك كند. اما جداول معايبي دارند. اول اينكه پردازش اين كد و محتويات آن براي مروگر وقت بيشتري ميگيرد و مهمتر اينكه اكثر مرورگرها تا دانلود كامل تمام متنها و ديگر دستورات HTML موجود در يك جدول صبر ميكنند و سپس آنرا نمايش ميدهند.براي مثال اگر شما صفحه وبلاگ خود را با جدول تقسيم بندي كرده ايد و تمام مطالب ماه جاري را در سلولهاي اين جدول نوشته ايد و يا حتي در جداولي در زير مجموعه اين جدول نوشته ايد خواننده بايستي تا دانلود كامل تمامي مطالب ماه جاري صبر كند و البته گزينه بهتري نيز وجود دارد و آنكه در هنگامي كه جديدترين يادداشت نمايش داده شده است و خواننده مشغول خواندن آن است ديگر مطالب نيز به ترتيب دانلود و نمايش داده شوند. امروزه طراحان وب براي رسيدن به اين مقصود بجاي تگ Table از تگهاي DIV و يا SPAN استفاده ميكنند . اين تگها اگرچه عملكردي دقيقا مانند جدوال ندارند. اما براي رفع بسياري از نيازها مانند نوار رنگي در كنار مطالب وبلاگ و رنگي نمودن و يا تعيين مكان يك محدوده كارآمدتر و سريعتر از تگهاي Table هستند.(براي مثال اگر مايليد مطالب هر پست در پس زمينه اي با رنگ متفاوت نمايش داده شوند تگ DIV همراه با STYLE نظر شما را تامين ميكنند.)
3- اكتيو ايكس و جاوا اپلت ممنوع!
ديگرحتي سايتهاي اينترنتي نيز در استفاده از اكتيو ايكسها و جاوا اپلتها محتاط هستند. نمونه اي از اكتيو ايكس ها كنترل Media Player و يا حتي Real Audio هستند كه امكان پخش موسيقي و كنترل آن توسط ويزيتور را در صفحه فراهم ميكنند.دامنه استفاده از جاوا اپلتها بيشتر است ولي ايجاد افكتهاي تصويري و چت از رايج ترين كاربردهاي آنها هستند.اكتيو ايكسها جز در سيستم عامل ويندوز در سيستم عاملهاي ديگر پشتباني نميشوند و همچنين در برخي موارد نمايش آنها با پيامها هشدار و يا حتي خطا براي ويزيتور همراه است كه ممكن است او را خواندن وبلاگ شما منصرف كند.
جاوا اپلتها اگرچه مشكلات كمتري دارند اما مثلا در ويندوز XP بدون سرويس پك نمايش داده نميشوند.
پس عاقلانه است كه استفاده از آنها را در وبلاگ خود حرام اعلام كنيد.
4- جاوا اسكريپت ،تنها به ميزان لازم!
صفحات سايتها و وب شايد بتوانند بدون JavaScript زنده بمانند اما قطعا زندگي براي آنها سخت خواهد بود!جاوا اسكريتها براي كنترل وروديهاي كاربر ، حركت و ايجاد افكت در عناصر صفحه و حتي افكتهاي بصري(مانند بارش برف و گل در صفحه) بسيار مناسب هستند . بسياري از سيستمهاي نظرخواهي در وبلاگها نيز به نوعي وابسته به جاوا اسكريپت هستند. اما انتظار خوانندگان از وبلاگ چیزی جز مطلب جديد و يا لينك نيست آنها براي ديدن قدرت خلاقيت شما در كپي اسكريپتها براي ايجاد ساعت تعقيت كننده اشارگر ماوس و گل و برف باران صفحه وبلاگ شما را باز نميكنند. اينگونه جلوه هاي بصري تنها براي كاربرات تازه كار جالب است و به دليل تكراري بودن و همچنين عدم نياز آنها در صفحه در وبلاگ شما خوانندگان و كاربران با سابقه تر را آزار ميدهد بخصوص آنكه برخي از اين جلوه ها خواندن مطالب وبلاگ را هم سخت ميكنند.
5-سازگاري ،مسئله اي كه بايد جدي گرفت
همه كاربران وب و يا خوانندگان وبلاگ شما از مروگر وب شما استفاده نميكنند. آنها ممكن است كاربران سيستم عاملي به غير از سيستم عامل كامپيوتر شما باشند و يا از نسخه اي متفاوت از مرورگر شما استفاده كنند و بديهي است كه درميان ممكن ناسازگاري نيز پيش آيد. آنچه در مرورگر شما خوانا و درست است ممكن است در مروگر ديگري كاملا به هم ريخته و ناخوانا باشد.
اين ناسازگاري حتي در نسخه IE 5.5 و IE 6 نيز وجود دارد.در بكارگيري Style ها دقت كنيد بخصوص در فيلترها (Filter) كه براي ايجاد افكتها براي متن و يا تصاوير استفاده ميشود و فقط از فونتهايي استاندارد و معمول در همه سيستم عاملها استفاده كنيد.اگر كاربر سيستم عامل ويندوز هستنيد پيشنهاد ميكنم با دانلود يك مروگر Mozilla كه حجم كمي نيز دارد وبلاگ خود را در آن نيز ببينيد.باز تاكيد ميكنم از بكار گيري فونتهاي مانند ترافيك يا ميترا و برخي فونتهاي ديگر فارسي كه تنها برخي كاربران آنرا دارند جدا خودداري كنيد و يا حداقل يكبار هم وبلاگ خود را بدون آن فونتها نيز ببينيد.
6-موسيقي ، جذاب ولي آزار دهنده
گوش كردن يك موسيقي هنگان خواندن يك وبلاگ ميتواند جذاب باشد. اما آيا خوانندگان هم با شما در انتخاب موسيقي هم سليقه هستند؟آيا فكر كاربراني كه مثلا هنگام خواندن وبلاگ شما راديو و يا موسيقي ديگري گوش ميدهند را نيز كرديد؟ آيا حدس ميزنيد اگر خواننده وبلاگ شما يك وبلاگ ديگر را كه در آن نيز موسيقي بكار رفته باز كرده باشد چه حسي خواهد داشت؟پس به شرايط و سليقه خوانندگانتان نيز توجه كنيد يا حداقل به آنها رحم كنيد!شما ميتوانيد موسيقي مورد علاقه خود را بصورت لينك به فايل آن (و نه گذاردن مديا پلير در صفحه) به خوانندگان وبلاگ پيشنهاد كنيد.
7-رنگ ، آنها جان مي بخشند و يا جان ميگيرند!
تاثير رنگ را بر خواننده جدي بگيرد . چه بسيار كساني كه هنگام اولين بازديد خود از يك وبلاگ تنها با نگاهي به طيف رنگي صورتي و يا قرمز و يا رنگهاي شاد آن در فكر مونث بودن نويسنده افتاده باشند! رنگها ميتواند سريعترين معرفي نامه براي شما و مطالب شما باشند پس از آنها استفاده كنيد.
اما دقت داشته باشيد كه رنگهاي متفاوت و به تعداد زياد استفاده نكنيد و همچنين هرگز از رنگهاي تند در پس زمينه وبلاگ و يا مطالب آنها استفاده نكنيد چرا كه با وجود جذابيت اوليه خيلي زود چشمان خواننده را خسته و او را فراري ميدهند.همچنين خوش سليقگي خواهد بود اگر سعي كنيد اكثر رنگها را از يك طيف انتخاب كنيد مانند استفاده از رنگ آبي يا سبز با درجات مختلف روشنايي. يك مورد با اهميت ديگر خوانايي و كمك به خواننده در تفكيك عناصر وبلاگ است .بسيار مهم است كه متن نوشته شده با پس زمينه خود از نظر روشنايي متفاوت باشد حتي ممكن است همخواني رنگها تشخيص مطالب را سخت و خواننده را مجبور به جستجوي كلمه به كلمه كند. شما ميتوانيد با رنگهاي مناسب در پس زمينه و حاشيه مرز يادداشتهاي هر روز ، تاريخ پست يادداشت و با بخش لينكها را مشخص كنيد.
8- هر چيزي جاي خودش!
خوانندگان با پيش فرضهايي وارد وبلاگها ميشوند، آنها انتظار دارند يادداشتها را در جاي مورد نظرشان پيدا كنند و يا لينك آرشيو و يا تماس را در بالا و يا در كنار يادداشتهاي وبلاگ پيدا كنند.پس هنجار شكني نكنيد و خواننده را آزار ندهيد.استفاده از فريمها ، مجبور كردن او براي اسكرول آنهم براي مطالب كوتاه يا مجبور كردن او به كليكهاي اضافي شايد شكلي نو به قالب وبلاگ شما بدهد اما اين نوآوري محبوب اكثر خوانندگان نيست.سعي كنيد با كمك رنگها،جداول و يا ديگر تگها و كدهاي HTML عناصر موجود در وبلاگ را به شكلي جدا كنيد كه خواننده حتي با نگاهي آنها را تشخيص ميدهد.
از فرمت مناسب هم براي يادداشتهاي خود استفاده كند. براي مثال پخش مطلب در كل عرض صفحه خواندن آنرا سخت ميكند و در حاليكه يادداشتهاي با عرض كوتاه حتي اگر از طولي بيشتر برخوردار باشد رغبت را در خواننده براي دنبال و خواندن آن را افزايش ميدهد.
9-موتورهاي جستجو، دوستداران وبلاگ شما
اگر ميخواهيد وبلاگي با خوانندهاي بيشتر داشته باشيد و اگر مايليد روزانه چندين خواننده جديد كه احيانا در حال جستجوي كلمه اي در موتورهاي جستجو بوده اند براي وبلاگتان پيدا كند. موتورهاي جستجو را دوست داشته باشيد و اجازه دهيد آنها به راحتي صفحات آرشيو يادداشتهاي وبلاگ شما را پيدا كنند . شما ميتواني اينكار را به لينك مستقيم به آنها در صفحه اصلي وبلاگ انجام دهيد حتي اگر لازم شد لينك صفحات يادداشتهاي ماههاي اخير را مستقيما در قالب وبلاگ اضافه كنيد. همچنين دقت داشته باشيد كه لينكها مستقيم و بدون استفاده از جاوا اسكريپت باشد.
در نهايت آنكه باز تاكيد ميكنم كه وبلاگ محيطي براي خواندن مطالب،يادداشتهاي روزانه و نظرات نويسندگان آن است به سريعترين و ساده ترين حالت و نه محلي براي نمايش خلاقيت نويسنده در بكارگيري جلوه هاي بصري جاوا اسكريپت،يا توانايي او در فلش و ايجاد نوشته هاي متحرك . اين تعريفي صحيح از وبلاگ است و خوانندگان نيز همين انتظار را دارند.
نویسنده : علیرضا شیرازی ( info at parseek.com )
منبع: ویژه نامه وبلاگ
چهارشنبه پنجم اسفند 1383
معرفی چند سایت مفید برای قراردادن تصاویر وبلاگ
http://www.hostedpictures.com
http://tinypic.com/
نویسنده: علیرضا شیرازی ، مجله بلاگفا
سه شنبه چهارم اسفند 1383
وبلاگ ها، تقابل با رسانه هاى سنتى
بر اساس آخرين آمارها هم اكنون در جهان در حدود ۴ ميليون و پانصدهزار وبلاگ وجود دارد و پيش بينى مى شود اين ميزان تا سال ۲۰۰۶ به بيش از ۶ ميليون برسد. به راستى كدام پديده اى مى تواند با اين سرعت در اينترنت گسترش يابد؟ بله جواب درست است فقط «ويروس»!
لغت وبلاگ از حدود سال ۱۹۹۷ مطرح شد. در آن زمان به نوشته هايى روى اينترنت اطلاق مى شد كه صرفاً به مسائل و خاطرات شخصى افراد مى پرداخت. هر چند اين كلمه نوظهور هنوز به بسيارى از فرهنگ هاى لغت راه پيدا نكرده اما در اندك فرهنگ هايى كه نام وبلاگ يا بلاگ را ثبت كرده اند تعاريف تقريباً يكسان است.
هم اكنون در دايره المعارف انكارتا در تعريف وبلاگ آمده است: «وبلاگ يا بلاگ توسط يك شخص يا گروه كوچكى از نويسندگان كه علاقه مندى هاى خود را منتشر مى كنند، اداره مى شود. وبلاگ ها عموماً حالتى غيررسمى و لحنى نقدآميز دارند كه در آن لينك به مطالب ديگرى روى اينترنت ديده مى شود.» فرهنگ مريام وبستر نيز وبلاگ را وب سايتى معرفى مى كند كه شامل نوشته هاى شخصى صاحب آن با رويكردى انتقادى تحليلى و انعكاسى است و اغلب داراى هايپرلينك است. اما به رغم چنين تعاريفى همه ما مى توانيم هم اكنون وبلاگ هايى را به خاطر بياوريم كه حداقل بخش هايى از تعاريف اين فرهنگ ها را رعايت نمى كنند. مثلاً وبلاگ هايى كه جدى و مشخص به موضوعى خاص مى پردازند. واقعيت هم اين است كه اساساً وقتى وبلاگ نويسى از حوزه شخصى نويسى وخاطره نويسى بيرون آمد توانست به فضاى رسانه اى جهان وارد شود و عرض اندام كند.
• وبلاگ و رسانه
كسى شكى در اين ندارد كه اين روزها دوران اوج اينترنت و افت بسيارى از رسانه هاى سنتى است. يك گزارش تحقيقى نشان مى دهد كه سه مجله خبرى در ايالات متحده به سمتى پيش مى روند كه ميزان برنامه هاى سرگرم كننده و عيب جويى و بدگويى از شخصيت هاى پرآوازه و مشاهير در آن چند برابر شده است. همين گزارش نشان مى دهد كه مجله تايم هم اكنون يك سوم مطالب خود را به معجون سرگرمى اختصاص داده است.
به نظر مى رسد نشريات و مجلات براى بقا ناچارند مانند پفك ظاهر و طعمى فريبنده داشته باشند اما اين هم حقيقتى است كه رنگ و لعاب بيش از حد خبرها ديگر نظر كسى را جلب نمى كند. از طرف ديگر برخى نظرسنجى ها نشان مى دهد كه از نظر افكار عمومى خبرنگاران بى دقت تر، نامرتب تر، غيرحرفه اى، بى اخلاق تر، بى ملاحظه تر، متعصب تر و نسبت به اشتباه هاى خود بى تفاوت تر شده اند. آيا اين ضعف ها و كاستى ها زمينه رشد و محبوبيت رسانه اى جديد را فراهم نمى كند؟
جا دارد به شكل ديگرى نيز به اين موضوع نگاه كنيم. مثلاً گفته مى شود يكى از مشكلات عصر جديد نبود گوش هاى كافى براى شنيدن صدا هاى درونى انسان است. در حالى كه عصر ارتباطات اين قابليت را در اختيار مردم قرار داده كه آزادانه تصورات و پنهانى هاى زندگى درونى خود را در فضاى مجازى قرار داده و جهانى را از آن خبردار سازند.
وبلاگ در حقيقت از سويى مشكلات رسانه هاى سنتى را ندارد و هم به شكلى بحران فرديت انسان امروزى را تا اندازه اى جبران مى كند. به هر حال اما قابليت هاى ديگرى هم هست كه وبلاگ را به عنوان يك رسانه قدرتمندتر مى سازد، نخست آنكه (همچون ديگر رسانه هاى آن لاين) براى انتشار محدوديت ندارد و در مقايسه با رسانه هاى سنتى به زمان و مكان وابسته نيست، دوم آنكه به سادگى و سهولت ايجاد مى شود (شايد در كمتر از يك دقيقه) و سوم آنكه به دليل زبان جديد و تازه اثرپذيرى بيشترى نسبت به رسانه هاى سنتى دارد.
• شهرت سريع
اين يك اصل است كه وبلاگ ها شهرت سريع براى نويسندگانشان به بار مى آورند. رايس كيك يكى از وبلاگ نويسان آمريكايى بود كه درست پس از آنكه نخستين عكس از تابوت هاى سربازان اعزامى به عراق را منتشر كرد و رسانه هاى سنتى نيز عكس هاى او را باز منتشر كردند خيلى زود وبلاگش با چهار ميليون بازديدكننده در روز روبه رو شد و به آسانى به شهرت جهانى دست يافت. از اين دست وبلاگ ها و وبلاگ نويس ها كم نيستند.
هم اكنون در ايالات متحده ۵ وبلاگ سياسى پربيننده روى هم رفته در حدود نيم ميليون نفر در روز بازديد كننده دارند. اگر بازديدكننده ها را به نوعى با تيراژ روزنامه ها مقايسه كنيم به اين نتيجه مى رسيم كه وبلاگ ها به رغم عقب بودن به سرعت در حال رشد و گرفتن جاى سنتى ها هستند و واقعيتى است كه اين روند رشد به شدت رسانه هاى سنتى را نگران كرده است.
• نقاط ضعف
اما به رغم آنكه وبلاگ ها توانسته اند به سرعت با رسانه ها به رقابت برخيزند و يا شهرت كسب كنند از مشكلاتى نيز رنج مى برند. مهمترين مشكل وبلاگ ها هنوز اين است كه استناد به آنها به سختى صورت مى گيرد. در حقيقت هنوز مردم رسانه هاى سنتى را از نظر استناد خبرى بيشتر از وبلاگ ها مى پذيرند.
مشكلات ديگرى نظير كمبود منابع مالى براى انتشار تخصصى اخبار و تحليل ها و يا تهيه گزارش و همچنين مشكلاتى ناشى لاقيدى استفاده از زبان و... از ديگر مشكلات قابل ذكر است. وبلاگ ها به رغم همه اينها هنوز در حال رشدند و به نظر مى رسد هنوز براى فاصله گرفتن از تعاريف فرهنگ ها زمان زيادى در اختيار دارند.
نويسنده: مينو مومنى،روزنامه شرق
سه شنبه چهارم اسفند 1383
بررسى پديده وبلاگ ها و روانشناسى خودمانى
اين فضا، گرچه حجم و شكل آن توسط افراد انتخاب مى شود و حياط خلوت آنان تلقى مى شود، ولى به هيچ وجه يك فضاى «شخصى» به مفهوم عدم دسترسى كامل ديگران به آن نيست. بخشى از فضايى است كه همگان از آن استفاده مى كنند. از طرف ديگر محتواى اين فضا، هر چه باشد، نيز كاملاً شخصى نيست. شايد به علت اينكه مى توان در اين فضا آزادانه حركت كرد و هر چه خواست طراحى كرد نوعى از «فرديت» و «شخصى بودن» به معناى يك محصول «شخصى» كه به ديگران ارتباطى ندارد، از آن استنباط كرد. اما به علت اينكه اين فضا براى ديگران نيز قابل دسترسى بوده و امكان ديدن و بهره بردارى كردن از آن دارند، از نوعى «عموميت» يا «همگانى بودن» برخوردار است.
اگر تعريف انسان به عنوان «حيوان ناطق» را كمى ابتدايى و يا قديمى بدانيم تعريف انسان «حيوان ارتباطى» را مى توان مناسبترين و يكى از جديدترين تعاريف مربوط به معرفى هويت انسان دانست. انسان است كه مى تواند ارتباط برقرار كند نه تنها با ديگران بلكه با محيط خود و حتى با محيط هاى فراتر از خود. هيچ موجود زمينى ديگرى از اين توانايى در اين سطح برخوردار نيست. شايد برخى از حيوانات بتوانند در فضاى محدودى و يا به علت حاكميت غرايز ويژه اى نوعى از ارتباط را با يكديگر نشان دهند، اما اين ارتباط كه معمولاً ميان حيوانات همنوع صورت مى گيرد از جنس و ماهيت ارتباطات حاكم بر انسان نيست.
از ديدگاه مادى، ارتباط انسان _ انسان مهم ترين نوع ارتباطات ممكن براى بشر است. اين اهميت از آنجا ناشى مى شود كه ارتباط مزبور مى تواند دوطرفه باشد. تاثير گذار باشد. به نتايج معلوم و مشخص و گاهى دور از انتظار منجر شود و بالاخره داراى بار منفى و يا مثبت باشد.جوامع كنونى به بركت گسترش همين نوع از ارتباطات است كه از جوامع گذشته كاملاً متفاوت گشته و مشخصه اصلى اين جوامع بنا به تعبير جيانى واتيمو جامعه شناس معاصر «ارتباطات عموميت يافته يا همگانى» است. اين عموميت با گسترش پديده وبلاگ ها مى رود تا به تحقق كامل در حوزه ارتباطات انسانى تبديل شود.
زبان به منزله مهم ترين عامل ارتباط انسان _ انسان در ايجاد زمينه هاى مناسب براى فعال كردن اين ارتباط نقش بسزايى دارد. با رشد و توسعه تكنولوژى، ابزار هاى گوناگونى براى شكل دادن به كيفيت استخدام زبان براى ايجاد روابط مختلف به وجود آمد. شكل گيرى بهره بردارى بهينه از زبان، فراتر از سخن گفتن و ارتباط دوطرفه و رودررو شد. محصولات زبانى به عنوان ابزار «ارتباط» بيش از وسيله «تكلم» زمينه هاى رشد ارتباطات همه جانبه انسان با انسان هاى ديگر را فراهم كرد.
اينترنت، يكى از ابزار هاى مهم، و تا اين لحظه از زمان، آخرين وسيله مورد استفاده براى رشد و توسعه ارتباطات انسانى است كه توانسته محدوده زمان و مكان را درنوردد و فراتر از ارتباطات شخصى _ شخصى يا شخصى _ اشخاص پا در عرصه ارتباطات شخصى _ عمومى و يا حتى فراتر از آن عمومى _ عمومى بگذارد.
وبلاگ محصول رشد درونى ارتباطات در عالم اينترنت است. اين محصول، بازتاب تعامل انسان با فضاى مجازى اينترنت است. اين تعامل اگر در آغاز جنبه نظامى يا اقتصادى داشت، هم اكنون از اين دو زمينه بسيار فراتر رفته و به فضايى براى به نمايش گذاشتن ابعاد فردى با تماميت ظرفيت خود در يك عرصه عمومى، تبديل شده است. تكنولوژى ارتباطات اگر توانست عرصه هاى جديدى در روابط انسان را فتح نمايد در عين حال زمينه ابراز وجودى انسان را نيز مهيا ساخته است. رسانه هايى همچون راديو و تلويزيون تنها بخشى از هويت انسانى را كه مى توانست براى ديگران عيان تر باشد به معرض نمايش گذاشتند. ولى اينترنت زمينه را براى عرضه كردن بسيارى از ابعاد درونى انسان آماده ساخت. اكنون انسان عصر ارتباطات مى تواند آزادانه تصورات و خفاياى زندگى درونى خود را در فضاى مجازى اينترنت بريزد و جهانى را از آن خبردار سازد. اين فضا به هر اندازه اى كه بتواند از اسرار جديد پر شود مى تواند مرتبطين جديدى را به خود جذب كند. گويى خلاقيت در خلوت نيز هم اكنون به عامل جذب انسان هايى كه در پى كنكاش در عالم درون اند را بيش از پيش به خود مشغول كرده است. انسان اين جهان مجازى، خلاقيت خود را محصولى مشترك و برخاسته از تعامل با عالم درونى انسان ها مى داند كه درصدد آن است كه ديگران را به حياط خلوت زندگى خود فراخواند و آنان را با خود آشنا سازد. اين آشنايى و ارتباط مى تواند نوعى بازگو كردن خود و در حقيقت كشف ديگرانى باشد كه مى توانند با وى (خود) زمينه اى از ارتباط، حتى در سطح يك «كليك كردن» كه مى توان آن را «سلام اينترنتى» خواند و انداختن يك نگاه ساده به اين حياط خلوت باشد. اوج تلاقى در اين زمينه زمانى اتفاق مى افتد كه سطح ارتباط از حالت يك طرفه به دوطرفه تبديل و پيامى از انسان هاى ديگر دريافت گردد.
استمرار اين ارتباط و تبديل آن به شخص _ عموم زمانى اتفاق مى افتد كه مسائل طرح شده در اين فضا توانسته باشد افراد زيادترى را به خود جذب و نوعى همخوانى و يكنواختى درونى را ميان آنان برقرار سازد. وبلاگ در اين مرحله به عرصه فعالى تبديل مى شود كه در آن بازيگران مختلف به جاى طرح مسائل «خارج از خود» به «خودبيانى» با استفاده از شناخت روانشناسانه به وجود آمده از «ديگر خود» با ديگران مى پردازند. هر اندازه اين شناخت عميق تر شود، ارتباط فعال تر و سطح آن گسترده تر مى شود. در روانشناسى جديد، گفته مى شود كه بازگو كردن درون براى روانپزشك بهترين وسيله براى كشف نارسايى ها و پيدا كردن راه براى زدودن كاستى هاى روانى است. اصولاً طرح «ناخودآگاه» به صورت آگاهانه است كه مى تواند درمان ساز باشد. اين درمان به قول ژاك لاكان مى تواند تنها از طريق «گفتمان» و «گفت وگو» به دست آيد كه وبلاگ را مى توان يكى از بهترين بستر هاى غير سازماندهى شده گفتمان هاى پراكنده در جهان معاصر دانست كه مى توانند به يك «درمان عمومى» تبديل شوند.
يكى از مشكلات عصر جديد نبود گوش هاى كافى براى شنيدن صدا هاى درونى انسان است. صداهايى كه گاهى به گلوله اى تبديل مى شوند كه اگر نه ديگران، حداقل صاحب آن را مى توانند مورد هدف قرار دهند. اين صدا ها اگر در درون زندانى شوند در بهترين حالت، به دردهايى تبديل مى شوند كه مى توانند عملكرد انسان در زمينه هاى مختلف را تحت الشعاع قرار دهند. هر مقدار اين صدا ها بتوانند به فضايى دميده شوند كه در پژواكى هر چند محدود ايجاد كنند به دريچه اى تبديل مى شوند كه خانه درون را با فضاى بيرون مرتبط مى سازند و حالتى از روانشناسى خودآگاه كه محصول ريختن تصورات درون در فضاى بيرون آزاد است به وجود آورند كه گونه اى از «خود درمانى» است.
انسان عصر كنونى با بهره بردارى از فضاى مجازى ايجاد شده، ديگر نگران سانسور، محدوديت ها و يا برخورد از نوع ويژه نيست. او حتى مى تواند در فضاى به وجود آ مده با نامى ديگر و وجودى ناشناخته و ماسكى كه هر لحظه مى تواند تغيير يابد در اين فضا قدم بزند و خود را آشكار كند و يا ديگران را به شكار خود درآورد. در اين وضعيت، درون انسانى، آزادتر از هميشه، مى تواند عيان تر شود. در شرايط جديد دغدغه اى براى گفتن ناگفته ها نيست. شيوه خاصى براى به نمايش گذاشتن زواياى درونى وجود ندارد آزادى به معناى وسيع آن مورد آ زمايش قرار مى گيرد. كشفى از حجاب درون صورت مى گيرد كه تاكنون تجربه نشده است.
با گذشت زمان، وبلاگ ها در حال تبديل شدن به يك ضرورت هستند. ضرورتى براى آشنا كردن ديگران با خود. اين وضعيت تنها محصول تنهايى «انسان» و يا «جدايى» عملى وى از ديگران نيست كه خود در برخى از جوامع به ويژه غربى به يك مسئله جدى تبديل شده است، بلكه حتى در جوامع سنتى نيز محصول نبودن «گوش هاى شنوا» براى شنيدن فرياد ها و صدا هاى درونى انسان ها به ويژه جوان تر هاست. هر چه فاصله خارجى و ظاهرى انسان ها با يكديگر بيشتر مى شود، احساس ضرورت به ايجاد فضايى براى ارتباط درونى بيشتر مى شود.
شايد كشف ناخواسته وبلاگ ها و اين فضاى عظيم «خودگردان» براساس احساس ضرورتى بوده است كه ناشى از بحران كمبود ارتباطات خارجى انسان ها با يكديگر باشد كه اينچنين توانسته است در زمان كوتاهى به يك جريان همه گير تبديل شود.آثار اين ارتباط هر چه باشد، در نازل ترين صور آن نوعى «تخليه درونى» و تلاش در فعال كردن ويژگى انسان كه در مقوله «ارتباط» نهفته است، مى باشد. «موجود ارتباطى» را نمى توان از خاصيت ارتباط بازداشت. اگر چنين شود، ديگر آن انسان، بشر كنونى نيست، موجود ديگرى است كه نام ديگرى بايد بر آن گذاشت.
نويسنده: حسن بشير ، روزنامه شرق
