تبليغاتX
مجله بلاگفا

چهارشنبه بیستم مهر 1384

خبر در فولكلور اينترنتی

بر روي اينترنت، مردم با استفاده از نامه‌هاي الكترونيكي، پيام‌رساني فوري يا IM و يا وبلاگ‌نويسي با يكديگر در ارتباط هستند و «خبر» بخشي از گفتگوهاي الكترونيكي است.
وبلاگ‌نويس، ابزار وبلاگ را به عنوان رسانه‌اي در اختيار دارد، رسانه‌اي كه مخاطبين خاص خود را دارد و اين مخاطبين را به سوي خود جلب مي‌كند. حال وبلاگنويسي را در نظر بگيريد كه شاهد رويداد مهم و تازه‌اي بوده است و مي‌خواهد اين رويداد را در وبلاگ خودش ثبت كند. او بايد از قبل، «خبر» و «خبر نويسي» را بشناسد و درباره آن بداند. در عين حال او بايد، حق و حقوق و نيز حد و حدود خود را بداند.

خبر چيست؟

خبر بخش تازه‌اي از اطلاعات درباره رويدادي مهم است كه به تازگي روي داده است و خوانندگان و شنوندگان و بينندگان را تحت تاثير قرار مي‌دهد و به نوعي مورد علاقه ايشان است، يعني چيزي است كه مردم علاقمندند درباره‌ي آن بدانند. وبلاگنويسي كه مي‌خواهد خبري را روي وبلاگش قرار دهد بايد از اين تعاريف‌ آگاهي داشته باشد، بايد بداند كه خبر آن چيزي است كه دارد در همين لحظه روي مي‌دهد و يا اينكه رويدادي است كه در آينده روي مي‌دهد. وبلاگنويس بايد بداند كه رويداد داراي اهميت است و بداند كه مخاطب هم اهميت آن را درك مي‌كند. وبلاگ‌نويسي كه مي‌خواهد خبري را بنويسد بايد ببيند كه آيا آن رويداد، رويداد بزرگ و قابل توجهي بوده است يا نه. آيا افراد مهم يا سرشناسي در درگير آن بوده‌اند يا نه. آيا افراد مهم يا تعداد افراد قابل توجهي متاثر از آن بوده‌اند يا نه. خبر بايستي از رويدادي نوشته يا گفته شود كه همين اخيرا روي داده است و هنوز كسي چيزي در موردش نشنيده است. با اين همه كانالهاي راديو تلويزيون ماهواره‌اي و با اين همه سايت‌هاي خبري، با اين همه روزنامه كه منتشر مي‌شوند و با اين همه روزنامه‌نگاراني كه وبلاگ مي‌نويسند و ... كار مشكلي است، نه؟ اما خبر مي‌تواند يك رويداد باشد يا يك ايده يا عقيده. ما معتقديم كه خبر بيشتر بايد رخداد يا رويدادي باشد Performance تا چيزي كه قرار است در آينده اتفاق بيافتد Intention . وبلاگنويسي كه مي‌خواهد خبري را بر روي وبلاگش قرار دهد بايد روي اثري كه خبر بر مخاطبش مي‌گذارد دقيق شود و ببيند كه آن خبر چه اثري روي مخاطبش داشته است. خبر بايد به روشي يا به صورتي منعكس شود كه مردم با آن آشنا هستند و آنرا مي‌فهمند. در عين حال، وبلاگنويس، بايد بداند كه انعكاس خبرش بر روي وبلاگ به موقع و به جاست. مردم بيشتر دوست دارند كه از اخبار اطراف خود باخبر شوند تا اخبار نقاط دور افتاده، حال ببينيد كه چه كار مشكلي است، وبلاگ شما را ممكن است فردي در دور افتاده ترين نقطه‌ي دنيا بخواند و دنبال كند، چند خبر محلي قديمي و بي اهميت در وبلاگتان قرار دهيد و ببينيد كه چقدر سريع مخاطبين‌تان را از دست مي‌دهيد. مردم دوست دارند در جريان اخباري قرار بگيرند كه خودشان درگير آن بوده‌اند مثلا هزينه‌هاي زندگي، درآمد يا ماليات يا قيمت مواد غذايي. درگيري‌ها و كشمكش‌ها، مناقشات و ... هم همگي گوشه‌اي از زندگي ما شده اند. كشمكش بين افراد يا بين دو ملت يا بين انسان با طبيعت. وبلاگنويس بايد بداند كه «خبر» با «زندگي» در ارتباط است. خبر موضوعي است كه براي افراد برجسته و مهم اتفاق مي‌افتد، اسامي خبرساز مي‌شوند و اسامي بزرگ خبرهاي بزرگي مي‌سازند، اما وبلاگنويس بايد حق و حقوق خودش را بداند و محدوديت‌هايش را نيز بشناسد.

در امريكا، وبلاگنويسان را با كتابچه‌هاي راهنما آشنا مي‌سازند و به آنها آگاهي‌هاي لازم را مي‌دهند. از حق و حقوقي كه دارند، از حمايت‌هايي كه از آنها به لحاظ حقوقي مي‌شود، از كپي‌رايت گرفته تا مسئوليت‌ها و احيانا محدوديت‌هايي كه دارند، بعد چنانچه جايي راه را به خطا بروند، ابتدا به آنها تذكر مي‌دهد و بعد تنها در صورتي كه از آنها شكايتي شود انها را مورد پيگرد قانوني بر اساس قوانيني كه موجود و مدون است، قرار مي‌دهند. ما متاسفانه در ايران، هيچ قانون و قواعدي براي وبلاگنويسي نداشتيم و نداريم هنوز. قواعد و قوانيني هم كه در مورد روزنامه‌نگاران است در بسياري از موارد وبلاگنويسان را نه در ايران و نه در هيچ كجاي دنيا مورد حمايت‌هاي جدي قرار نمي‌دهد و آن وقت در حالي كه پديده‌ي جديد وبلاگنويسي اولين نفس‌هاي را تجربه مي‌كند؛ مي‌اييم و وبلاگنويسان را دستگير و محكوم و مجازات مي‌كنيم. درست است يك نوزاد هم اولين نفس‌ها را با درد مي‌كشد اما اين نوزاد ما ديگر چهار ساله شده است و نبايد شاهد زجر كشيدنش باشيم از نفس كشيدن كه اگر چنين باشد يك جاي ديگر كار لنگ مي‌زند. من سي و نه ساله‌ام و هنوز بسياري از حق و حقوقي كه دارم يا بايد داشته باشم را نمي‌دانم، اين چه انتظاري است كه از يك يا چند جوان زير بيست سال سن داريد؟ راه حل، به نظرم تدوين قوانين مشخص و آموزش حقوق و حمايت‌هاي قانوني وبلاگنويسي است. اما اين قواعد و قوانين نبايد آزادي وبلاگنويس را در نوشتن رويدادها و آنچه كه در زندگي‌اش رخ مي‌دهد محدود كند، او به قوانين حمايت كننده‌اي هم نياز دارد كه قانون‌نويسان ما بايد به آن توجه داشته باشند و وكلا و قضات نيز بايد دراين راستا آموزش‌هاي لازم را ديده‌ باشند.

مهم نيست كه چه زماني به وبلاگنويسي روي آورده‌ايد، به تازگي است كه وبلاگنويس شده‌ايد يا اينكه سالهاست در وبلاگ‌تان مي‌نويسيد، مهم اين است كه بايد بدانيد در هر حال شما مسئول نوشته‌هاي خود هستيد و اين مسئوليت را بايد بپذيريد. بايد مراقب و مواظب آنچه كه در وبلاگتان مي‌نويسيد و منتشر مي‌كنيد باشيد. اين فقط در ايران نيست، در سرتاسر دنياست، هر روز مي‌شنويم كه وبلاگنويساني به خاطر آنچه نوشته‌اند دچار دردسر شده‌اند. مثل همه‌ي روزنامه‌نگاران و ناشرين، وبلاگ‌ها نيز گاهي اطلاعاتي را منتشر مي‌كنند كه خيلي‌ها نمي‌خواستند يا نمي‌خواهند كه منتشر شود، مثلا ممكن است چيزي را منتشر كنيد كه برخي افراد آنرا تهمت يا افترايي نسبت به خود يا خانواده‌ي خود يا شركت يا سازمان يا حتي كشور خود بدانند. يك خبر را از يك خبرگزاري مثل خبرگزاري فرانسه يا رويتر برداريد كه مورد حمايت قوانين كپي رايت است و آن را در وبلاگ خود منعكس سازيد خواهيد ديد كه صداي خيلي‌ها در خواهد آمد و شايد براي حق طلبي شما را به دادگاه بكشانند.

به عنوان يك وبلاگنويس، اين را بايد بدانيد كه در دنيا و البته نه خيلي زياد در ايران، روزنامه‌نگاران و ناشرين سنتي قوانيني دارند كه از آنها در قبال آنچه نوشته يا منتشر كرده‌اند حمايت مي‌كنند اما اين قوانين ممكن است نتوانند از شما حمايت كنند. چرا كه خيلي ساده دادگاهها هنوز براي وبلاگنويسان قوانيني در اختيار ندارند و قانونگذاران (خصوصا قانونگذاران ما در ايران) هنوز اين نوزاد سه چهار ساله‌ي ايراني را نمي‌شناسند و درك نكرده‌اند. يك نوجوان ده ساله هم مي‌تواند بيايد روي اينترنت و يك وبلاگ درست كند و در آن چيز‌هايي بنويسد كه مغاير با قوانين مملكت يا نظام است، اينكه چطور به اين نتيجه رسيده است يا اينكه چطور از رويدادي خبردار شده است، يا اينكه چطور چنين تحليل كرده است را نمي‌دانيم، شايد از روي دست كسي ديگر از اينترنت نوشته است تا مطرح شود و مثلا در ميان همسن و سالهايش شوخي كند. اين عين فولكلور اينترنتي است، اين خبر كه منعكس شده است و مثلا نبايد مي‌شد، ممكن است براي شما اهميت دارد اما وبلاگنويس مثل يك روايت يا داستان ساده آن را مي‌بيند ومي‌خواهد آن را منتقل كند. حالا او ابزاري به نام وبلاگ دارد، حرف و سخنش به صورت نوشته باقي مي‌ماند و روزها بعد خوانده مي‌شود گوشه‌اي از آن نوشته امنيت ملي را هدف قرار داده است. چند نفر آن مطلب را خوانده‌اند؟ چه كسي اهميت داده است؟ خواننده يا قانونگذار؟ چه كسي شاكي بوده‌ است؟ آيا خدا را خوش مي‌آيد كه جان اين نوجوان به خطر افتد يا اينكه خانواده‌اي به نگراني و تكاپو و رفت وآمد و خواهش و تمنا بيافتند؟

ما نياز به يك بازنگري داريم. سازماني در امريكا به نام بنياد مرزهاي الكترونيكي www.eff.org راهنماي ساده‌اي را براي وبلاگنويسان تهيه كرده است كه در آن تذكرهاي لازم را به آنها داده است و قوانين را نيز برايشان تشريح كرده است. وبلاگنويسان امريكايي پيش از اينكه به وبلاگنويسي روي بياورند و پيش از پست كردن و منتشر ساختن اولين نوشته‌ي خود اين جزوه را دريافت مي‌كنند و در آن از حق و حقوق خود مطلع مي‌شوند. اين جزوه تهيه شده است نه براي اينكه به مردم مشاوره‌ي حقوقي بدهد. مشاوره‌ خواستني است و مشاوره‌ي حقوقي كار وكلا است. ما نيز در ايران نيازمند چنين جزوه‌هايي براي وبلاگنويسان ايراني هستيم و من در حالي اين را مي گويم كه امريكايي ها خودشان از چنين قوانيني و از چنين مقرارتي و چنين جزوه‌هايي استفاده مي‌كنند و سازمان خبرنگاران بدون مرز جزوه‌هايي به زبانهاي مختلف در اختيار قرار مي‌دهد كه چطور افراد مي‌توانند به صورت ناشناس خبرپراكني وبلاگي كنند! آنها از هر دو طرف اول آموزش مي‌دهند و ما ظاهرا از هر دو طرف اول مجازات مي‌كنيم و محدود! يك جاي كار ايراد دارد و من آن را متوجه نمي‌شوم. شما بگوييد كه چه فكر مي‌كنيد و كدام درست است.

نويسنده: تابان خواجه نصيري

نوشته شده توسط علیرضا شیرازی در 11:16 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم مهر 1384

10 نکته تاپ برای یک وبلاگ نویس موفق

1.       پرمحتوی باشید: سعی کنید وبلاگی پر محتوی از نظر لینک، مطلب، عکس و هر چیز دیگر داشته باشید. پر محتوی بودن به این دلیل می باشد که اگر شما مدتی وبلاگ خود را به روز نکردید، هربار که بیننده به وبلاگ شما می آید به نکته ای جدید برخورد کند و وبلاگ شما به روز جلوه کند.

 

2.       ارتباط مستقیم با وبلاگ نویسان دیگر: اکثر وبلاگ نویسان در قسمت بالای وبلاگ/سایت خود قسمتی دارند که مربوط به آدرس میل و وسائل ارتباطی با آنها می باشد. پس با آنها توسط خودتان، به صورت مستقیم ارتباط برقرار کنید. (فکر کنم در ایران بیشتر کامنت مرسوم باشه!)

 

3.       سمج باشید: سر همه ما شلوغ است، e-mail ها پشت سر هم در inbox انباشته و فراموش می شوند، شما مدام میل بزنید و یادآوری کنید تا مکالماتتان ادامه پیدا کند. اگر از شما سوال های سختی پرسیده شد از خودتان دفاع نکنید!

 

4.      تعریف کنید: سعی کنید در وبلاگ خود وبلاگنویس دیگری را بزرگ کنید و در مورد آن بنویسید. چون مخاطب شما و قتی کار شما را می بینید، به سرش می زند که در مورد شما بنویسد! Jeff Jarvis می گوید:« در این دنیای جدید، لینک مانند پول و اعتبار است، لینک ها به شما شخصیت عطا می کنند، لینک با ارزش است» مخاطبانتان را تشویق کند که وبلاگ داشته باشند، و در اوایل قوانین وبلاگ مانند کپی رایت را سخت نگیرید.

 

5.      فروتن باشید: هرچقدر شما بیشتر فروتن و خوب باشید کارتان بیشتر می گیرد. اگر کارتان تظاهر باشد چیزی نمی شوید.

 

6.      راز دار باشد: سعی کنید با فروتنی خود به خوبی میزان شوید. سعی نکنید با فروتنی خود مِن مِن کنید و هیچ حرف و رازی در دهنتان نماند.

 

7.      قسمت پرسش و پاسخ درج کنید: سعی کنید نظر بیننده را بپرسید و انتقاد پذیر باشید.

 

8.      داستان ببافید: وبلاگ نویسان داستان دوست دارند. به آنها کمک کنید. البته باید داستان جالب باشد چون بعضی از بینندگان فقط گزیده ای را مطالعه می کنند (با نگاه).کوتاه باشد!

 

9.      اطلاعات را پنهان نکنید: مکان زندگی، اطلاعات ارتباطی، بایگرافی خود و دیگران، پرشس و پاسخها و باقی چیزهای مهم را در دسترس قرار دهید. نگذارید که شما را whois کنند یا محل زندگی شما را حدس بزنند.

 

10.   تند و خشن نباشید: اگر وبلاگ نویسی درباره شما نمی نویسد، به طرف وبلاگ نویس دیگری بروید. آنها را سوال پیچ نکنید و طعنه نزنید. اگر کسی در مورد شما نوشت و نوشته او برا شما غیر قابل قبول بود، برایش یک میل یا کامنت توضیحی بگذارید و به او حمله نکنید! چون تاثیر منفی بر دیگر وبلاگنویسان برای مطالعه وبلاگ شما می گذارد.

سعی کنید نوشته هایتان بی ادبانه نسبت به کسی نباشد. چون برای وبلاگ نویسان نوشتن بی ادبانه کار سختی نیست بلکه بلعکس آسان است. اگر هم تا به حال این کار را کردید سریعا متنی مخالف متن قبلی خود بنویسید. هیچ گاه در مورد خودتان زیاد ننویسید و خودستایی نکنید یا حداقل در کامنت های عمومی نکنید. 

 

 نویسنده: عماد.ح – روزنامه آسیا

نوشته شده توسط علیرضا شیرازی در 1:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم مهر 1384

كوتاه و مختصر، وبلاگ

با حتي پنج دقيق جستجوي سريع و حرفه‌اي در اينترنت مي‌توان از منابع انگليسي و حتي فارسي دريافت كه اصطلاح وبلاگ را اولين بار شخصي به نام Jorn Barger در دسامبر 1997 ساخت. آن زمان را بخوبي به ياد داريم كه سايت‌هايي (وب به صوت متني بود) بوجود آمده بودند كه به هر نفر اجازه مي‌دادند فقط يك صفحه وب داشته باشد تا مطالب شخصي‌اش را آنجا بنويسد. به مرور زمان، شخص ديگري به نام Peter Merholz اصطلاح وبلاگ را كوچكتر كرد و آن را در بخشي از وبلاگش، «بلاگ» ناميد، در واقع او بود كه weblog را به گونه‌اي از هم جدا كرد كه بلاگ به صورت فعل درآمد و شد we blog  (در 1999) - در 1998 سايت Open Diary تاسيس شد و تا سال 1999 چيزي در حدود 2000 كاربر داشت؛ تا همين اواخر آنها از اصطلاح وبلاگ استفاده نمي‌كردند اما مفهومي را كه به مردم عرضه مي‌كردند در واقع همان وبلاگ بود. بعد از سال 99 است كه خانم "‪ "Meg Hourihan‬ به اتفاق Evan Williams  يكي از دوستانش، كمپاني Pyra Labs و متعاقبا blogger را تاسيس مي‌كنند. جوايزي كه اين خانم گرفته است به خاطر تلاشهايش براي فراگير شدن حركتهايي براي توسعه در آينده است. در ماه فوريه سال 2003 گوگل، blogger را مي‌خرد و از مارس 2003 اصطلاحهاي weblog، weblogging و weblogger  وارد ديكشنري آكسفورد مي‌شود. تمام دنيا در اين متفق القول هستند كه اصطلاح وبلاگ و مفهوم وبلاگ را اولين بار شخصي به نام Jorn Barger در دسامبر 1997 ساخته و پرداخته است و ديگران تنها سهمي مهم در توسعه و بهبود يا فراگير شدن آن داشته‌اند.

نویسنده:تابان خواجه نصیری

نوشته شده توسط علیرضا شیرازی در 1:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم مهر 1384

وبلاگ نماد تاريخ شفاهي و فولكلور اينترنتي

در كنار عده‌اي از كارشناسان بين المللي اينترنت من نيز معتقدم كه وبلاگ و وبلاگنويسي نوعي تاريخ (و ادبيات) شفاهي است؛ و وبلاگ تنها ابزاري است براي ارتباط داشتن با ديگران و در اين ارتباط، دست يافتن به نقاطي مشترك.

در عرصه‌ي گرداب گسترده‌ گيتي با توجه به ماهيت مكتوب (متني) آن، ما به نوعي فولكلور الكترونيكي برخط يا Online اما به صورت مكتوب آن مي‌رسيم. اخبار، خاطرات و داستانهايي كه زبان به زبان و سينه به سينه و وبلاگ به وبلاگ نقل مي‌شوند و به نوعي در يادها و خاطره‌ها مي‌مانند و يا شايد روزي هم به مرور زمان از اين عرصه پاك يا محو و نابود گردند.

با شناختي اجمالي از تاريخچه و ماهيت اينترنت و ابزاري به نام وبلاگ مثل ساير ابزارها و سرويس‌هايي كه اينترنت به انسان عصر امروز ارزاني داشته‌ است مثل وب يا پست الكترونيك مي‌توانستيم انتظار فراگير شدن وبلاگ را داشته باشيم اما اين در حالي است كه حتي حسين درخشان در آن زمان كه راهنماي ساخت و ايجاد وبلاگ را مي‌نوشت و بر روي سايتش قرار مي‌داد هم فكر نمي‌كرد كه وبلاگ تا به اين حد و با اين سرعت فراگير شود.

در كنار بسياري از محققان و فعالان اينترنتي، معتقدم كه اول، اين ** انسانها ** هستند كه پشت كامپيوترهايشان به اينترنت متصل‌اند و بعد از آن است كه موضوع مليت، قوميت و زبان يا مذهب و عقايد شخصي يا اجتماعي و سياسي اين انسانهاي مرتبط با اينترنت مطرح مي‌شود. در حال حاضر چاره‌اي جز اين نداريم، ما ايراني‌ها و نيز البته به جهت اينكه فاقد تشكيلات و سازمان‌هاي تحليلگر و آمارگر به روز و در عين حال معتبري هستيم، استناد مي‌كنيم به آمار و ارقامي كه توسط بنيادها و شركت‌ها و موسسات امريكايي و اروپايي ارائه و منتشر مي‌شوند.

يك مطالعه‌ي جديد (جولاي 2005) نشان مي‌دهد كه وبلاگنويسان امريكايي - انسانهاي ديگري در گوشه‌ي ديگري از اين دنيا - بيشتر از آنكه بخواهند به سياست و رويدادهاي جاري بپردازند، در رابطه با موضوعات شخصي و خصوصي مي‌نويسند و اين فعاليت خود را نوعي تراپي (درمان) مي‌دانند. با مطالعه‌يي كه در اكثر وبلاگ‌هاي ايراني داشته‌ام، شخصا من نيز به همين رسيده‌ام. بيشتر وبلاگ‌نويسان ايراني سرگرم خود نگاري و از خودنويسي و پراكنده‌گويي هستند. خيلي به ندرت مي‌بينيد كه وبلاگنويس ايراني خودش را معرفي كند و در همان صفحه‌ي اول علايق ‌اش را بنويسد و محتواي وبلاگش را دقيقا متصل و مرتبط با علايق‌اش نگاه دارد. آن دسته از وبلاگنويس‌هاي ايراني كه داراي تحصيلات بالايي هستند با توجه به اينكه از اعتماد به نفس و موقعيت اجتماعي بهتري نيز برخوردارند، خيلي راحت‌تر خودشان و كارهايشان را معرفي مي‌كنند و خيلي راحت‌تر امكان ارتباط و تماس را در فضاي وبلاگ‌خود قرار داده‌اند. وبلاگنويس ايراني، در طول مدت وبلاگنويسي‌اش به كمبودها و كاستي‌هايش پي مي برد و سعي مي‌كند آن كمبودها را از ميان ببرد. من اين مطلب را نزديك به هفت سال پيش در يكي از مقالاتم نوشتم كه مهمترين جنبه‌ي وب اين است كه باعث مي‌شود مردم بيشتر فكر كنند و اين خيلي جالب است كه شما وبلاگنويسان را متفكرين بهتري نسبت به آنان كه دستي بر نوشتن در وب ندارند خواهيد يافت. اين نكته‌ي مثبتي است. وبلاگنويس براي نوشتن لازم است فكر كند، لازم است تحقيق و مطالعه كند و لازم است كه در جايي آموزش دهد و همه‌ي اينها موجب مي‌شود كه فرد دقيق‌تر شود و حساس‌تر شود نسبت به آنچه كه در پيرامونش در كل دنيا و فضاي سايبر مي‌گذرد. عشق و مهرورزي هم در ميان وبلاگنويسان ايراني بسيار ديده مي‌شود و حركت‌هاي فمينيستي و رفع خشونت از دغدغه‌هاي جدي زنان وبلاگنويس ايراني است. شكوه و شكايت و گلايه و سرگشتگي و غم عجيبي در ميان نوشته‌هاي وبلاگنويسان ايراني مي‌بينيد، چيزي كه در نوشته‌هاي امريكايي‌ها كمتر ديده مي‌شود. وضعيت شادي و خوشحالي در وبلاگنويسان ايراني خارج‌نشين بهتر از وبلاگنويسان ايراني مقيم ايران است ولي در خارج‌نشين‌ها غم غربت و دوري از خاك وطن در گوشه و كنار وبلاگ بوضوح ديده مي‌شود. بيش از نيمي از وبلاگنويسان امريكايي دنبال سرگرمي و تفريح‌اند (53 درصد). سرگرمي و تفريح و تعريف چگونگي گذراندن اوقات با دوستان و آشنايان 40 تا 60 درصد محتواي وبلاگهاي امريكاييان را تشكيل مي‌دهد و اين درحالي است كه ايرانيان اكثرا در تنهايي‌هايشان غرق‌اند اگرچه ممكن است خود را آدمهاي فعال و با نشاطي نشان دهند كه دائما در ارتباط و رفت و آمد با دوستان و اقوام هستند اما چندي بعد در همان نوشته‌هايشان اعتراف مي‌كنند كه دروغ گفته‌اند. اين همان حالت تراپي يا درماني وبلاگ است كه پيشتر از آن گفتم. وبلاگنويس ايراني براي ايجاد ارتباط با ديگران آنقدر سمج و عصبي است كه همه را به باد انتقاد مي‌گيرد، و وقتي همه را در فضاي بلاگ‌اسفير از خودش دور كرد مي‌نشيند و خودش را مورد نقد يا (تراپي) قرار مي‌دهد، آنگاه ناگهان بار ديگر به خاطر همين نوشته‌هاي انتقادي از خودش مورد توجه سايرين قرار مي‌گيرد، اما كمتر درس مي‌گيرد و دوباره به همان دور باطل مي‌افتد. ببينيد، خيلي ساده است يك آمار به ما مي‌گويد كه ميانگين مطالعه در ميان ايرانيان بسيار پايين است، اين ميانگين حدود 20 دقيقه در روز بيشتر نيست. از طرف ديگر هزينه‌هاي اتصال با اينترنت در ايران و هزينه‌هاي تماس‌هاي تلفني نيز بالاست. هزينه خريد و تهيه‌ي كتاب بالاست و عملا در سبد خانواده جايي ندارد؛ به همين ترتيب سطح پايين كتابخواني هم معضل ديگري است كه گريبان جامعه‌ي ايراني را گرفته است. حال برگرديم به وبلاگنويسان ايراني، اكثرا جواناني زير 25 سال كه علايق و حتي مطالعات تاريخي و اجتماعي و سياسي ندارند چرا؟ دغدغه‌هاي فكري اين وبلاگنويسان چيزهايي است كاملا شخصي و غير حرفه‌اي، كپي برداري از سايت‌هاي متفرقه، مد و لباس و موزيك و خوش‌گذراني و تفريح و ...

بر اساس يك تحقيق جديد AOL كه توسط كمپاني خدمات بازاريابي ديجيتال (Digital Marketing Services Inc.) انجام شده است، بسياري از وبلاگنويسان امريكايي از هر چيزي و از همه چيز مي‌نويسند. جالب است، من هم اين را در وبلاگ‌هاي ايراني خودمان مي‌بينم و قطعا شما هم با من هم عقيده خواهيد بود اگر سري به وبلاگهاي ايراني بزنيد اما با اين ديد كه آيا اينها درباره يك چيز مي‌نويسند يا **همه چيز**! كار به آنجا مي‌رسد، كه برخي خبرگزاري‌هاي ايراني هم اين خبر را مخابره مي‌كنند كه كفگير وبلاگنويسان ايراني به ته ديگ خورده است و سوژه براي نوشتن كم آورده‌اند. بعد از اين خبر است كه مي‌بينيد برخي وبلاگنويسان به سرعت شروع به خاطره نويسي يا سفرنامه‌نويسي مي‌كنند. برخي ديگر آن خبرگزاري را مورد حمله قرار مي‌دهند كه دارد فضاي وبلاگنويسي ايرانيان را با اين نوع اخبار مسموم مي‌كند. ‌در آن تحقيق كه در بالا به آن اشاره كردم، آمده است كه بلاگرهاي امريكايي اغلب نظرات يا كامنت‌هايي هم در رابطه با موضوعات و عناوين خبري ارائه مي‌دهند، اما در عين حال به نظر مي‌رسد كه بيشتر آنها در وبلاگشان از دوستان، اقوام و ديگر علايق شخصي‌شان مي‌نويسند. 9/43 درصد از افرادي كه در اين تحقيق مورد مطالعه قرار گرفته‌اند مي‌گويند كه اكثرا براي نوشتن موضوعات شخصي و خصوصي‌شان به وبلاگ نويسي روي‌ آورده‌اند اما وبلاگ‌هايي كه مي‌خوانند براي درك جنبه‌هاي مختلف اخبار و رويدادهاست و جالب است كه اين مشابه تحقيقي است كه در ماه مارس 2005 توسط سايت Harris Interactive نيز مطرح شده است كه در آن آمده است 44 درصد از كاربران امريكايي اينترنت بلاگ‌هاي سياسي را مي‌خوانند كه از اين تعداد 16 درصدشان فقط ماهي يك بار به سراغ اين وبلاگها مي‌روند. باز هم اگر دقت كنيم، ايرانيان هم به همين ترتيب اند، اين آمار عجيب نزديك است به آنچه كه در وبلاگهاي ايراني‌ شاهدش هستيم، خودتان يك گروه را ترتيب دهيد و بگوييد كه تحقيق كنند. بر اساس تحقيق Harris Interactive، اكثر وبلاگنويسان، وبلاگ‌هاي سايرين را نيز مي‌خوانند، اما تحقيقي كه AOL انجام داده است نشان مي‌دهد كه تقريبا يك چهارم آنها فقط و فقط نويسنده وبلاگ‌اند و در واقع كاري به كار وبلاگ‌نويسان ديگر ندارند. در بلاگ‌اسفير ايراني، اندك تفاوتي وجود دارد، اكثر وبلاگنويسان ايراني، به جاي اينكه نويسنده وبلاگ باشند، كپي برداران خوبي هستند، چنان قشنگ از روي دست وبلاگنويسان ديگر كپي (قورباغه) برمي‌دارند و چنان قشنگ آن را تغيير مي‌دهند (رنگ مي‌كنند) و به خورد ملت مي‌دهند كه نويسنده‌ي اصلي موضوع معمولا چيزي حدود چهار ماه بعد (كه موتورهاي جستجو و از جمله مهمترين آنها گوگل كه بانك اطلاعات شان را به روز مي‌كنند) اگر حال و حوصله جستجو داشته باشد ممكن است بفهمد و كپي از روي نسخه اصل خودش را شناسايي كند. از طرف ديگر وبلاگنويسان ايراني، آرشيو لينك‌هاي خود را خيلي دير به دير مورد بازبيني قرار مي‌دهند. در فضاي سايبر، ادرس مطالب و مقالات دائما در حال تغيير و تحول هستند، سايتها و وبلاگهايي كه دو سال پيش فعال بودند ممكن است كه ديگر فعال نباشند و يا آدرس‌شان تغيير كرده باشد. وبلاگنويس بايد حواسش به اين موضوع جمع باشد كه اگر لينكي يا لينكهايي از سايت‌اش مخاطب را در فضاي سايبر سردرگم كند ممكن است آن بازديد كننده را براي هميشه از دست بدهد و به همين ترتيب است اعتبار وبلاگنويس كه زير سوال مي‌رود.

در اينجا اين را هم بگويم كه همانطور كه در بالا اشاره شد اين تحقيق جديد نشان مي‌دهد كه نيمي از وبلاگنويسان امريكايي (دقيقا 7/48 درصد) به اين دليل وبلاگ‌شان را نگاه داشته‌اند كه آن را نوعي درمان يا تراپي براي خودشان مي‌دانند. جالب است، شما در وبلاگستان ايراني، بلاگ‌هاي بسياري را مي‌بينيد كه خيلي وقت پيش رها شده‌اند و ديگر مطلب جديدي ارائه نداده‌اند، - چون كار سختي است خواندن و مطالعه كردن و در برخي موارد نظري شخصي داشتن براي ايراني‌ها!! - آنهايي كه ادامه داده‌اند سرگرم نوشتن خاطرات و علايق شخصي‌شان هستند و من اين را هم بارها در ميان نوشته‌هاي وبلاگنويسان ايراني ديده‌ام كه به نوعي نوشته‌اند **اين نوشته مرا آرام مي‌كند يا ... حالا با اين مطلبي كه نوشتم احساس بهتري دارم ... ** شما هم كه با نگاهي دقيق قضيه را دنبال كنيد اين موضوع را خواهيد ديد پس ببينيد كه از اين نظر هم وبلاگنويسان ايراني و امريكايي شباهت دارند و به نوعي مي‌توانيم موضوع تراپي را در ميان آنها نيز ببينيم. 8/40 درصد وبلاگنويسان گفته‌اند كه وبلاگ به ايشان كمك مي‌كند تا با دوستان و آشنايانشان در ارتباط باشند و جالب است بدانيد كه طبق اين تحقيق تنها 2/16 درصد گفته‌اند كه به روزنامه‌نگاري علاقمندند و 5/7 درصد ايشان مايل‌اند اطلاعات و اخبار سياسي در اختيار ديگران قرار دهند.

تعداد اندكي از وبلاگنويسان براي رسيدن به شهرت به وبلاگنويسي روي آورده‌اند. جالب است بدانيد كه برخي از وبلاگنويسان، به خصوص برخي مديران ارشد اجرايي از وبلاگ به عنوان ابزاري براي بازاريابي خود و يا كسب و كار خود استفاده مي‌كنند، چرا كه وبلاگنويسي مي‌تواند اعتبار آنها را در نزد مخاطبين و مشتريانشان در فضاي سايبر بالا ببرد. در وبلاگستان ايراني هم شما مديران شركت‌ها و سايت‌هاي وب بسياري را مي‌توانيد ببينيد كه سرگرم وبلاگنويسي اند و در گوشه و كنار وبلاگ‌شان در حال تبليغ محصول جديد شركت‌شان و يا طرح دغدغه ‌هاي كاري و حرفه‌اي شان هستند.

نویسنده:تابان خواجه‌نصیری

نوشته شده توسط علیرضا شیرازی در 6:7 |  لینک ثابت   •