یکشنبه بیست و نهم آبان 1384
با وبلاگنويسي موفقيت در يك قدمي است
از قديم و هميشه اين را شنيدهايم يا كه جايي خواندهايم كه ميگويند سعي كنيد امروزتان با ديروزتان فرق داشته باشد. وقتي از كساني كه در كار و زندگيشان موفق شدهاند ميپرسيم رمز و راز موفقيتشان چه بوده، خيلي ساده ميگويند هر روز كار و فعاليت تازهاي را شروع ميكنيم.
حال اگر برگرديم به وبلاگ و ماهيت و مزاياي آن را مورد تجزيه و تحليل بيشتر قرار دهيم ميبينيم كه اين ابزار اگر هوشمندانه، آگاهانه و حرفهاي به كار گرفته شود ميتواند شما را خيلي سريعتر به هدفتان برساند.
وبلاگنويسي فعاليتي روزانه است. بگذاريد يك مثال بزنم. فرض كنيد وبلاگي داريد و اگر امروز مطلبي در آن قرار دهيد كه ديروز قرار داده بوديد و فردا هم همان مطلب را قرار دهيد، چه اتفاقي ميافتد؟ خيلي ساده شما مخاطبين خودتان را از دست ميدهيد و همه به نوعي به عقل شما شك خواهند كرد. قديميها ميگويند اگر ميخواهيد موفق شويد امروزتان بايد با ديروز تفاوت داشته باشد. اين خيلي حرف درستي است و خيلي به كار امروز ما هم ميآيد. يك وبلاگنويسي معمولي و غير حرفهاي امروز ميآيد و در وبلاگش مينويسد: «ديروز هيچ كاري نكردم... خانه نشستم و بي حوصله بودم، حوصلهی هيچكسي را نداشتم ...» فردا ميآيد و مينويسد: «امروز هم هيچ كاري نكردم... خانه نشستم و بي حوصله بودم، حوصلهی هيچكسي را نداشتم ...» - اين فرد ديروز و امروزش يكي است و فردا هم كه به وبلاگش برويد ميبينيد همانجا در خانه نشسته، بي حوصله بوده و حوصله هيچكسي را هم نداشته و اين كار هر روز و احساس هر روزش است. آيا شما چنين وبلاگي را ميپسنديد؟ آيا براي خواندن آن از وقت و انرژي و سرمايهیخود صرف خواهيد كرد؟ مسلماً نه.
وبلاگها با فعاليتهاي فكري و فيزيكي روزانه و حتي گاه لحظه به لحظهی وبلاگنويس حيات ميگيرند و زنده ميمانند. اگر وبلاگنويسان چنين برخورد پرانگيزه و فعالي با فعاليت هاي روزانهی خود و نيز با وبلاگ خودشان داشته باشند شخصا موفقيت آنها در كار و زندگي تضمين ميكنم. براي وبلاگنويسان، اين فكر و انديشه است كه بايد پويا باشد. ممكن است شما در زندگي كاري و يا شخصي خود، با شكست مواجه شويد، بازگشتن به گذشته و تفكر در مورد آن را ميگوييم فكر كردن و فكر كردن دربارهی خود فكر كردن، چيزي است كه به آن متافكر كردن Meta Thinking ميگويند و اين نوع تفكر است كه شما را به راههاي جديد و در نتيجه دستيابي به موفقيتهاي بيشتر (در كار يا زندگي) سوق ميدهد.
يك پست در وبلاگ به انتهاي خودش ميرسد اما انديشه هرگز متوقف نميشود.
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384
وبلاگنويسان ما بايد آموزش تفكر ببينند
اين را ميدانيم كه سيستمهاي آموزشی در اكثر كشورها به گونهای طراحي و برنامه ريزي شدهاند كه با آموزش روشهاي جمعآوري، يادگيري و حفظ دانش، اطلاعات و آگاهيها، دانشآموز يا دانشجو به مرور شيوهی تفكر انتقادی Critical Thinking را فرا بگيرد تا در جايي كه ايجاب ميكند بتواند بهترين تصميمگيري را داشته باشد. اينكه سيستم آموزشي ما در ايران چگونه بوده است و آيا ما در اين زمينه موفق بودهايم يا نه، بحث ديگري است، اما اين را هم بگويم كه يك سري تحقيقات نشان داده است كه تفكر انتقادي در ميان دانشجويان ما نسبت به دانشجويان هم رشته در كشورهاي ديگر تا حد قابل توجهي پايين است. يعني بيشتر دانش آموزان و دانشجويان ما در حين تحصيل، به دنبال گرفتن مدرك بودهاند و نه تجهيز خودشان به مهارتهاي فكري. اصولاً چنين آموزشهايي به دانشآموزان و دانشجويان ما كمتر داده ميشود و معمولا از آنها ميخواهند يا وادار ميشوند جزوه بردارند، يا جزوه رد و بدل كنند، كتاب بخرند، مطالبي را حفظ كنند و ... در صورتي كه در پروسهی يادگيري تفكر انتقادي به دانشجويان آموزش ميدهند كه مطلب را بخوانند، آن را درك كنند و مورد تجزيه و تحليل قرار دهند.
من معتقدم كه دانش آموزان و دانشجويان ما بايد ياد بگيرند كه بيشتر از اينكه بيايند مطالب را فقط جمع آوري و حفظ كنند، مطالب را درك و مورد تجزيه و تحليل قرار بدهند، يعني تفكر انتقادي را ياد بگيرند و به كار هم ببرند. فراگرفتن اين نوع تفكر و به كار گرفتن آن در طول مدت زندگي و در هنگام انتخاب شغل و گذراندن دورهی كاري بسيار مهم است و مطمئن باشيد كه بسيار به درد دانش آموز و دانشجو ميخورد. اما ما، غير از تفكر انتقادي، به نوع ديگر از تفكر نيز نياز داريم و با آن است كه ميتوانيم راههاي تازهاي در جهت دست يابي به راه حلها و موفقيت هايي در كار و زندگيمان بيابم. اين تفكر، تفكر خلاق يا Creative Thinking است.
بيشتر مردم، نه فقط مردم ما كه اكثر مردم دنيا، فكر نميكنند چرا؟ چون آموزش نديدهاند. فكر كردن يك مهارت است و آنهايي كه در زندگيشان به موفقيتهاي چشمگيري دست يافتهاند، سريع و حرفهاي اين مهارت را آموختهاند و به كار گرفتهاند. ما معمولاً به مرور زمان فكر كردن را ياد ميگيريم و اين پروسه وقتي به مرور زمان باشد خيلي كند پيش ميرود، عمرمان كه تمام شد و همهی موهايمان كه سفيد شد اگر در طول مدت عمر حواسمان به اين قضيه بوده باشد تازه ياد ميگيريم كه چگونه فكر كنيم. در طول مدت عمر، ما معمولا سعي ميكنيم عادتهايمان را طوري شكل بدهيم كه كمتر فكر كنيم يا به قولي پروسه فكر كردنمان كوتاه و محدودتر باشد. مثلا تا يكي از ما ميپرسد شام كجا برويم، بي آنكه نيازي به فكر كردن داشته باشيم بلافاصله ميگوييم برويم فلان رستوران (رستوراني كه پيش از اين هميشه ميرفتيم - اين يعني همان عادت قديمي و هميشگي). اگر من از شما بخواهم كه به مثالهاي ديگري در اين زمينه پيش خودتان فكر كنيد، آيا اين كار را خواهيد كرد؟ من به شما قول ميدهم كه اين كار را نخواهيد كرد چرا كه فكر كردن سخت است و اغلب مردم دنيا دلشان نميخواهد فكر كنند.
برنارد شاو اين موضوع را خيلي قشنگ گفته است: «مردم از فكر كردن متنفرند. دست به هر كاري ميزنند كه فكر نكنند. اما من با هفتهاي يكي دوبار فكر كردن، براي خودم اسم و رسمي دست و پا كردهام!»
تفكر خلاق يعني خلق ايدههاي جديد و نو، يعني ديدن مسائل و موضوعات از يك ديد و زاويهی انتقادي با استفاده از استدلالهاي منطقي. بزرگترين و قدرتمندترين متفكرين دنيا، كه از آنها را در بالا نام بردم، هر دو نوع شيوهی تفكر يعني تفكر انتقادي و تفكر خلاق را ماهرانه و استادانه به كار ميگيرند.
بيشتر ما، آنجا كه بايد فكر كنيم فيگور فكر كردن به خودمان ميگيريم. مثلا دستي زير چانه ميگذاريم و چشمها را به سقف ميدوزيم و مدتي سكوت ميكنيم و آنوقت پس از مدتي، - كه در واقع كاري نكردهايم - حرفي ميزنيم كه يا انتقاد است به كار ديگران يا بيان عادتي است كه پيش از آن داشتيم و يا اصولاً قضيه را موكول ميكنيم به بعد.
ما براي خلق ايدهها و امكانات جديد باز ميگرديم به گذشته و مطلبي انتقادي را بار ديگر مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهيم. اين نكته خيلي ظريف و ساده است و در عين خيلي هم مهم و پر قدرت. ببينيد ما بايد ياد بگيرم كه چطور يك تفكر انتقادي خوب داشته باشيم و همانطور كه گفتم اين را بايد سيستم آموزشي ما به دانشآموز يا دانشجو ياد بدهد. - كه من شك دارم در سيستم آموزشي ما چنين باشد كه بماند - اما تفكر خلاق را هيچكس نميتواند به شما آموزش دهد و هركسي كه چنين ادعايي ميكند در واقع ميخواهد وقت خودتان را به خودتان بفروشد. براي تفكر خلاق خيلي ساده: بايد تخيل خودتان را به كار بياندازيد و در عين حال ياد بگيريد كه چطور به مسائل و مشكلات و تجربههاي قبلي از زواياي مختلف نگاه كنيد، بايد دست از عادتهايمعمول خودتان بردايد، اجازه دهيد تا فكرتان پرواز كند. نيوتن زمين زير پايش را ميديد و در دفترچهاش يادداشت ميكرد كه چه دنيايي زيرپاهايش در ذره ذره شن و ماسههاي زير پاهايش است. هميشه يك دفتر كوچك يادداشت همراهتان باشد و اين فكرهاي خلاقانه را يادداشت كنيد، همهی آن بزرگاني كه نام بردم و همهی آن بزرگان و متفكريني كه ميشناسيد اين كار را كردهاند و همين امروز و در همين لحظه انجام ميدهند.
حالا رسيدم به آنجا كه قرار بود برسيم. اين وبلاگها را ميبينيد؟ اينها مثل همان دفترچههايي هستند كه در بالا گفتم. اين دفترها و اين يادداشتهاي من و شما كه امروز بر روي اينترنت قرار دارد، همان دفترچههاي كوچك نيوتنها و اديسونها و كپلرها و داوينچيها و مولاناها و ... امروز است، پراكنده در سرتاسر دنيا.
وبلاگنويسان ما بايد بدانند كه بايد مهارتهاي تفكر انتقادي و تفكر خلاق را ياد بگيرند و آنگاه بگذارند كه فكرشان پرواز كند و بعد يادداشتهايي از آنچه ميبينند را روي وبلاگهايشان بياورند. با تفكر خلاق ايدههاي نو و جديدي خلق كنيد، امكانات جديدي بوجود آوريد.
حالا وبلاگنويسان تمام دنيا ميگويند: بياييد فكرهايمان را روي هم بگذاريم بياييد يك طوفان جهاني و گستردهي ذهني يا A World Wide Brainstorming ايجاد كنيم و اين درست نيست كه دراين بين بياييم و همان شيوههاي فكري قديمي را داشته باشيم و همان عادتهاي سابق. طوفان ذهني يا Brainstorming يعني فكر كردن درباره خود فكر كردن، يعني با توجه به تفكرات اتقادي قبليمان نشستن و فكر كردن و تجريه و تحليل كردن.
درست است، بيشتر وبلاگنويسان ما درگير احساسات و علايق شخصي شان هستند و اين همان چيزي است كه من معتقدم ما را از تفكر خلاق دور مي كند. مردم بايد ياد بگيرند كه احساساتشان را از تفكراتشان جدا كنند، اين چالش بزرگي است نه فقط براي ما كه براي همهی مردم دنيا. تفكر خلاق يعني به نكات و جنبههاي مثبت و نقاط قوت چيزي انديشيدن، با اين شيوه است كه ميتوانيد ايدههاي جديدي ارائه دهيد و با خلاقيت و داشتن ايدههاي جديد است كه ذهنهاي خلاق را به سمت و سوي خود جذب ميكنيد و با ايجاد و حفظ ارتباط با اين ذهنهاي خلاق است كه خلاقتر ميشويد.
دستها را از زير چانه برداريد. عميق فكر كنيد و انديشههايتان را در وبلاگها به ثبت برسانيد. اين فاز اول پروسهی خلاقيتهاي شماست!
سه شنبه هفدهم آبان 1384
كشف قدرت وبلاگها
حتما قبول داريد كه وب باعث آن شده است تا مردم دنيا بيش از پيش تلاش و جستجو كنند و بيش از پيش بخوانند و بدانند و بيانديشند و بنويسند. آيا اين تحول عظيمی براي بشر در بيست سال گذشته نيست؟ آيا اين به قول پدر مديريت دنيا، پيتر دروكر، همان انقلاب اطلاعاتي در جريان نيست؟ پس اگر هست، بايد قبول كنيم كه هر پديدهی نوظهور ديگری در درون اين پديدهی مسنتر با سرعت بيشتري در ميان مردم دنيا گستردهتر و فراگيرتر شود. من شخصا فكر ميكنم كه وب بيش از هر چيز ديگر، باعث شده است تا مردم دنيا بيشتر فكر كنند و اين بيشترين كار است و سخت ترين كار و ما به نوعي همهی دستاوردهای كنوني در فنآوري اطلاعات را مديون اين جنبه از وب هستيم.
از زماني كه اينترنت شكل گرفت، شاهد و ناظر اين حقيقت بودهايم كه خدمات و يا به عبارت بهتر سرويسهايی كه اينترنت براي انسان امروز به ارمغان آورده است روز به روز پيشرفتهتر، كاملتر، بهتر، ارزانتر و ساده تر شدهاند. نفوذ كامپيوترها و دنبال آن اينترنت (حتي در اين اواخر با سرعت بيشتر و پهناي باند وسيعتر) به خانههاي مردم، انفجار و ورود موج گستردهای از افكار و ايدههای جديد را به اذهان جوامع تضمين كرده است.
به نظرم بايد بياييم و به آيندهی وب و اين پديدهی جديد ديگر يعني وبلاگها بيشتر بيانديشيم. وبلاگها در آينده چگونه خواهند بود؟ چه نيازهايي را پاسخ خواهند داد؟ و چگونه؟
امروز شاهد آنيم كه در هر ثانيه، در دنيا، يك وبلاگ جديد بوجود ميآيد. اگر فردا ديديم كه در هر ثانيه 2 يا سه وبلاگ بوجود ميآيد و قرار است كه وبلاگها خيلي گسترده تر از آن چيزي شوند كه امروز هستند چه خواهد شد و مردم با اين انفجار جديد چگونه برخورد خواهند كرد؟ ما همين امروز، وقت برای خواندن و مطالعه و حتی انديشيدن و تجزيه و تحليل آنچه خواندهايم يا ميخواهيم بخوانيم كم میآوريم. فردا چه خواهيم كرد؟ مسلم اين است كه ما امروز بايد فكر امروز باشيم و بايد به فكر بالا بردن سطح سواد رسانهای و مهارتهايمان. عصر، عصر داشتن سرعت و حرفهای عمل كردن است. عصر، عصر داشتن ايدههاي جديد و نو، عصر، عصر هرچه سريعتر و حرفهای تر آموختن و آموزش دادن است.
از طرف ديگر، ما ايرانیها راه بسيار پر نشيب و فرازتر و شايد طولانيتری در پيش داريم. اما اجازه دهيد اين را هم بگويم كه در برخی موارد، بخصوص در همين موضوع ايجاد سرويسهای ايجاد كننده وبلاگ و وبلاگنويسی به جايگاه خوبي رسيدهايم و در صورتی كه با ارائهی سرويسهاي بهتر و نوآوری در شاخههايي كه حتي غربيها به فكرشان خطور نكرده است و با فرهنگسازیهای مناسب همينطور خوب ادامه دهيم مطمئن باشيد كه به موفقيتهاي بيشتری نائل خواهيم شد. آينده را براي وبلاگها در جهان و خصوصا وبلاگهاي ايرانی چگونه ميبينيد؟ بياييد بيشتر فكر كنيم و انديشههايمان را بيش از پيش در نوشته ها و وبلاگها منعكس كنيم.
برداشتن اولين گام سخت است، اما بياييد اين گامهای نخستين را با هم برداريم تا ساده تر شود، تا سريعتر شويم.