یکشنبه چهارم آذر 1386
پنج دلیل اصلی هک وبلاگهای فارسی
1.فریب
برای یک هکر یا فردی که دارای سوء نیت است هیچ روشی ساده تر از فریب نویسنده وبلاگ و کسب اطلاعات از وی به جای سر و کله زدن با شیوه های فنی و تخصصی نیست. تقریبا اکثر سرویسهای مطرح وبلاگ فارسی اخطارهایی به کاربران خود نسبت به دریافت ایمیلهای جعلی داده اند و این نشان از رایج بودن شیوه فوق برای فریب کاربرانی که از سرویسهای وبلاگ استفاده میکنند دارد. در این شیوه هکرها تلاش میکنند با ارسال ایمیل و پیامهایی چون افرایش امکانات یا حذف وبلاگ به دلیل عدم فعالیت یا شناسایی وبلاگهای برتر و عناوین اینچنینی از طرف مدیران سایت کاربران را فریب دهند تا نام کاربری و کلمه عبور وبلاگ خود را برای فرستنده ایمیل ارسال کنند. هکرها تمام تلاش خود را میکنند که ایمیلها هرچه بیشتر واقعی به نظر برسند. اما با کمی دقت میتوان دریافت که ایمیلها جعلی هستند و البته بایستی این منطق را نیز در نظر داشت که عموماً مدیران یک سرویس دهنده وبلاگ نیازی به دریافت کلمه عبور کاربران خود از این طریق ندارند.
2.صفحات جعلی
صفحات جعلی یکی از شیوه های رایج سرقت اطلاعات کاربران وب سایتهای مختلف در جهان است.در این شیوه هکرها صفحاتی بسیار شبیه صفحه نخست یا صفحه ورود کاربران (Login) یک سایت را طراحی میکنند و آنرا در آدرسی که شبیه آدرس اصلی سایت باشد قرار میدهند. آنها اینگونه صفحات را به شیوه مختلف مانند ارسال ایمیل یا چت برای قربانی خود ارسال میکنند و در این میان گاهی افراد بدون دقت در مورد آدرس اصلی صفحه فوق کلمه عبور خود را وارد این صفحه میکنند که در نهایت در اختیار هکر قرار خواهد گرفت. این شیوه یکی از شیوه های رایج برای هک ایمیلهای یاهو یا هات میل یا حتی سرقت اطلاعات مالی افراد است نیز هست و برخورد با اینگونه صفحات جعلی به عنوان هدفی در توسعه نسخه های جدید مرورگرهای مطرح اینترنت مانند IE یا نرم افزار امنیتی مطرح می باشد. چنین شیوه ای برای سرقت اطلاعات کاربری وبلاگ نویسان نیز مورد استفاده قرار میگیرد و حتی در برخی از وبلاگها یا سایتهای هکرهای ایرانی صفحات جعلی آماده شبیه صفحات اصلی سایتهای مطرح سرویس دهنده وبلاگهای فارسی برای سرقت اطلاعات ارائه می شود. دقت در نوار آدرس مرورگر و بررسی صحت آدرس وب سایت در مواقعی که قرار است اطلاعات مهمی همچون کلمه عبور را در صفحه ای وارد کنیم میتواند بهترین شیوه برای حفاظت در برابر چنین تهدیدی باشد.
3.هک ایمیل یا آی دی در چت
سایتها و وبلاگهای مرتبط با موضوع هک مملو از تروجانها و نرم افزارهای جاسوسی است که با هدف سرقت کلمه عبور ایمیلهای یاهو یا دیگر سرویسهای ایمیل مطرح و همچنین آی دی کاربران در چت میباشد.برنامه های کوچکی وجود دارند که به محض باز شدن در کامپیوتر قربانی کلمه عبور یاهو مسنجر وی را برای هکر ارسال میکنند یا بصورت یک جاسوس در کامپیوتر مقیم شده و کلمه عبور وارد شده در صفحه ورود کاربر (Login) ایمیل یاهو را ثبت میکنند.
این برنامه های کوچک با شیوه های مختلفی همچون ایمیل یا در چت و یا با هدایت قربانی خود به صفحه اینترنتی خاصی و با عناوین فریب دهنده (مثل بازی جدید یا برنامه ای با امکانات جالب) به قربانی معرفی و در کامپیوتر وی نصب می شوند. متاسفانه این شیوه بسیار رایجی برای هک ایمیل و آی دی چت کاربران ایرانی است و بسیار مورد استفاده ایرانیهای علاقمند به هک است و به همین دلیل تهدیدی بزرگی برای کاربران ایرانی به شمار می آید ، نفوذ به ایمیل افراد میتواند گامی موثر و برای سرقت اطلاعات وبلاگ باشد (معمولا یا کلمه عبور وبلاگ در ایمیل فرد هست یا با استفاده امکان فراموشی کلمه عبور سایت سرویس دهنده وبلاگ اطلاعات ورود کاربر در اختیار هکر قرار میگیرد) . دقت در دریافت و بخصوص اجرای فایلها و استفاده از نسخه های به روز شده آنتی ویرویسها و نرم افزارهای فایروال میتواند تا حدود زیادی خطرات چنین تهدیدی را کاهش دهد.
4.سرقت اطلاعات در کامپیوترهای عمومی
به خاطر داشته باشید که کامپیوترهایی که مورد استفاده عموم هستند مانند کامپیوترهای کافی نت ها و یا دانشگاهها بهترین گزینه برای نصب نرم افزارهای جاسوسی و سرقت اطلاعات کاربران هستند و به صراحت می توان گفت استفاده کنندگان از این کامپیوترها بیشتر در معرض تهدید و سرقت اطلاعات مهم خود هستند. بنابراین تا آنجا که ممکن است اطلاعات مهم خود را در کافی نت ها یا در کامپیوترهای دانشگاه وارد نکنید یا حداقل اگر چنین میکنید در دوره های زمانی کوتاه کلمه عبور خود را تغییر دهید.
5.کلمه عبور ساده
خود را جای یک هکر قرار دهید مطمئناً حدس و تست چند کلمه عبور یکی از شیوه هایی خواهد بود که در هک یک وبلاگ آنرا تجربه میکنید. کسانی که کلمات عبور ساده ای مانند نام کاربری خود یا نام واقعی خود یا اعداد ساده و قابل حدس انتخاب میکنند بیش از هر فرد دیگری نسبت به سرقت و یا صدمه به اطلاعات وبلاگ خود مقصر هستند. البته شاید لازم نباشد کلمات عبور را آنقدر پیچیده انتخاب کنید که حتی خودتان هم نتوانید آنر به خاطر بسپارید اما حداقل کلمه عبور وبلاگ خود را به شکلی انتخاب نکنید که توسط دیگران قابل حدس باشد.
برخی از کاربران نیز روی اعتماد کلمه عبور خود را در اختیار افراد دیگری (مثلا برای ارسال مطالب ، چک کردن نظرات یا تغییر در قالب و...) قرار می دهند.شاید این افراد واقعا قصد صدمه به محتوای وبلاگ شما را نداشته باشند اما آیا شما میتواند مطمئن باشید که مثلا کامپیوتر آنها آلوده به تروجان یا نرم افزار جاسوسی نیست؟ یا به نحوی اطلاعاتی که شما در اختیار آنها گذاشتید بصورت ناخواسته توسط فرد دیگری رویت نمی شود؟ اگر در مواردی لازم شد که کلمه عبور خود بصورت مقطعی در اختیار فرد دیگری قرار دهید میتوانید بعد از اتمام کار کلمه عبور خود را تغییر دهید. برخی ابزارها و سرویسهای وبلاگ نیز به شما امکان تعریف نویسندگان یا کاربران دیگری با امکانات محدودتر می دهند که میتوانید از این امکانات استفاده کنید.
در ادامه دلایل هک وبلاگها میتوان به نواقص نرم افزاری در سایتهای سرویس دهنده وبلاگ یا ابزارهای مدیریت وبلاگ اشاره کرد،البته این اشکالات عموماً زود کشف و رفع می شوند.همچنین مانیتورینگ ترافیک شبکه و مشاهده کلمه های عبور وارد شده توسط کارمندان یک شرکت یا سازمان توسط مسولان فنی شبکه و یا فریب مسئولین پشتیبانی سایت یا شرکت میزبان وبلاگ و همچنین فریب کاربران طمعکار با عنوان هک وبلاگ دیگران با ورود کلمه عبور شخصی خودشان نیز از شیوه هایی هستند که در مواردی باعث صدمه به محتوای یک وبلاگ شده اند. اما آنچه در بررسی هک و آسیب به وبلاگهای فارسی بیش از هر دلیل و شیوه دیگری قابل مشاهده است پنج دلیل فوق است. تهدیدهایی که با کمی دقت بیشتر توسط کاربران از بین می روند.
منبع: وبلاگ علیرضا شیرازی
جمعه ششم بهمن 1385
نویسنده خوبی برای وب باشیم
این شاید به عقیده بعضی ها یک پرسش ساده باشد و جوابش هم مسلما آگاهی از وضعیت محل سکونت و جهان ، جهت تصمیم گیری در امور زندگی و یا حداقل ارضای حس کنجکاوی باشد و به عقیده عده ای دیگر ممکن است یک پرسش کاملا فیلسوفانه به نظر بیاید که پاسخ به آن نیاز به تامل بیشتری دارد.
اما موضوع بحث ما پاسخ به این پرسش نیست . در واقع می خواهیم با فرض اینکه همیشه افرادی وجود دارند که خواستار دانستن اخبار هستندُ نیازهای آنها را بهتر بشناسیم.
اشتباه نکنید! بحث روانشناسی هم در کار نیست.موضوع شناخت تفاوتهای خوانندگان Printed Media یا رسانه های چاپی و Online Media یا رسانه های آن لاین است آن هم برای اینکه بدانیم که چگونه می توانیم به بهترین شکل برای وب بنویسیم.
خواننده وب تفاوتهایی با خواننده رسانه چاپی دارد که به دلایل مختلف از جمله کمبود وقت ،الزام دانستن اخبار در کوتاهترین زمان ممکن ،امکان دسترسی آسانتر به اینترنت تا رسانه های چاپی و یا حتی بی حوصلگی رسانه های آنلاین را انتخاب می کند. حالا تصورش را بکنید که شما قرار است برای وب سایتی مطلب بنویسید ، پس حتما باید اصولش را بدانید تا بتوانید نویسنده خوبی در دنیای آنلاین باشید.
به طور کلی چند کانال برای نوشتن در وب وجود دارد.از آن جمله وبلاگ یا Blogging است و دیگری ویکی پدیا یا Wikis که یک دایرة المعارف عمومی به چند زبان است که هرکس می تواند راجع به هر چیزی و به هر زبانی که می خواهد در آن یک مدخل باز کند و مطلب خود را در آن قرار دهد .
بعد از آن Discussion Boards یا حوزه های بحث در اینترنت هستند.اما آنچه مهم است نحوه نوشتن شملا در وب است که باید صحیح باشد.
خلاصه بنویسید
به گفته "جاکوب نیلسون" (Jakob Nielson)خواندن مطلب از روی مونیتور کامپیوتر حدود ۲۵ درصد کندتر از خواندن از روی کاغذ صورت می گیرد.
کاربرانی که این موضوع را نمی دانند معمولا از خواندن نوشته های طولانی در وب احساس ناخشنودی می کنند.به عبارتی مردم دوست ندارند که نوشته های طولانی را از روی مونیتور کامپیوتربخوانند.
زمانی که مطلبی را برای وب سایتی می نویسید حجم مطلب شما باید ۵۰ درصد کمتر از وقتی باشد که برای یک رسانه چاپی مانند روزنامه می نویسید. به این ترتیب خواننده احساس بهتری خواهد داشت.
پس یادتان باشد کوتاه بنویسید چون خوانندگان قدردان نویسندگانی هستند که وقت آنها را نمی گیرند و به اصطلاح روده درازی نمی کنند . وقت هم که می دانید حکم طلا را دارد ،پس اگر توقع دارید تا خوانندگان وقت با ارزش خود را با خواندن مطلب طولانی شما هدر دهند ،هیچ وقت نویسنده خوبی برای وب نخواهید شد.
بهتر است به جای طولانی کردن مطلب ، متن خود را کلیک خور کنید یعنی به آن لینک های مرتبط بدهید تا خواننده در صورت تمایل به آن مراجعه کند .این یعنی شما علاوه بر احترام به وقت خواننده ، به او توانایی انتخاب هم می دهید و به این ترتیب او را خشنود خواهید کرد.
منبع:http://taleshi151.blogfa.com
جمعه ششم بهمن 1385
آیین نگارش وب - برای نوشتن در وب تغییر قلم بدهید
مسلما شما برای نوشتن روی کاغذ با محدودیت کمتری مواجه هستید . هر نویسنده ای سبک نگارشی خودش را دارد . بعضی ها ترجیح می دهند تا از افعال معلوم در نوشته خود استفاده کنند و برخی استفاده از فعل های مجهول را بیشتر می پسندند ، اما به خاطر داشته باشید که برای نوشتن در وب از فعل های معلوم استفاده کنید ، به عبارتی معلوم نویسی کنید نه مجهول نویسی .
به عنوان مثال به جای عبارت "مالیات خودروهای فرسوده افزایش می یابد" ، بنویسید :"دولت مالیات خودروهای فرسوده را افزایش داد."
نکته دیگر در زمینه نگارش در وب این است که حتما از فعل های محکم استفاده کنید ، فعل هایی که قدرت داشته و ضربه ای باشند و به بهترین شکل ممکن عمل اتفاق افتاده را به تصویر بکشند .
به عنوان مثال فعل "مرد" یا "درگذشت" را به جای عبارت های فعلی "به دیدار خدا رفت" ، "به لقاء الله پیوست" و یا "از میان ما رفت" به کار ببرید . یادتان باشد خواننده می خواهد لب مطلب را بداند .
نوشتن عبارت های حماسی و توصیفی برای رسانه های چاپی مناسب است ، اما در مورد وب به هیچ وجه اینطور نیست .
اعلام منبع
نکته دیگری که باید در نوشتن برای وب در نظر داشته باشید ، این است که حتما منابع را اعلام کنید ، به این ترتیب به مطلب خود سندیت می بخشید و خواننده را به درستی آن مطمئن می کنید .
جلب اعتماد خواننده یعنی افزایش قدرت شما به عنوان یک نویسنده وب .
خواننده شما ترجیح می دهد تا منبع موثق اطلاعاتی را که که به او می دهید بداند تا اینکه یکسری مطالبی را بخواند که معلوم نیست از کجا آمده است .
منبع:http://taleshi151.blogfa.com
جمعه ششم بهمن 1385
نوشتن برای وب - اصل مطلب را بگوييد
اگر خواستيد براي وب سايت خبر بنويسيد حتما روش '' هرم وارونه'' را براي نوشتن انتخاب كنيد. اطلاعات شما بايد خلاصه و به اصطلاح جمع و جور باشند.
به ياد داشته باشيد كه قرار نيست براي خواننده داستان تعريف كنيد و يا اينكه انشا بنويسيد. خواننده شما دوست دارد تا مطالب را به ترتيب اهميت بخواند و اطلاعات مورد نياز خود را در كوتاه ترين زمان ممكن بدست آورد.
استفاده از سبك هرم وارونه راهي است كه اين امكان را به او مي دهد. شما بايد به ترتيب از اهميت اخبار كم كنيد، يعني هر چه به انتهاي مطلب نزديك مي شويد از اهميت خبري آن كاسته شود. در عوض مي توانيد براي اخبار كم اهميت تر لينك بدهيد تا خواننده در صورت تمايل به آن مراجعه كند.
البته بايد طراحي را بگونه اي انجام دهيد كه مخاطب بتواند زود جستحو كند و محتواي مطلب شما را ببيند و آن وقت تصميم بگيرد كه مطلب را بخواند يا نه؟ بنابراين در سبك هرم وارونه بهترين اطلاعات بالاي هرم است، يعني ما اصل مطلب را مي گوييم و پايين مي آييم و اين بر خلاف سبك تاريخي است كه در آن مطلب طولاني مي شود. بطور كلي در هرم وارونه شتاب اهميت دارد و در همه جاي آن غير از پاراگراف دوم كه در واقع نگاهي دوباره به ليد است، شتاب وجود دارد و پاراگراف دوم در خدمت ليد است.
البته در وب الزاما اينطور نيست و لزومي ندارد كه در مطلبي كه براي وب در سبك هرم وارونه مي نويسيد هر چه به سمت پايين هرم مي آييد، از اهميت خبر كم شود زيرا شما به راحتي مي توانيد لينك بدهيد چه اخبار مهم در ابتدا بيايند و چه در انتها. حتي در وب ممكن است هرم وارونه شكل T داشته باشد چون زوائد از خبر گرفته شده و خبر به سرعت جمع مي شود. در واقع بايد گفت كه در وب به جاي هرم وارونه از Hard News استفاده مي كنيم.
اين مساله كاملا واضح است كه مطلب شما كه در سبك هرم وارونه تنظيم شده است، حتما بايد داراي ليد باشد اما ليد در وب بايد علاوه بر اينكه مهمترين بخش خبر را بيان مي كند، صريح و سريع هم باشد.
ارزشها و عناصر خبري در وب
در وب بايد نگاه چند وجهي به خبر داشت در واقع خبر بايد با ارزش و بسيار غني باشد و به هيچ وجه نبايد عناصر و ارزشهاي خبري را از هم جدا كرد.
همانطور كه مي دانيد عناصر خبري عبارتند از دربرگيري، شهرت، درگيري، تازگي، يگانگي، مجاورت و فراواني و عناصر خبري هم what, who, where, why, when, how هستند.
در مورد عنصر what بايد آن whatي را انتخاب كرد كه دربرگيري داشته باشد. از ميان whoها بايد آن whoي را انتخاب كرد كه داراي شهرت باشد. از ميان whereها بايد به دنبال مكاني بود كه مجاورت داشته باشد. Why يا چرا را بايد از كسي پرسيد كه كارشناس باشد. در مورد when دنبال زماني باشيد كه تازگي داشته باشد.
بنابراين براي نوشتن خبر در وب، اولين كاري كه بايد بكنيم اينست كه ارزشها و عناصر خبري را از هم تفكيك كنيم و در واقع تمام موفقيت خبر خوب در وب به شناخت دقيق ارزشها و عناصر خبري بستگي دارد.
منبع:http://taleshi151.blogfa.com
جمعه ششم بهمن 1385
متن خود را از كسالت باري در آوريد
طبيعي است كه يك متن تايپ شده يكنواخت كه از نظم نوشتاري خاصي پيروي نمي كند ، چشم خواننده را خيلي زود خسته مي كند.
براي جلوگيري از اين مساله بايد متن خود را فرمت داركنيد يعني يعني از يكساختار تايپي منظم استفاده كنيد.
براي اين كار يكي از راه ها اين است كه براي متن خود ليست درست كنيد . استفاده از سرتيترهاي درشت است ، سرتيترهايي كه به سرعت نظر خواننده را جلب مي كنند .
نقل قول كردن راهي ديگر است .نقل قول يعني بيان مطلب از زبان ديگري . اين كار متن شما را از حالت يكنواختي درمي آورد . همچنين مي توانيد از كلكهاي Hot mail بهره بگيريد. به اين ترتيب متن خود را از حالت كسالتبار و خسته كننده در ميآوريد و شكل ظاهري آن را دلنشين ميكنيد.
بطور كلي متنهايي كه در وب وارد ميكنيم ۳ حالت دارند: يا ثابت (static) هستند مثل چاپ سنتي و معمولي، يا متحرك (moving) مانند آگهيهاي تجاري در اينترنت و يا كليک خور (linkable)، يعني وقتي فلش موس روي آن كلمه قرار ميگيرد، تبديل به دست ميشود كه نشاندهنده اينست كه اطلاعات يا متوني به پيوست آن وجود دارد اما در هر صورت فورمتي كه براي نوشته خود انتخاب ميكنيم، بايد داراي ويژگيهاي لازم جهت جلوگيري از يكنواختي و كسالتباري متن باشد.
در مورد تغيير فونت متن دو دستور وجور دارد : يكي استفاده از دستور BOLD در متن است كه به وسيله آن هر قسمتي از متن را كه بخواهيم پررنگ تر و درشت تر از ساير قسمت ها مي كنيم و ديگري هم استفاده از دستور رنگ در متن است .
نكته ای كه همواره بايد به ياد داشته باشيد اين است كه اگر پاراگراف شما بيشتر از ۳۰۰ كلمه يا ۵ خط باشد حتما از دستور ميان تيتر در متن استفاده كنيد تا خواننده از خواندن مطالب طولاني پشت سرهم خسته نشود .
همچنين براي آسان خوانده شدن مطالب هيچ بلوك متني را از ۵ سطر بيشتر نكنيد و آخرين توصيه اين كه مطلب خود را خوب بررسي كنيد تا غلط املايي نداشته باشد .
منبع:http://taleshi151.blogfa.com
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385
چهار قدم تا نوشتن یک مطلب عالی برای وبلاگ
1- ایدههای خود را یادداشت کنید:
معمولا در حین خواندن مقالات و مطالب دیگران ایدههای جالبی برای نوشتن به نظر شما میرسد ولی ممکن است در همان زمان حوصلهی نوشتن مطلب را نداشته باشید. اما سعی کنید آن ایدهی جالب را برای نوشتن از دست نداده و برای اینکه آن را فراموش نکنید یادداشتش کنید. میتوانید یک فایل txt یا word را برای ثبت عناوین این ایدهها در نظر بگیرید.
2- یادداشتهایتان را مرور کنید:
در پایان روز میتوانید ایدههایتان را مرور کنید . دقت کنید که لازم نیست بقیهی عنوانها را پاک کنید چون ممکن است زمانی دیگر برای نوشتن مطلبی دیگر به کارتان بیاید. در حال مرور ایدههای نوشته شدهیتان نکات کلیدی که به نظرتان میرسد در مقابل آن یادداشت کنید. همچنین وقتی لیستتان را مرور میکنید ممکن است ایدههای جدیدی برای نوشتن نیز به ذهنتان برسد. آنها را نیز به لیست اضافه کنید.
3- ایدههایتان را پرورش دهید:
هیچ معلوم نیست این پله چه قدر طول خواهد کشید 15-20 دقیقه یا یک هفته. به هر حال هر زمانی که فکرتان برای پرورش دادن مطلب آماده بود این کار را بکنید و در موردش بنویسید. یا مطالب جدیدی را که به نظرتان میرسد به مطلب اضافه کنید.
4- پست کردن مطلب در وبلاگ:
وقتی که مطمئن شدید مطلبتان به حد کافی و کاملا پرورش یافته شروع به نوشتن کنید و با استفاده از یادداشتهای گذشتهیتان یک مطلب خوب و کامل بنویسید. گاهی اوقات ممکن است پس از شروع به نوشتن و نوشتن یک مطلب به این نتیجه برسید که هنوز خوب پرورش نیافته است. مطلبتان را جایی ذخیره کرده و مجددا مراحل 2 و 3 را برایش انجام دهید تا کامل و آماده شود. پس از کامل شدن مطلبتان را یک بار بخوانید تا اشکال نگارشی یا املایی در آن نماند.
اگر به همهی موارد بالا عمل کنید مطمئن باشید همیشه پستهای خوب و جالبی در وبلاگتان خواهید داشت. همچنین هرگز برای نوشتن، موضوع کم نمیآورید. دقت کنید که انجام مراحل بالا به معنی توجه شما به وبلاگتان و نیز احترام گذاشتن به خواننده خواهد بود. چنین وبلاگی روز به روز پر خواننده تر و بهتر خواهد شد.
منبع:itstart.blogfa.com
جمعه سی ام تیر 1385
وبلاگنويسي فارسي ارتباط بسيار نزديکي با روزنامهنگاران ايراني دارد
عليرضا شيرازي، در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:« نخستين راهنماي ايجاد وبلاگ از سوي يک روزنامهنگار ايراني نوشته شد و همچنين تعداد زيادي از اولين گروه وبلاگهاي فارسي، از سوي روزنامهنگاران ايجاد شده است. البته تعداد زيادي از اولين گروه وبلاگنويسان نيز بعدها وارد عرصهي روزنامهنگاري و مطبوعات شدند.»
وي ادامه داد: « وبلاگها در ايران بر خلاف برخي از کشورها که از سوي افراد متخصص فنآوري اطلاعات به ديگر شهروندان معرفي شدند، از سوي روزنامهنگارها، سايتهاي خبري و نشريات به جامعه معرفي شدند و يکي از دلايل مهم رشد سريع پديده وبلاگ نويسي در روزهاي اوليه نيز همين دليل است.»
شيرازي، گفت:« روزنامهنگاران وبلاگ نويس را ميتوان به چند گروه تقسيم کرد، گروه اول روزنامه نگارها و خبرنگاراني هستند که مايلند مطالب خود را به صورت شخصيتر و در رسانهاي مستقل و يا گسترهاي از مخاطبان فارسي زبان در تمام کشورها منتشر کنند؛ براي اين گروه، وبلاگ ابزاري است که مطالب و نظرات خود را بدون در نظر گرفتن نظرات سردبير ، مدير مسوول و يا ديگر افرادي که در رسانههاي مکتوب معمولا تاثير گذار هستند و يا سانسورهايي که معمولا براساس سياست نشريات اعمال ميشود، بنويسند.»
وي ادامه داد: «گروه دوم که تعداد وبلاگنويسهاي بيشتر را شامل ميشوند، روزنامهنگاران و خبرنگاراني هستند که مانند بسياري از وبلاگنويسهاي ديگر مايلند نظرات و خاطرات شخصي خود را منتشر کنند . مطالب اين وبلاگها ميتواند خاطرات شخصي روزنامهنگار، اظهار نظر درباره مسايل روز و همچنين پرداختن به مباحثي است که گرايش تخصصي روزنامهنگار است. به طور مثال ممکن است يک روزنامهنگار ورزشي بخشي از مطالب وبلاگ خود را به اظهار نظر و تحليل مسايل و اخبار روز دنياي ورزش اختصاص دهد.»
مدير بلاگفا تصريح كرد: « با مطالعه وبلاگهاي معروف روزنامهنگاران ايراني ميتوان دريافت که آنها حساسيت ويژهاي به مسايل اجتماعي دارند و بخش مهمي از مطالب وبلاگهاي روزنامهنگاران دربارهي وقايع روز جامعه و مسايل و مشکلات اجتماعي است. براي مثال بسياري از روزنامهنگاران زن در وبلاگهاي خود به مسائل و مشکلات زنان در جامعه ايراني ميپردازند.»
شيرازي در ادامه گفت: «گروه سوم را ميتوان روزنامهنگاران با سابقه و صاحب نظر دانست که اگر چه مانند ديگران دربارهي موضوعات مختلف مينويسند، اما بخش مهمي از مطالب آنها اختصاص به تخصص آنها و مطالب مرتبط با روزنامهنگاري و ارتباطات دارد . وبلاگي مانند وبلاگ دات که توسط دکتر يونس شکرخواه نوشته ميشود را ميتوان از اين گروه به حساب آورد و البته دهها وبلاگ ديگر که توسط اساتيد و روزنامهنگاران با سابقه نوشته ميشود در اين زمينه وجود دارد. اين گروه از وبلاگها بيشتر مورد علاقهي دانشجويان و علاقهمندان علوم ارتباطات و ديگر روزنامهنگاران است.»
وي افزود: «بسياري از روزنامهنگاران و خبرنگاران مايلند در مورد حاشيه اخبار و مطالبي که براي خبرگزاريها،سايتهاي خبري و يا نشريات تهيه ميکنند، در وبلاگ خود بنويسند و البته معضلات و مشکلات جامعه مطبوعات نيز از ديگر دغدغههاي روزنامهنگاران وبلاگ نويس است که بارها در وبلاگهاي ايشان به آن پرداخته شده است.»
وي معتقد است: « علاقه و گرايش روزنامهنگاران به وبلاگ نويسي در نهايت باعث افزايش کيفي مطالب وبلاگها و به خصوص جدي گرفتن پديدهي وبلاگ در رسانهها شده است. حتي در خارج از کشور نيز هنگامي که مثلا نويسندگان يک نشريه معروف اقدام به وبلاگنويسي ميکنند به سرعت اخبار آن منتشر ميشود و حتي برخي از وبلاگهاي معروف و پر بينندهي دنيا متعلق به روزنامهنگاران و يا وبلاگهاي گروهي افراد فعال در يک نشريه است.»
وي در پايان تاكيد كرد: « علاقهي روزنامه نگاران ايراني به وبلاگ نويسي نيز باعث شده است که مطبوعات در ايران، شايد بيش از هر کشور ديگر منطقه در مورد وبلاگها مطلب بنويسند.»
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385
نوشتن برای وب
ساختار متن؛ محتواي متن و لينك هاي متن
ساختار متن :
پاراگرافهاي كوتاه : اجازه ندهيد پاراگراف هاي شما از 100 كلمه بيشتر شوند.
تعاريف و مفاهيم : سعي نكنيد تعريف يا مفهومي را كه مي شود به آساني به آن لينك داد؛ خودتان دوباره ارائه كنيد. بهتر است كه به آنها لينك بدهيد و متن خودتان را طولاني نكنيد.
ميان تيتر : اگر متن شما از 300 كلمه بيشتر است؛ به ميان تيتر نياز دارد. ميان تيترها را كوتاه انتخاب كنيد و سعي كنيد در انها به مخاطب بگوئيد كه پاراگراف زير ميان تيتر مربوط به چيست.
فونت درشت : استفاد از واژه هائي كه فونت آنها درشت تر است (Bold) مي تواند به مخاطب در يافتن موضوعات اصلي موجود در متن كمك كند. ولي فراموش نكنيد كه از اين كار بايد با احتياط و در حد كم استفاده كنيد تا مخاطب با شلوغي و نويز ريخت و قيافه اي در متن مواجه نشود. احتياط هنگامي در اين زمينه ضروري تر است كه ميان تيتر هم داشته باشيد.
ليست : ليست همان كاري را مي كند كه گروبلي براي روزنامه نگاران قديمي مي كرد. / ياد روزهاي سربي بخير / گروبلي يا همان علائم اول پاراگراف ها (دايره هاي كوچك تو پر يا تو خالي، ستاره، مربع هاي تو پر و تو خالي و...) كمك مي كرد تا مطلب ارائه شده تفكيك شده تر به نظر برسد و يا عمدتا وقتي به كار مي رفت كه چند موضوع مرتبط با هم مي بايست به صورت يك ليست يا يك فهرست دنبال هم مي آمد. استفاده از چنين كاري در فضاي وب رايج تر از فضاي نوشتاري است و بعضي ها بدون استفاده از كاراكترهاي مخصوص اين كار؛ فقط با تو رفتگي اول پاراگراف اين كار را مي كنند (Indent).
محتواي متن:
ايجاز : كوتاه بنويسيد و سر هر واژه اضافي را به سنگ بكوبيد. همين.
ساختار جمله : جملات بايد كاملا معطوف به پيام باشند. باز هم از زياده نويسي بپرهيزيد. معلوم نويسي هم بر مجهول نويسي ارجح است. معلوم نويسي كار نويسندهخ را سخت تر مي كند و كار مخاطب را راحت تر.
حرف زدن به جاي نوشتن : سوء برداشت نشود و بلايي به سر من در نياوريد كه عده اي بر سر حرف ها و نوشته هايم درباره بحث سافت نويسي در آوردند. محاوره اي ننويسيد ولي مثل حرف زدن كه هميشه منظور آدم را زودتر از نوشتن بيان مي كند؛ عمل كنيد. تكرار مي كنم من نگفتم محاوره اي نويسي كنيد؛ بلكه گفتم از قدرت انتقال پيام در حرف زدن در فضاي وب استفاده كنيد. الان هر كه هر چه مي خواهد در فضاي وب مي نويسد و مي گويد اين سافت نويسي است. سافت نويسي عمدتا در روزنامه هاي جهان جاري است نه در وب؛ چون روزنامه ها نمي توانند با سرعت وب و كوتاه نويسي رايج در وب مقابله كنند بنابر اين با قلاب سافت نويسي به سراغ خوانندگان خود مي روند. دقت كنيد كه در وب اين سوژه هاي سافت هستند كه مي توانند به خاطر عدم محدوديت جا - بر خلاف روزنامه ها كه صفحات محدودي دارند- خبر شوند؛ نه اينكه در وب سافت نويسي رگه حاكم باشد.
لينك هاي متن :
كوتاه و گويا : لينك هائي كه مي دهيد كوتاه باشند و در حد چند كلمه (سقف كار 5 كلمه است). اين خطاست كه مثلا يك پارارگراف را لينك بدهيد.
بي دليل لينك ندهيد هر لينكي بايد يكي از توقعات مخاطب را برآورده سازد.
همه لينك ها مخاطبان را به صفحات ديگري هدايت نمي كنند و بعضي وقت ها به بخش ديگري از همان صفحه هدايت مي كنند. در اين مواقع بهتر است با استفاده از كلمات "بالا" يا "پائين" اين موضوع را براي مخاطب مشخص كنيد تا گمان نكند لينك شما شكسته بوده است.
براي مطالعه بيشتر :
دو نکته اساسي در نوشتن براي وب
درباره وب نويسي (متن زبان تخصصي براي كلاس هاي ليسانس)
رسانههاي مدرن و درك مدرن (فراتر از تكنيك)
منبع: دات - دکتر یونس شکرخواه
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385
چگونه بازديد کنندگان وبلاگمان را افزايش دهيم؟
1. از لیستها استفاده کنید (شاید؛ منظور همین شماره گذاری در متن)
2. موضوعی باشید، چیزهایی بنویسید که موضوع روز است و هم الان باید خوانده شود
3. تمرین کنید و یاد بگیرید تا در موضوع تخصصی تان به اندازه کافی مهارت داشته باشید
4. خبرهای داغ را سریع منتشر کنید
5. پستهایی بنویسید که در طول یک سال هم کهنه نشوند. تایم-لس باشین
6. در زمره اولین وبلاگهای گروه نوشتاری خودتان باشید و دیگران را هم تشویق کنید که در آن زمینه بنویسند.
7. تجربیات و دانسته های خود را با دست و دلبازی عرضه کنید، مردم میفهمند و خواننده شما میشوند.
8. خبرها و اتفاقات روز را منتشر کنید
9. پستهای کوتاه ولی پرمغز بنویسید
10. خوانندگان را تشویق کنید تا شما را به صد وبلاگ تاپ تکنوراتی هدایت کنید.
11. در مورد گربه، یا دوست-پسر یا بچه هایتان ننویسید
12. پستهای [مهم و لازم] را کامل و طولانی بنویسید
13. در مورد کودکانتان بنویسید!
14. بدذات باشید! در وبلاگتان چیزهای مشکوک و افتراآمیز در مورد وبلاگنویسان [مشهور] بنویسید تا آنها در وبلاگشان با لینک به شما جوابتان را بدهند
15. چاپلوسی کنید، لینکهای محبت آمیز بدهید و چشم داشت کوچکی در مورد لینک مقابل داشته باشید
16. نظرسنجی کنید، آمارها را در نظر داشته باشید و چشم و گوشتان باز باشد
17. پستهایتان را تگ بندی کنید. از دل.شیو.س استفاده کنید
18. Coin a term or two
19. با مشاهیر وبلاگی مصاحبه کنید.
20. حتماً به ایمیلهایتان جواب بدهید
21. در پستهایتان از عکس استفاده کنید، عکسهای مساله دار مثلاً.
22. درخشنده و تابناک باشید
23. سعی کنید خوانندگانتان را تشویق کنید تا پستهایتان را لینک کنند، مثلا در سرویسهایی مثل دیگ و دل.شیو.س
24. عکسهایتان را در فلیکر منتشر کنید
25. سعی کنید خوانندگانتان از خروجیهای rss وبلاگتان استفاده کنند.
26. یک دوره آموزشی آغاز کنید و خوانندگان را دعوت کنید تا در یک دوره آموزشی یکماهه شرکت کنند.
27. کامنتهای وبلاگتان را باز بگذارید.
28. در نظر داشته باشید که هر روزی یک روز آغازین است، چون شما هر روز یک خواننده جدید خواهید داشت.
29. پستهای خوب و فرد اعلا را در جایی جمع کنید.
30. سعی کنید به عنوان یک منبع خوب ولی کمتر شناخته شده شهرت داشته باشین
31. در مورد چیزهایی بنویسید که در مرکز توجه اکثریت فنی وبلاگها هستند، مانند وب 2، آژاکس و…
32. در مورد گوگل بنویسید
33. تبلیغات مربوط به رشته خودتان داشته باشید، که گاهی از متون وبلاگ موثرترند.
34. Don't include comments, people will cross post their responses
35. پستهایی بنویسید که شامل چندین دنبالک (TrackBack) به چندین وبلاگ دیگر باشند، اینگونه آنها شما را خواهند شناخت.
36. آگهی نامه نباشید
37. قالب وبلاگتان را مرتباً بهبود بدهید تا شامل هر امکان تصورکردنی باشد
38. در مورد "وبلاگ نویسی" بنویسید
39. در ایده های خوب ملت کاوش کنید، همیشه و همه وقت
40. سعی کنید اختراعات و ابداعات جدیدی در هنر و هر فعالیت دیگری داشته باشد
41. در روزهای غیر تعطیل مطلب منتشر کنید، چون در آن زمانها خوانندگان بیشتری وجود دارند
42. در یک سلسله موضوع، پایان ناپذیر مطلب بنویسید
43. روزهای آخر هفته پست کنید، چون در آن زمان مطالب کمتری منتشر میشوند.
44. مطالبتان را با لینکهای بسیار زیاد درونش مقطع و تکه تکه نکنید
45. قالب، فونتها و استایلها را چنان آرایش کنید که مانند این باشد که لباس میپوشید تا به ملاقات شخص غریبه ای بروید
46. دائماً خودتان را بدون کوچکترین گذشتی رفع ایراد کنید.
47. خودتان، شغلتان، کتابهایتان، پروژه ها و غیره را در مطالبتان تبلیغ نکنید
48. آرام و بردبار باشید
49. نسبت به کسانی که ازشان الهام گرفته اید ستایشگر باشید
50. سایتهای مختلف پینگ را حتما پینگ کنید. (برای استفاده راحتتر از روش اتوماتیک پینگ استفاده کنید، یا از سایتهای پینگر استفاده کنید)
51. [در هر پست] فقط در مورد یک موضوع بنویسید، تا آنجا که میشود با جزئیات کامل، و شما یک نویسنده حرفه ای خواهید بود
52. انگلیسی بنویسید
53. البته اگر توانستید چینی بنویسید بهتر است!
54. در مورد چیزهای کمیاب و نایاب بنویسید
55. کند و عقب مانده نباشید
56. در مورد چیزهایی بنویسید که ملت دوست دارند بخوانند و به دوستانشان نشانش بدهند.
منبع ترجمه از امامی
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385
عملکرد وبلاگها زير ذره بين شرکت های تجاری !
در این تاریخ یک گروه مدافع حقوق مصرفکنندگان در آمریکا موسوم به Ban Transfat یک شرکت سازنده غذاهای آماده به نام Kraft Foods را تحت تعقیب قرار داد و از آن خواست تولید و فروش نوعی غذای حاضری خود را که حاوی چربی زیادی بود، متوقف کند.
سازمان یاد شده در دادخواست خود مدعی شده بود که اسنکهای معروف Kraft Foods حاوی نوعی چربی غیربهداشتی است و باعث چاقی شدید مصرفکنندگان میشود و به سلامت آنان نیز آسیب جدی وارد میکند.
با اعمال نفوذ و هزینههای فراوان شرکت غذایی Kraft این شکایت به جایی نرسیده و به شکست انجامید. متاسفانه مردم هم به خیال این که ادعاهای مطرح شده در مورد کیفیت غذاهای شرکت مذکور پایه و اساس علمی نداشته از اسنکهای خطرناک Kraft بیش از گذشته استفاده میکردند، به گونهای که میزان مصرف آن نسبت به زمان قبل از شکایت چند برابر شد.
ولی مدتی بعد دولت آمریکا و سازمانهای بهداشتی آن تحقیقات گستردهای در این مورد به عمل آوردند و مصرف چربی مورد استفاده شرکت Kraft را در تولیدات غذایی ممنوع کردند، اما چه شد که دولت آمریکا وادار به بررسی مجدد این مسئله بدون شکایت قضائی شد. پاسخ در فعالیتهای مخالفان این شرکت در فضای مجازی نهفته است.
بررسیهای موسسه Buzz Metrics نشان میدهد که طی این مدت بیش از 6/2 میلیون اظهارنظر در مورد چربی یاد شده در مجامع مختلف آنلاین، گروههای بحث و وبلاگها صورت گرفت و 120 هزار نفر هم در مورد آن سخن گفتند و همین جریانسازی قدرتمند باعث شد دولت آمریکا مسئله را جدی گرفته و خود در مورد آن تحقیق کند. البته این کار باعث شد که عموم مردم هم از خطرات چربی یاد شده آگاه شوند، مصرف آن را کنار بگذارند.
مدیر موسسه Buzz Metrics میگوید بحث و مناقشه بر سر چربی یاد شده نمونهای عینی است که نقش جوامع آنلاین و مشارکت قدرتمند آنان در بحرانهای صنعتی و تجاری و تاثیرگذاری آنان را در این حوزه نشان میدهد. آنچه که در فضای آنلاین بر ضد شرکت Kraft اتفاق افتاد باعث شد دادخواستی که به شکست انجامیده بود به گونه دیگری به موفقیت برسد.
جالب آن که تنها شرکت Kraft نبوده که به خاطر پیگیری کاربران فضای مجازی مجبور به عقبنشینی شده و حتی عملکرد غولهایی مانند جنرال موتورز، HP و Target هم به طور جدی در اینترنت تحت نظر بوده است.
همین مسئله موجب شکلگیری کسب و کار جدیدی در غرب شده که دستاندرکاران آن با ردگیری و بررسی وبلاگها، گروههای بحث و بررسی و دیگر مجامع آنلاین جهتگیری کلی آنها در قبال عملکرد شرکتهای تجاری را مشخص میکنند. این ابتکار عمل با استقبال شرکتهایی مانند Canon، فورد، مایکروسافت، نوکیا، فیلیپس، سونی، تویوتا و بسیاری از نامهای شناخته شده دیگر مواجه شده است.
کارشناسان معتقدند آنچه که در فضای مجازی در مورد شرکتهای مختلف مطرح میشود ـ چه در قالب وبلاگ، مجامع آنلاین و... ـ جایگزینی مدرن برای تحقیقاتی است که قبلا برای سنجش رضایت مشتریان انجام میشد و شرکتها از این طریق میتوانند عملکرد خود را تصحیح کرده و برای جلب رضایت مردم بیشتر بکوشند.
گزارشهایی که در این مورد تهیه میشود بسیار به روزتر است و به شرکتها کمک میکند عملکرد خود را هرچه سریعتر بهبود دهند.
یکی از معروف ترین شرکتهایی که چنین خدماتی ارائه میدهد Intelliseek است که برای ارائه خدمات مختلف در این حوزه سالانه از هر شرکت بین 30 تا 500 هزار دلار دریافت میکند.
البته شرکتهای مختلف تجاری خود برنامههای ویژهای برای بررسی فضای مجازی و پی بردن به جهتگیری عمومی در مورد خود دارند.
یکی از مدیران HP بخصوص بر نقش بلاگرها تاکید میکند و معتقد است بلاگرهایی که پستهای مدیریتی دارند یا روزنامه نگار هستند بر بازار بسیار تاثیرگذارند و نگرش مردم در مورد خدمات و محصولات ما را به میل خود تغییر میدهند. فضای وبلاگی برای کسب اطلاعات در مورد مردم هم بسیار مفید است، زیرا معمولا در این فضا بسیار صادقانه سخن گفته میشود و افراد بدون رودربایستی نظراتشان را بیان میکنند.
منبع: روزنامه هموطن سلام -احسان موحدیان
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385
تدوین آئین نامه برای ضابطه مند شدن بلاگها بایستی با نهایت دقت صورت گیرد
نگارنده به عنوان مدیر سرویس وبلاگ فارسی بلاگفا (BLOGFA.COM ) در مصاحبه های مختلف با رسانه ها، بارها به این مسئله اشاره داشته ام که یکی مشکلات وبلاگ نویسان و بخصوص سرویسهای وبلاگ فارسی خلاء قانونی و حقوقی و عدم تعریف اختیارات ،محدودیتها و خط قرمزها در زمینه وبلاگ نویسی است و این مسئله پیامدهای متعددی در بر داشته است که یکی از مهمترین آنها سردگمی وبلاگ نویسان بخصوص در انتشار مطالب سیاسی و اجتماعی و حتی طنز با نام و هویت اصلی خود بوده است و در این شرایط بسیاری از وبلاگ نویسان ترجیح داده اند با نام مستعار، مطالب وبلاگ خود را منتشر کنند و یا شاهد برخورد های سلیقه با وبلاگها توسط مدیران سرویس دهندگان وبلاگ فارسی بوده ایم. همچنین هنوز تعریف مشخصی برای حقوق مولفین و تولید کنندگان محتوا در محیط وب وجود ندارد .
در چنین شرایطی صحبتهای وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند گامی مثبت در جهت تعریف محدویتها و اختیارات مدیران سایتها و وبلاگ نویسان باشد با این حال متاسفانه و با توجه به سابقه و با نگاهی به قوانین و ضوابط تعریف شده و یا اعمال شده برای دیگر بخشهای فن آوری اطلاعات مانند شرکتهای سرویس دهنده اینترنت، کافی نت ها و... توسط نهادهای دولتی و قضائی شاهد نوعی شتاب زدگی و گاهی عدم درک مناسب مباحث مختلف فن آوری اطلاعات هستیم.
به خاطر دارم که چند سال پیش قوانینی که برای فعالیت سرویس دهندگان اینترنت و همچنین کافی نت ها تدوین شده بود مسئولین آنها را ملزم به ثبت هویت و فعالیت کاربران خود کرده و آنها را نسبت به فعالیت کاربران خود مسئول دانسته بود که این چنین قوانینی اگر در سالهای گذشته به این دقت اجرا می شد قطعا در افزایش نفوذ اینترنت در بین مردم و تجارت شرکتهای فعال در زمینه فن آوری اطلاعات تاثیر منفی داشت.
وبلاگهای فارسی در سالهای گذشته پیشرفت بسیار چشمگیری داشته اند و بی تردید یکی از برجسته ترین نشانه های نفوذ اینترنت در بین جامعه ایرانی و از بزرگترین تولید کنندگان محتوای فارسی در وب هستند اما در این میان بایستی دلایل پیشرفت آنرا نیز در نظر داشت که یکی از مهمترین آنها ثبت آسان و عدم التزام به قوانین محدود کننده بوده است.
حال با توجه به این شرایط صحبتهای آقای وزیر میتواند تا حدودی نگران کننده باشد و چه بسا که شتاب زدگی و سخت گیری در تصویب قوانین نظارتی نه تنها کمکی به فضای مجازی فارسی زبانان نمی کند بلکه مشکلی بزرگ دیگری را نیز به آن می افزاید.
برای نمونه تشبیه یک وبلاگ شخصی با معدودی خواننده با یک رسانه مانند یک روزنامه یا هفته نامه با دهها هزار مخاطب میتواند باعث تصویب قوانین و پیامدهای حقوقی ناعادلانه ای برای وبلاگ نویسان فارسی که اکثرا نویسنده وبلاگهای شخصی و با مخاطب بسیار محدود هستند شود.
قصد بر این نیست که فلسفه تدوین اینگونه قوانین را رد کنیم اما قطعا چنین قوانینی بایستی با درک مناسب از فضای مجازی، خواسته های کاربران و تجارت و کسب و کار خاص فن آوری اطلاعات باشد .همچنین این قوانین میبایست در تمامی ابعاد و با هماهنگی نهادهای مختلف دولتی و قضائی صوت گیرد تا در آینده شاهد تصویب قوانین و یا برخوردهای متفاوت توسط نهادی مختلف نباشیم چرا که امروز نیز در بین وزرات خانه ها ، شوراهای مختلف و قوه قضائیه هنوز متولی مشخصی برای بررسی محتوای سایتها و وبلاگها وجود ندارد و نهادهای مختلفی در این زمینه اظهار نظر میکنند.
لازمه تدوین چنین آئین نامه ای استفاده از نظرات صاحب نظران،مدیران سایتهای فارسی بخصوص در بخش خصوصی، وبلاگ نویسان با تجربه و اهل فن، مدیران سرویس های وبلاگ و کارشناسان و روزنامه نگاران فعال در حوزه آی تی است و چه بهتر که پیش نویس چنین قوانینی قبل از تصویب در سایتها و نشریات فن آوری اطلاعات منتشر و نظرات جامعه نیز در آن منعکس گردد.
علیرضا شیرازی
مدیر سرویس وبلاگ بلاگفا ( BLOGFA.COM )
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385
نحوه قرار دادن و پخش موزیک در وبلاگ
معمولا موزیک هایی که در وبلاگها مورد استفاده قرار میگیرد دارای پسوند mid هستند.از جمله خصوصیات این فایلها حجم کم و مدت زمان طولانی آنها میباشد ولی این فایلها فاقد صدای خواننده میباشد و به اصطلاح بدون کلام هستند.شما میتوانید این گونه فایلها را در سایتهایی مانند نغمه یا Iran Midi پیدا کنید و اگر قصد استفاده از موزیک خاصی را دارید که بر روی هارد شما قرار دارد میتوانید با عضویت در سایتهایی که فضای مجانی در اختیار شما قرار میدهند (مانند : پرشین گیگ) فایل مورد نظرتان را در سرور این سایتها قرار دهید.
اگر مایل هستید موزیک شما در پس زمینه وبلاگ پخش شود و از چشم کاربر دور بماند میتوانید کد زیر را در قالب وبلاگتان (در بین تگ head) قرار دهید .
پارامتر loop تعداد تکرار شدن موزیک را تعیین میکند , اگر این مقدار برابر 1- باشد آهنگ شما به طور مداوم تکرار خواهد شد و اگر این مقدار برابر عددی بالاتر از صفر باشد به همین تعداد تکرار خواهد شد (مثلا اگر loop برابر 2 باشد آهنگ 2 بار تکرار خواهد شد)
برای گذاشتن موزیکی با امکان کنترل توسط کاربر میتوانید از کد زیر استفاده کنید.با قرار دادن این کد در وبلاگتان میتوانید امکان متوقف کردن موزیک , کم و زیاد کرد صدا و تغییر مکان موزیک را در اختیار کاربر خود قرار دهید .
به جای Source File آدرس فایل موزیک خود را قرار دهید و اما دیگر پارامترها :
autostart : اگر این مقدار برابر true باشد آهنگ شما بعد از لود شدن شروع به پخش خواهد کرد و اگر برابر false باشد تا زمانی که کاربر دستور پخش را ندهد موزیک پخش نخواهد شد
hidden : اگر این مقدار برابر true باشد کنترلر از دید کاربر پنهان خواهد ماند (مانند کد اول)
loop : اگر این مقدار برابر true باشد موزیک بعد از اتمام دوباره شروع به پخش خواهد کرد و در صورتی که برابر false باشد 1 بار پخش خواهد شد
width : عرض کنترلر را تعیین میکند.توجه داشته باشید کم کردن عرض کنترلر باعث پنهان شدن تعدادی از امکانات (مانند کنترل صدا) خواهد شد اما اگر میخواهید آنرا در گوشه صفحه وبلاگ قرارد دهید بایستی از مقادیری مانند ۱۵ یا ۱۴۰ استفاده کنید
height : ارتفاع کنترل را تعیین میکند
برای راحتی کار میتوانید این کد را در قسمت تنظیمات وبلاگ >> کدهای اختصاصی کاربر قرار دهید
نویسنده : دیجیتال کیوان
یکشنبه دوم بهمن 1384
وبلاگ بنویسیم، اما خودمان را گول نزنیم
نویسنده: آیدین فرنگی در وبلاگ aynev.blogfa.com
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و یکم دی 1384
چگونه وبلاگهایمان را بهدردبخورتر و پربینندهتر کنیم
منبع: Performancing.com
مترجم: سید موسی علوی
ادامه مطلب
سه شنبه پانزدهم آذر 1384
«ارتباط ابزاری - ارتباطِ در خود» و وبلاگِستان فارسی
در نظريات «کارورز محور»، کارورز کسیست که تلاش میکند تأثيرهای خاصی بر مخاطب بگذارد. الگوهايی که در اين نوع نظريات بسط داده شدهاند، به دنبال درک چهگونهگی تأثير پيام بر مخاطب به منظور افزايش اين تأثير هستند. در نظريات «مخاطب محور» از منظر مخاطب به رسانه توجه میشود. در اين نوع نظريات، بيشتر استفادههای ارتباط جمعی برای مخاطب مطرح است تا اثرات آن بر مخاطب. نظريات مخاطب محور به دنبال آناند که به مخاطب در درک استفادههايی که میتوان از رسانههای جمعی به عمل آورد يا استفادههای مطلوبی که اين رسانهها نمیتوانند تأمين کنند، يا اثرات نامطلوبی که اين رسانهها ممکن است داشته باشند، کمک کنند.
نکتهی مهم آن است که در بطنِ همهی اين نظريات (به خصوص در نظريات کارورز محور)، نگاهی «ابزاری» به عمل يا فرآيند يا مفهومِ ارتباط نهفته است. منظور از «ابزاری ديدن» آن است که «ارتباط» را معطوف به هدفی خارج از خودِ «ارتباط» تعريف و معنا میکنند. در حالی که ارتباط میتوانَد «برای ارتباط» باشد نه برای چيزی خارج از آن. ارتباط در نفس خود حاوی چيزهايیست که مطلوب و خواستنیست. «معنا» و «هويت» مهمترين چيزهايیست که «ارتباط» ماهيتا واجد آنهاست (يا میتواند باشد) و به همين دليل، ارتباط میتواند برای خودِ ارتباط خواسته شود. بنا بر اين برخی از انواع ارتباط ممکن است از نوعی باشند که نتوان آنها را با رویکردهای ابزاری مطرحشده در نظريههای ارتباطات تبيين کرد.
دوقطبی «فرستنده - گيرنده» که در بطن نظريههای ارتباطات نهفته است، متضمن نوعی «قشربندی» و نگاهِ سلسله مراتبی (گرچه گاه پنهان و ناگفته) است. در اين رویکرد، حتا در انواع مخاطب محور آن، اولويت با فرستنده و توليدکنندهی پيام است. اين اولويتبندی از همان ابتدا در نامگذاری «فرستنده - گيرنده» يا «توليدکننده – مصرفکننده» نهفته است. مصرفکننده در موقعيت انفعال قرار دارد چرا که به هر حال مصرفکننده است. او چارهای ندارد جز آن که چيزی را که ديگران توليد کردهاند مصرف کند. حداکثر میتواند در نحوهی مصرف، خلاقيتهايی به خرج دهد يا مقاومتهايی ابراز کند. در اين نظريات همهی بحثها بر سر آن است که توليدکننده يا فرستنده چهگونه پيام خود را توليد و چهگونه آن را ارسال كند که اثر مورد نظر را بر مخاطب بر جای بگذارد، يا مخاطب چهگونه میتواند از آن چه که توليدکننده ساخته است به بهترين شيوه استفاده کند.
در رویکرد «در خود» (ارتباط برای ارتباط)، نمیتوان از دوقطبی «فرستنده - گيرنده» سخن گفت. در اين رویکرد، هيچ کس توليدکنندهی صِرف و هيچ کس مصرفکنندهی صرف نيست. نه هدف فرستنده اعمال تأثير يا ايجاد تغييری در مخاطب است نه هدفِ مخاطب بردن استفادهای خاص از آن چه که فرستاده شده است. در اين رویکرد، هدف همان حضور در فرآيند ارتباط و برقراری رابطه است.
در واقعيت، در اکثر (و شايد تمام) موارد ممکن است نتوان «وجه ابزاری» و «وجه در خودِ» ارتباط را از يکديگر تفکيک کرد. در اکثر ارتباطها، اين دو وجه همزمان حضور دارند. با اين حال در هر ارتباطی میتوان از شدتِ بيشتر يکی از اين وجوه سخن گفت.
بر اين مبنا شايد بتوان وبلاگها را به دو دستهی کلی تقسيم کرد: وبلاگهايی که وجه ابزاری ارتباط در آنها غالب است و وبلاگهايی که وجه در خودِ ارتباط در آنها غالب است.
احتمالا کليهی وبلاگهای تخصصی يا وبلاگهايی که در موضوع و حوزهی تعريفشده و معينی فعاليت میکنند، بايد جزء وبلاگهای ابزاری دستهبندی شوند چرا که در اين وبلاگها همان موضوعی که به آن پرداخته شده است، خود هدفیست که خارج از خودِ وبلاگنويسی مطرح است. وبلاگهای علمی، خبری، هنری، تحليلی و مانند اينها از اين دسته هستند. اين دسته از وبلاگها در الگوی نظريههای ارتباطات میگنجند. الگويی که دوقطبی «فرستنده - گيرنده» يا «کارورز - مخاطب» بر آنها حاکم است. در اين وبلاگها، نويسندهی وبلاگ مخاطبان را در نظر دارد و هدفاش از نوشتن ايجاد تغييری در مخاطبان خود است. اين تغيير در بهترين حالت افزايش دانش و اطلاعات مخاطبان است.
گروه بزرگی از وبلاگها موضوع ثابتی ندارند. وبلاگهايی با محتوايی مانند درد دلها، رنج و شادیها، پستی و بلندیهای زندهگی روزمره و اتفاقات بسيار عادی که به نظر میرسد ارزش خواندن و دانسته شدن ندارند و معمولا کمترين اطلاعاتی برای خواننده در بر ندارند، شايد نمونههای نابی باشند از وبلاگهای «در خود». در اين وبلاگها اثرگذاری بر مخاطب چندان مورد نظر نيست بلکه نفس ايجاد رابطه و وارد شدن در يک شبکهی ارتباطات مد نظر است.
صرفنظر از اين دستهبندی، شايد اگر بخواهيم محيط اين وبلاگِستان را به عنوان كليتی واحد مطالعه كنيم، رویكرد «در خود» مناسبتر از رویكردهای مبتنی بر نظريههای ارتباطات باشد. صرفنظر از انواع و اقسام بسيار متعدد وبلاگهای موجود در وبلاگِستان فارسی كه استثنائات متعددی را ممكن است پديد آورد، به نظر میرسد كه مجموعهی اين وبلاگِستان (بدون آن كه بخواهم كاركردهای رسانهای آن را نفی كنم، اما) بيش از آن كه «رسانه»ای باشد برای انتقال پيام ميان افراد و گروهها، يك «كاميونيتی» (يك گروه، يك اجتماع) است كه افراد در آن حضور میيابند. شايد با اغماض و مسامحه وبلاگِستان فارسی را (يا دستكم بخشهای مهمی از آن را) بتوان با چيزی شبيه «پاتوق» در دنيای واقعی شبيه كرد. وبلاگِستان فارسی بيشتر از آن كه يك رسانه، يك ابزار باشد، يك «محيط»، يك «مكان» است. «جايی» كه افراد در آن حضور میيابند تا با هم باشند. نه ابزاری كه از آن برای اثرگذاری بر هم استفاده كنند. وبلاگ حداقل چنان كه در ايران رواج يافته بيش از آن كه يك امكان ارتباط ابزاری باشد، يك امكان ارتباط در خود است.
توضيح اضافه آن كه منظور از اين دستهبندی، تخطئهی گروهی از وبلاگها يا تبرئهی گروهی ديگر نبود. اين دستهبندی در راستای تلاش در جهت نزديك شدن به فهم پديدهی وبلاگنويسی، دستكم آنچنان كه در ايران رواج يافته است، انجام شد.
نویسنده:رضا کلاهی
منبع:نشریه الکترونیکی فروغ - شماره ۸۰
چهارشنبه نهم آذر 1384
اصول وبلاگ نویسی اقتصادی
چند اصل کلی هم در مورد وبلاگ نویسی برای واحدهای اقتصادی متذکر شده، این اصول عبارتند از:
* صداقت، طنز و شفافیت داشته باشید.
* به مخاطبانتان احترام بگذارید.
* به وبلاگ نویسی به چشم تبلیغات نگاه نکنید.
* مو از ماست نکشید، کلیات را تعیین کنید ودست وبلاگ نویس های شرکتتان را باز بگذارید.
* اگر لازم دیدید در سیاست وبلاگ نویسی شرکتتان تجدید نظر کنید و تغییرش دهید
* به بازخوردها خیلی اهمیت بدهید
* به انتقادات و... که درست هستند، حتما جواب بدهید.
* مستند نویسی مهمترین اصل است.
منبع: وب سایت khajehnoori.com
چهارشنبه بیستم مهر 1384
خبر در فولكلور اينترنتی
وبلاگنويس، ابزار وبلاگ را به عنوان رسانهاي در اختيار دارد، رسانهاي كه مخاطبين خاص خود را دارد و اين مخاطبين را به سوي خود جلب ميكند. حال وبلاگنويسي را در نظر بگيريد كه شاهد رويداد مهم و تازهاي بوده است و ميخواهد اين رويداد را در وبلاگ خودش ثبت كند. او بايد از قبل، «خبر» و «خبر نويسي» را بشناسد و درباره آن بداند. در عين حال او بايد، حق و حقوق و نيز حد و حدود خود را بداند.
خبر چيست؟
خبر بخش تازهاي از اطلاعات درباره رويدادي مهم است كه به تازگي روي داده است و خوانندگان و شنوندگان و بينندگان را تحت تاثير قرار ميدهد و به نوعي مورد علاقه ايشان است، يعني چيزي است كه مردم علاقمندند دربارهي آن بدانند. وبلاگنويسي كه ميخواهد خبري را روي وبلاگش قرار دهد بايد از اين تعاريف آگاهي داشته باشد، بايد بداند كه خبر آن چيزي است كه دارد در همين لحظه روي ميدهد و يا اينكه رويدادي است كه در آينده روي ميدهد. وبلاگنويس بايد بداند كه رويداد داراي اهميت است و بداند كه مخاطب هم اهميت آن را درك ميكند. وبلاگنويسي كه ميخواهد خبري را بنويسد بايد ببيند كه آيا آن رويداد، رويداد بزرگ و قابل توجهي بوده است يا نه. آيا افراد مهم يا سرشناسي در درگير آن بودهاند يا نه. آيا افراد مهم يا تعداد افراد قابل توجهي متاثر از آن بودهاند يا نه. خبر بايستي از رويدادي نوشته يا گفته شود كه همين اخيرا روي داده است و هنوز كسي چيزي در موردش نشنيده است. با اين همه كانالهاي راديو تلويزيون ماهوارهاي و با اين همه سايتهاي خبري، با اين همه روزنامه كه منتشر ميشوند و با اين همه روزنامهنگاراني كه وبلاگ مينويسند و ... كار مشكلي است، نه؟ اما خبر ميتواند يك رويداد باشد يا يك ايده يا عقيده. ما معتقديم كه خبر بيشتر بايد رخداد يا رويدادي باشد Performance تا چيزي كه قرار است در آينده اتفاق بيافتد Intention . وبلاگنويسي كه ميخواهد خبري را بر روي وبلاگش قرار دهد بايد روي اثري كه خبر بر مخاطبش ميگذارد دقيق شود و ببيند كه آن خبر چه اثري روي مخاطبش داشته است. خبر بايد به روشي يا به صورتي منعكس شود كه مردم با آن آشنا هستند و آنرا ميفهمند. در عين حال، وبلاگنويس، بايد بداند كه انعكاس خبرش بر روي وبلاگ به موقع و به جاست. مردم بيشتر دوست دارند كه از اخبار اطراف خود باخبر شوند تا اخبار نقاط دور افتاده، حال ببينيد كه چه كار مشكلي است، وبلاگ شما را ممكن است فردي در دور افتاده ترين نقطهي دنيا بخواند و دنبال كند، چند خبر محلي قديمي و بي اهميت در وبلاگتان قرار دهيد و ببينيد كه چقدر سريع مخاطبينتان را از دست ميدهيد. مردم دوست دارند در جريان اخباري قرار بگيرند كه خودشان درگير آن بودهاند مثلا هزينههاي زندگي، درآمد يا ماليات يا قيمت مواد غذايي. درگيريها و كشمكشها، مناقشات و ... هم همگي گوشهاي از زندگي ما شده اند. كشمكش بين افراد يا بين دو ملت يا بين انسان با طبيعت. وبلاگنويس بايد بداند كه «خبر» با «زندگي» در ارتباط است. خبر موضوعي است كه براي افراد برجسته و مهم اتفاق ميافتد، اسامي خبرساز ميشوند و اسامي بزرگ خبرهاي بزرگي ميسازند، اما وبلاگنويس بايد حق و حقوق خودش را بداند و محدوديتهايش را نيز بشناسد.
در امريكا، وبلاگنويسان را با كتابچههاي راهنما آشنا ميسازند و به آنها آگاهيهاي لازم را ميدهند. از حق و حقوقي كه دارند، از حمايتهايي كه از آنها به لحاظ حقوقي ميشود، از كپيرايت گرفته تا مسئوليتها و احيانا محدوديتهايي كه دارند، بعد چنانچه جايي راه را به خطا بروند، ابتدا به آنها تذكر ميدهد و بعد تنها در صورتي كه از آنها شكايتي شود انها را مورد پيگرد قانوني بر اساس قوانيني كه موجود و مدون است، قرار ميدهند. ما متاسفانه در ايران، هيچ قانون و قواعدي براي وبلاگنويسي نداشتيم و نداريم هنوز. قواعد و قوانيني هم كه در مورد روزنامهنگاران است در بسياري از موارد وبلاگنويسان را نه در ايران و نه در هيچ كجاي دنيا مورد حمايتهاي جدي قرار نميدهد و آن وقت در حالي كه پديدهي جديد وبلاگنويسي اولين نفسهاي را تجربه ميكند؛ مياييم و وبلاگنويسان را دستگير و محكوم و مجازات ميكنيم. درست است يك نوزاد هم اولين نفسها را با درد ميكشد اما اين نوزاد ما ديگر چهار ساله شده است و نبايد شاهد زجر كشيدنش باشيم از نفس كشيدن كه اگر چنين باشد يك جاي ديگر كار لنگ ميزند. من سي و نه سالهام و هنوز بسياري از حق و حقوقي كه دارم يا بايد داشته باشم را نميدانم، اين چه انتظاري است كه از يك يا چند جوان زير بيست سال سن داريد؟ راه حل، به نظرم تدوين قوانين مشخص و آموزش حقوق و حمايتهاي قانوني وبلاگنويسي است. اما اين قواعد و قوانين نبايد آزادي وبلاگنويس را در نوشتن رويدادها و آنچه كه در زندگياش رخ ميدهد محدود كند، او به قوانين حمايت كنندهاي هم نياز دارد كه قانوننويسان ما بايد به آن توجه داشته باشند و وكلا و قضات نيز بايد دراين راستا آموزشهاي لازم را ديده باشند.
مهم نيست كه چه زماني به وبلاگنويسي روي آوردهايد، به تازگي است كه وبلاگنويس شدهايد يا اينكه سالهاست در وبلاگتان مينويسيد، مهم اين است كه بايد بدانيد در هر حال شما مسئول نوشتههاي خود هستيد و اين مسئوليت را بايد بپذيريد. بايد مراقب و مواظب آنچه كه در وبلاگتان مينويسيد و منتشر ميكنيد باشيد. اين فقط در ايران نيست، در سرتاسر دنياست، هر روز ميشنويم كه وبلاگنويساني به خاطر آنچه نوشتهاند دچار دردسر شدهاند. مثل همهي روزنامهنگاران و ناشرين، وبلاگها نيز گاهي اطلاعاتي را منتشر ميكنند كه خيليها نميخواستند يا نميخواهند كه منتشر شود، مثلا ممكن است چيزي را منتشر كنيد كه برخي افراد آنرا تهمت يا افترايي نسبت به خود يا خانوادهي خود يا شركت يا سازمان يا حتي كشور خود بدانند. يك خبر را از يك خبرگزاري مثل خبرگزاري فرانسه يا رويتر برداريد كه مورد حمايت قوانين كپي رايت است و آن را در وبلاگ خود منعكس سازيد خواهيد ديد كه صداي خيليها در خواهد آمد و شايد براي حق طلبي شما را به دادگاه بكشانند.
به عنوان يك وبلاگنويس، اين را بايد بدانيد كه در دنيا و البته نه خيلي زياد در ايران، روزنامهنگاران و ناشرين سنتي قوانيني دارند كه از آنها در قبال آنچه نوشته يا منتشر كردهاند حمايت ميكنند اما اين قوانين ممكن است نتوانند از شما حمايت كنند. چرا كه خيلي ساده دادگاهها هنوز براي وبلاگنويسان قوانيني در اختيار ندارند و قانونگذاران (خصوصا قانونگذاران ما در ايران) هنوز اين نوزاد سه چهار سالهي ايراني را نميشناسند و درك نكردهاند. يك نوجوان ده ساله هم ميتواند بيايد روي اينترنت و يك وبلاگ درست كند و در آن چيزهايي بنويسد كه مغاير با قوانين مملكت يا نظام است، اينكه چطور به اين نتيجه رسيده است يا اينكه چطور از رويدادي خبردار شده است، يا اينكه چطور چنين تحليل كرده است را نميدانيم، شايد از روي دست كسي ديگر از اينترنت نوشته است تا مطرح شود و مثلا در ميان همسن و سالهايش شوخي كند. اين عين فولكلور اينترنتي است، اين خبر كه منعكس شده است و مثلا نبايد ميشد، ممكن است براي شما اهميت دارد اما وبلاگنويس مثل يك روايت يا داستان ساده آن را ميبيند وميخواهد آن را منتقل كند. حالا او ابزاري به نام وبلاگ دارد، حرف و سخنش به صورت نوشته باقي ميماند و روزها بعد خوانده ميشود گوشهاي از آن نوشته امنيت ملي را هدف قرار داده است. چند نفر آن مطلب را خواندهاند؟ چه كسي اهميت داده است؟ خواننده يا قانونگذار؟ چه كسي شاكي بوده است؟ آيا خدا را خوش ميآيد كه جان اين نوجوان به خطر افتد يا اينكه خانوادهاي به نگراني و تكاپو و رفت وآمد و خواهش و تمنا بيافتند؟
ما نياز به يك بازنگري داريم. سازماني در امريكا به نام بنياد مرزهاي الكترونيكي www.eff.org راهنماي سادهاي را براي وبلاگنويسان تهيه كرده است كه در آن تذكرهاي لازم را به آنها داده است و قوانين را نيز برايشان تشريح كرده است. وبلاگنويسان امريكايي پيش از اينكه به وبلاگنويسي روي بياورند و پيش از پست كردن و منتشر ساختن اولين نوشتهي خود اين جزوه را دريافت ميكنند و در آن از حق و حقوق خود مطلع ميشوند. اين جزوه تهيه شده است نه براي اينكه به مردم مشاورهي حقوقي بدهد. مشاوره خواستني است و مشاورهي حقوقي كار وكلا است. ما نيز در ايران نيازمند چنين جزوههايي براي وبلاگنويسان ايراني هستيم و من در حالي اين را مي گويم كه امريكايي ها خودشان از چنين قوانيني و از چنين مقرارتي و چنين جزوههايي استفاده ميكنند و سازمان خبرنگاران بدون مرز جزوههايي به زبانهاي مختلف در اختيار قرار ميدهد كه چطور افراد ميتوانند به صورت ناشناس خبرپراكني وبلاگي كنند! آنها از هر دو طرف اول آموزش ميدهند و ما ظاهرا از هر دو طرف اول مجازات ميكنيم و محدود! يك جاي كار ايراد دارد و من آن را متوجه نميشوم. شما بگوييد كه چه فكر ميكنيد و كدام درست است.
نويسنده: تابان خواجه نصيري
دوشنبه هجدهم مهر 1384
10 نکته تاپ برای یک وبلاگ نویس موفق
1. پرمحتوی باشید: سعی کنید وبلاگی پر محتوی از نظر لینک، مطلب، عکس و هر چیز دیگر داشته باشید. پر محتوی بودن به این دلیل می باشد که اگر شما مدتی وبلاگ خود را به روز نکردید، هربار که بیننده به وبلاگ شما می آید به نکته ای جدید برخورد کند و وبلاگ شما به روز جلوه کند.
2. ارتباط مستقیم با وبلاگ نویسان دیگر: اکثر وبلاگ نویسان در قسمت بالای وبلاگ/سایت خود قسمتی دارند که مربوط به آدرس میل و وسائل ارتباطی با آنها می باشد. پس با آنها توسط خودتان، به صورت مستقیم ارتباط برقرار کنید. (فکر کنم در ایران بیشتر کامنت مرسوم باشه!)
3. سمج باشید: سر همه ما شلوغ است، e-mail ها پشت سر هم در inbox انباشته و فراموش می شوند، شما مدام میل بزنید و یادآوری کنید تا مکالماتتان ادامه پیدا کند. اگر از شما سوال های سختی پرسیده شد از خودتان دفاع نکنید!
4. تعریف کنید: سعی کنید در وبلاگ خود وبلاگنویس دیگری را بزرگ کنید و در مورد آن بنویسید. چون مخاطب شما و قتی کار شما را می بینید، به سرش می زند که در مورد شما بنویسد! Jeff Jarvis می گوید:« در این دنیای جدید، لینک مانند پول و اعتبار است، لینک ها به شما شخصیت عطا می کنند، لینک با ارزش است» مخاطبانتان را تشویق کند که وبلاگ داشته باشند، و در اوایل قوانین وبلاگ مانند کپی رایت را سخت نگیرید.
5. فروتن باشید: هرچقدر شما بیشتر فروتن و خوب باشید کارتان بیشتر می گیرد. اگر کارتان تظاهر باشد چیزی نمی شوید.
6. راز دار باشد: سعی کنید با فروتنی خود به خوبی میزان شوید. سعی نکنید با فروتنی خود مِن مِن کنید و هیچ حرف و رازی در دهنتان نماند.
7. قسمت پرسش و پاسخ درج کنید: سعی کنید نظر بیننده را بپرسید و انتقاد پذیر باشید.
8. داستان ببافید: وبلاگ نویسان داستان دوست دارند. به آنها کمک کنید. البته باید داستان جالب باشد چون بعضی از بینندگان فقط گزیده ای را مطالعه می کنند (با نگاه).کوتاه باشد!
9. اطلاعات را پنهان نکنید: مکان زندگی، اطلاعات ارتباطی، بایگرافی خود و دیگران، پرشس و پاسخها و باقی چیزهای مهم را در دسترس قرار دهید. نگذارید که شما را whois کنند یا محل زندگی شما را حدس بزنند.
10. تند و خشن نباشید: اگر وبلاگ نویسی درباره شما نمی نویسد، به طرف وبلاگ نویس دیگری بروید. آنها را سوال پیچ نکنید و طعنه نزنید. اگر کسی در مورد شما نوشت و نوشته او برا شما غیر قابل قبول بود، برایش یک میل یا کامنت توضیحی بگذارید و به او حمله نکنید! چون تاثیر منفی بر دیگر وبلاگنویسان برای مطالعه وبلاگ شما می گذارد.
سعی کنید نوشته هایتان بی ادبانه نسبت به کسی نباشد. چون برای وبلاگ نویسان نوشتن بی ادبانه کار سختی نیست بلکه بلعکس آسان است. اگر هم تا به حال این کار را کردید سریعا متنی مخالف متن قبلی خود بنویسید. هیچ گاه در مورد خودتان زیاد ننویسید و خودستایی نکنید یا حداقل در کامنت های عمومی نکنید.
نویسنده: عماد.ح – روزنامه آسیا
دوشنبه هجدهم مهر 1384
كوتاه و مختصر، وبلاگ
نویسنده:تابان خواجه نصیری
جمعه هشتم مهر 1384
وبلاگ نماد تاريخ شفاهي و فولكلور اينترنتي
در عرصهي گرداب گسترده گيتي با توجه به ماهيت مكتوب (متني) آن، ما به نوعي فولكلور الكترونيكي برخط يا Online اما به صورت مكتوب آن ميرسيم. اخبار، خاطرات و داستانهايي كه زبان به زبان و سينه به سينه و وبلاگ به وبلاگ نقل ميشوند و به نوعي در يادها و خاطرهها ميمانند و يا شايد روزي هم به مرور زمان از اين عرصه پاك يا محو و نابود گردند.
با شناختي اجمالي از تاريخچه و ماهيت اينترنت و ابزاري به نام وبلاگ مثل ساير ابزارها و سرويسهايي كه اينترنت به انسان عصر امروز ارزاني داشته است مثل وب يا پست الكترونيك ميتوانستيم انتظار فراگير شدن وبلاگ را داشته باشيم اما اين در حالي است كه حتي حسين درخشان در آن زمان كه راهنماي ساخت و ايجاد وبلاگ را مينوشت و بر روي سايتش قرار ميداد هم فكر نميكرد كه وبلاگ تا به اين حد و با اين سرعت فراگير شود.
در كنار بسياري از محققان و فعالان اينترنتي، معتقدم كه اول، اين ** انسانها ** هستند كه پشت كامپيوترهايشان به اينترنت متصلاند و بعد از آن است كه موضوع مليت، قوميت و زبان يا مذهب و عقايد شخصي يا اجتماعي و سياسي اين انسانهاي مرتبط با اينترنت مطرح ميشود. در حال حاضر چارهاي جز اين نداريم، ما ايرانيها و نيز البته به جهت اينكه فاقد تشكيلات و سازمانهاي تحليلگر و آمارگر به روز و در عين حال معتبري هستيم، استناد ميكنيم به آمار و ارقامي كه توسط بنيادها و شركتها و موسسات امريكايي و اروپايي ارائه و منتشر ميشوند.
يك مطالعهي جديد (جولاي 2005) نشان ميدهد كه وبلاگنويسان امريكايي - انسانهاي ديگري در گوشهي ديگري از اين دنيا - بيشتر از آنكه بخواهند به سياست و رويدادهاي جاري بپردازند، در رابطه با موضوعات شخصي و خصوصي مينويسند و اين فعاليت خود را نوعي تراپي (درمان) ميدانند. با مطالعهيي كه در اكثر وبلاگهاي ايراني داشتهام، شخصا من نيز به همين رسيدهام. بيشتر وبلاگنويسان ايراني سرگرم خود نگاري و از خودنويسي و پراكندهگويي هستند. خيلي به ندرت ميبينيد كه وبلاگنويس ايراني خودش را معرفي كند و در همان صفحهي اول علايق اش را بنويسد و محتواي وبلاگش را دقيقا متصل و مرتبط با علايقاش نگاه دارد. آن دسته از وبلاگنويسهاي ايراني كه داراي تحصيلات بالايي هستند با توجه به اينكه از اعتماد به نفس و موقعيت اجتماعي بهتري نيز برخوردارند، خيلي راحتتر خودشان و كارهايشان را معرفي ميكنند و خيلي راحتتر امكان ارتباط و تماس را در فضاي وبلاگخود قرار دادهاند. وبلاگنويس ايراني، در طول مدت وبلاگنويسياش به كمبودها و كاستيهايش پي مي برد و سعي ميكند آن كمبودها را از ميان ببرد. من اين مطلب را نزديك به هفت سال پيش در يكي از مقالاتم نوشتم كه مهمترين جنبهي وب اين است كه باعث ميشود مردم بيشتر فكر كنند و اين خيلي جالب است كه شما وبلاگنويسان را متفكرين بهتري نسبت به آنان كه دستي بر نوشتن در وب ندارند خواهيد يافت. اين نكتهي مثبتي است. وبلاگنويس براي نوشتن لازم است فكر كند، لازم است تحقيق و مطالعه كند و لازم است كه در جايي آموزش دهد و همهي اينها موجب ميشود كه فرد دقيقتر شود و حساستر شود نسبت به آنچه كه در پيرامونش در كل دنيا و فضاي سايبر ميگذرد. عشق و مهرورزي هم در ميان وبلاگنويسان ايراني بسيار ديده ميشود و حركتهاي فمينيستي و رفع خشونت از دغدغههاي جدي زنان وبلاگنويس ايراني است. شكوه و شكايت و گلايه و سرگشتگي و غم عجيبي در ميان نوشتههاي وبلاگنويسان ايراني ميبينيد، چيزي كه در نوشتههاي امريكاييها كمتر ديده ميشود. وضعيت شادي و خوشحالي در وبلاگنويسان ايراني خارجنشين بهتر از وبلاگنويسان ايراني مقيم ايران است ولي در خارجنشينها غم غربت و دوري از خاك وطن در گوشه و كنار وبلاگ بوضوح ديده ميشود. بيش از نيمي از وبلاگنويسان امريكايي دنبال سرگرمي و تفريحاند (53 درصد). سرگرمي و تفريح و تعريف چگونگي گذراندن اوقات با دوستان و آشنايان 40 تا 60 درصد محتواي وبلاگهاي امريكاييان را تشكيل ميدهد و اين درحالي است كه ايرانيان اكثرا در تنهاييهايشان غرقاند اگرچه ممكن است خود را آدمهاي فعال و با نشاطي نشان دهند كه دائما در ارتباط و رفت و آمد با دوستان و اقوام هستند اما چندي بعد در همان نوشتههايشان اعتراف ميكنند كه دروغ گفتهاند. اين همان حالت تراپي يا درماني وبلاگ است كه پيشتر از آن گفتم. وبلاگنويس ايراني براي ايجاد ارتباط با ديگران آنقدر سمج و عصبي است كه همه را به باد انتقاد ميگيرد، و وقتي همه را در فضاي بلاگاسفير از خودش دور كرد مينشيند و خودش را مورد نقد يا (تراپي) قرار ميدهد، آنگاه ناگهان بار ديگر به خاطر همين نوشتههاي انتقادي از خودش مورد توجه سايرين قرار ميگيرد، اما كمتر درس ميگيرد و دوباره به همان دور باطل ميافتد. ببينيد، خيلي ساده است يك آمار به ما ميگويد كه ميانگين مطالعه در ميان ايرانيان بسيار پايين است، اين ميانگين حدود 20 دقيقه در روز بيشتر نيست. از طرف ديگر هزينههاي اتصال با اينترنت در ايران و هزينههاي تماسهاي تلفني نيز بالاست. هزينه خريد و تهيهي كتاب بالاست و عملا در سبد خانواده جايي ندارد؛ به همين ترتيب سطح پايين كتابخواني هم معضل ديگري است كه گريبان جامعهي ايراني را گرفته است. حال برگرديم به وبلاگنويسان ايراني، اكثرا جواناني زير 25 سال كه علايق و حتي مطالعات تاريخي و اجتماعي و سياسي ندارند چرا؟ دغدغههاي فكري اين وبلاگنويسان چيزهايي است كاملا شخصي و غير حرفهاي، كپي برداري از سايتهاي متفرقه، مد و لباس و موزيك و خوشگذراني و تفريح و ...
بر اساس يك تحقيق جديد AOL كه توسط كمپاني خدمات بازاريابي ديجيتال (Digital Marketing Services Inc.) انجام شده است، بسياري از وبلاگنويسان امريكايي از هر چيزي و از همه چيز مينويسند. جالب است، من هم اين را در وبلاگهاي ايراني خودمان ميبينم و قطعا شما هم با من هم عقيده خواهيد بود اگر سري به وبلاگهاي ايراني بزنيد اما با اين ديد كه آيا اينها درباره يك چيز مينويسند يا **همه چيز**! كار به آنجا ميرسد، كه برخي خبرگزاريهاي ايراني هم اين خبر را مخابره ميكنند كه كفگير وبلاگنويسان ايراني به ته ديگ خورده است و سوژه براي نوشتن كم آوردهاند. بعد از اين خبر است كه ميبينيد برخي وبلاگنويسان به سرعت شروع به خاطره نويسي يا سفرنامهنويسي ميكنند. برخي ديگر آن خبرگزاري را مورد حمله قرار ميدهند كه دارد فضاي وبلاگنويسي ايرانيان را با اين نوع اخبار مسموم ميكند. در آن تحقيق كه در بالا به آن اشاره كردم، آمده است كه بلاگرهاي امريكايي اغلب نظرات يا كامنتهايي هم در رابطه با موضوعات و عناوين خبري ارائه ميدهند، اما در عين حال به نظر ميرسد كه بيشتر آنها در وبلاگشان از دوستان، اقوام و ديگر علايق شخصيشان مينويسند. 9/43 درصد از افرادي كه در اين تحقيق مورد مطالعه قرار گرفتهاند ميگويند كه اكثرا براي نوشتن موضوعات شخصي و خصوصيشان به وبلاگ نويسي روي آوردهاند اما وبلاگهايي كه ميخوانند براي درك جنبههاي مختلف اخبار و رويدادهاست و جالب است كه اين مشابه تحقيقي است كه در ماه مارس 2005 توسط سايت Harris Interactive نيز مطرح شده است كه در آن آمده است 44 درصد از كاربران امريكايي اينترنت بلاگهاي سياسي را ميخوانند كه از اين تعداد 16 درصدشان فقط ماهي يك بار به سراغ اين وبلاگها ميروند. باز هم اگر دقت كنيم، ايرانيان هم به همين ترتيب اند، اين آمار عجيب نزديك است به آنچه كه در وبلاگهاي ايراني شاهدش هستيم، خودتان يك گروه را ترتيب دهيد و بگوييد كه تحقيق كنند. بر اساس تحقيق Harris Interactive، اكثر وبلاگنويسان، وبلاگهاي سايرين را نيز ميخوانند، اما تحقيقي كه AOL انجام داده است نشان ميدهد كه تقريبا يك چهارم آنها فقط و فقط نويسنده وبلاگاند و در واقع كاري به كار وبلاگنويسان ديگر ندارند. در بلاگاسفير ايراني، اندك تفاوتي وجود دارد، اكثر وبلاگنويسان ايراني، به جاي اينكه نويسنده وبلاگ باشند، كپي برداران خوبي هستند، چنان قشنگ از روي دست وبلاگنويسان ديگر كپي (قورباغه) برميدارند و چنان قشنگ آن را تغيير ميدهند (رنگ ميكنند) و به خورد ملت ميدهند كه نويسندهي اصلي موضوع معمولا چيزي حدود چهار ماه بعد (كه موتورهاي جستجو و از جمله مهمترين آنها گوگل كه بانك اطلاعات شان را به روز ميكنند) اگر حال و حوصله جستجو داشته باشد ممكن است بفهمد و كپي از روي نسخه اصل خودش را شناسايي كند. از طرف ديگر وبلاگنويسان ايراني، آرشيو لينكهاي خود را خيلي دير به دير مورد بازبيني قرار ميدهند. در فضاي سايبر، ادرس مطالب و مقالات دائما در حال تغيير و تحول هستند، سايتها و وبلاگهايي كه دو سال پيش فعال بودند ممكن است كه ديگر فعال نباشند و يا آدرسشان تغيير كرده باشد. وبلاگنويس بايد حواسش به اين موضوع جمع باشد كه اگر لينكي يا لينكهايي از سايتاش مخاطب را در فضاي سايبر سردرگم كند ممكن است آن بازديد كننده را براي هميشه از دست بدهد و به همين ترتيب است اعتبار وبلاگنويس كه زير سوال ميرود.
در اينجا اين را هم بگويم كه همانطور كه در بالا اشاره شد اين تحقيق جديد نشان ميدهد كه نيمي از وبلاگنويسان امريكايي (دقيقا 7/48 درصد) به اين دليل وبلاگشان را نگاه داشتهاند كه آن را نوعي درمان يا تراپي براي خودشان ميدانند. جالب است، شما در وبلاگستان ايراني، بلاگهاي بسياري را ميبينيد كه خيلي وقت پيش رها شدهاند و ديگر مطلب جديدي ارائه ندادهاند، - چون كار سختي است خواندن و مطالعه كردن و در برخي موارد نظري شخصي داشتن براي ايرانيها!! - آنهايي كه ادامه دادهاند سرگرم نوشتن خاطرات و علايق شخصيشان هستند و من اين را هم بارها در ميان نوشتههاي وبلاگنويسان ايراني ديدهام كه به نوعي نوشتهاند **اين نوشته مرا آرام ميكند يا ... حالا با اين مطلبي كه نوشتم احساس بهتري دارم ... ** شما هم كه با نگاهي دقيق قضيه را دنبال كنيد اين موضوع را خواهيد ديد پس ببينيد كه از اين نظر هم وبلاگنويسان ايراني و امريكايي شباهت دارند و به نوعي ميتوانيم موضوع تراپي را در ميان آنها نيز ببينيم. 8/40 درصد وبلاگنويسان گفتهاند كه وبلاگ به ايشان كمك ميكند تا با دوستان و آشنايانشان در ارتباط باشند و جالب است بدانيد كه طبق اين تحقيق تنها 2/16 درصد گفتهاند كه به روزنامهنگاري علاقمندند و 5/7 درصد ايشان مايلاند اطلاعات و اخبار سياسي در اختيار ديگران قرار دهند.
تعداد اندكي از وبلاگنويسان براي رسيدن به شهرت به وبلاگنويسي روي آوردهاند. جالب است بدانيد كه برخي از وبلاگنويسان، به خصوص برخي مديران ارشد اجرايي از وبلاگ به عنوان ابزاري براي بازاريابي خود و يا كسب و كار خود استفاده ميكنند، چرا كه وبلاگنويسي ميتواند اعتبار آنها را در نزد مخاطبين و مشتريانشان در فضاي سايبر بالا ببرد. در وبلاگستان ايراني هم شما مديران شركتها و سايتهاي وب بسياري را ميتوانيد ببينيد كه سرگرم وبلاگنويسي اند و در گوشه و كنار وبلاگشان در حال تبليغ محصول جديد شركتشان و يا طرح دغدغه هاي كاري و حرفهاي شان هستند.
نویسنده:تابان خواجهنصیری
شنبه بیست و ششم شهریور 1384
«رعايت آيين نگارشي در وبلاگها مثل سواد اول دبستان است»
رضا شكراللهي با تفكيك قايل شدن بين زبان فارسي و نگارش در وبلاگستان گفت: زبان، بحثي كليتر، عامتر و مهمتر و نگارش، بخشي از زبان است. اجماعي كه وجود دارد، اين است كه وبلاگستان به خاطر اينكه توانسته مرزهاي بين زبان محاوره و معيار را بردارد، زبانشناسان را به تكاپو انداخته و زبان فارسي به خاطر حضور وبلاگستان از حالت مردگي خارج شده است و جان تازهاي ميتواند گرفته باشد.
او با بيان اينكه وبلاگستان، نوشتن را از انحصار روزنامهنگاران، داستاننويسان و انديشمندان خارج كرده است، افزود: به اين وسيله هر كسي به سادگي ميتواند وبلاگي داشته باشد و بنويسد كه در اين بين، علاوه بر زندگي دوبارهي زبان، با شلختگيها، بيمعياريها و هرزنگاريها هم مواجهيم كه اين به نظرم به ضرر زبان ما نيست؛ اينها بخشي از توفاني است كه ميتواند اتفاق بيفتد و درنهايت چيزي كه درست است، به جا ميماند.
شكراللهي در ادامه با اشاره به اهميت بحث آيين نگارش در وبلاگستان گفت: خودم يكي از كساني بودم كه اين موضوع را اولين بار تحت عنوان «غلط نامه» در «خوابگرد» مطرح كردم و معتقدم درست است آزاديم در وبلاگستان هر چيزي را هر جوري كه ميخواهيم بنويسيم، اما فراموش نكنيم همانطور كه نوشتن روي كاغذ آييني دارد، نوشتن روي وب هم آيين خاص خود را دارد؛ بعضي اين بحث درستنويسي را با انشا اشتباه گرفتند و خيلي از واكنشهاي منفي هم به همين دليل بود.
او افزود: همانطور كه نوشتن «است» با صاد مسخره است، در وب هم اصول اوليهي نگارشي مثل نقطهگذاري وجود دارد كه با نوشتن روي كاغذ فرق ميكند و بايد رعايت شود. كساني كه جديترند، اين موارد را رعايت ميكنند و من كساني را كه اين آييننگارشي را رعايت نكنند، به شلختگي متهم ميكنم؛ اين موضوع مثل سواد اول دبستان است.
شكراللهي تاكيد كرد: درست است كه هر كس در وبلاگستان ميتواند هر طور كه دلش ميخواهد بنويسد، اما اين به نوع نگارش مربوط ميشود كه بعضي با زيان معيار، محاوره يا شكسته مينويسند، ولي غلط نوشتن مساله ديگري است و هر كس ميگويد دوست دارد در وبلاگش غلط بنويسد بايد به او خنديد.
او در عين حال تاكيد كرد: بر روي واژهها هم بايد دقت كرد؛ چنان كه منظور از آيين نگارش، انشا نيست، يا زبان با نثر فرق دارد.
اما حسن محمودي گذاشتن قاعده و قانون را براي شيوهي نگارش در وبلاگنويسي، كاري نامعقول دانست و گفت: وبلاگ، دفترچهي يادداشت روزانهاي است كه منتشر ميشود و ديگران هم آن را ميبينند. اين يادداشتها در فضاي مجازي ضوابطي را دارد كه آن را از ذات خودش ميگيرد؛ نه از چيزهايي از پيش تعيين شده و اين ضابطه اين است كه هر كس هر جور دوست داشت، بنويسد و منتشر كند؛ همانطور كه قبل از اين هم براي دفترچهي يادداشت قاعدهاي نداشتيم.
او افزود: دستورالعمل گذاشتن براي وبلاگنويسي همان بلايي را سر ما ميآورد كه كتابهايي مثل «غلط ننويسيم» ابوالحسن نجفي سر داستاننويسي ما آوردند؛ كتابها و هدايتها و نظارتهايي از اين دست باعث شد گفتار و لحن مردم وارد داستاننويسي ما نشود.
بلاگر «آدم و حوا» متذكر شد: قواعد و قوانين وبلاگنويسي در وهلهي اول از بيضابطهگياش نشات ميگيرد. كساني كه داستان نويس يا روزنامه نگارند و در كنار آن به وبلاگنويسي مشغولند، براي اين به اين كار ميپردازند كه از همهي ضوابط و قوانيني كه بوده، خارج شوند و برخي اصلن براي فرار از اين مساله به وبلاگنويسي رو ميآورند.
او همچنين متذكر شد: يكي از مزيتهاي وبلاگنويسي كه در سالهاي اول همه از آن حرف ميزدند، وارد كردن لحن زنانه دردنياي مجازي بود كه در فيلم و ادبيات رسمي ما غايب بود و اين به داستاننويسان و پژوهشگران كمك ميكند. اما كمكم بعضي ها قواعدي مشخص كردند و اصلا نميدانم چطور به خود اجازه ميدهند براي چيزي كه در وهلهي اول متكي به فرد، خواست او و تراوشات دنياي فردي اوست، قاعده و ضابطه بگذارند.
اين داستاننويس و روزنامهگار شيوههاي مختلف نگارشي را در وبلاگها، اتفاقن خيلي مثبت دانست و گفت: آنها كه نگران اين موضوع هستند، مثل استادان ادبيات قديمند كه در برابر جريانهاي نوگرايي مثل محمدعلي جمالزاده و صادق هدايت ايستادند و حالا آنها به تاريخ پيوستهاند و جمالزاده و هدايت ماندهاند.
محمودي دربارهي رعايت مسائل نوشتاري، از جمله املاي صحيح كلمات توسط بلاگرها، گفت: مثلا اگر فرد كم سوادي در خاطراتش كلمهاي را اشتباه بنويسد، وقتي نوشتهاش ارزش پيدا كند و بخواهند آن را منتشر كنند، آن كلمه را تصحيح ميكنند و راهكاري هست. در وبلاگنويسي هم اگر كسي از روي بيسوادي كلمهاي را نادرست بنويسد، فكر نميكنم در زبان فارسي تاثيري بگذارد، گاهي هم كسي عمدا ميخواهد ساختار را عوض كند، و به شيوه و رسمالخط ديگري معتقد است كه باز اگر موفق باشد جريانسازي خاص خود را ميكند.
محمودي با تاكيد بر اينكه اين مسائل به زبان فارسي خدشهاي وارد نميكنند، يادآور شد: اتفاقن وبلاگنويسي كمك كرده است تا زبان نوشتاري ما به آن چيزي كه بايد، نزديكتر شود. در اين دهه، زبان پويا و جاندار را كمتر در داستاننويسيمان ديدهايم و قواعد و محدوديتها خيلي ملكهي ذهن نويسندهها بوده كه اگر جسارتي در كار نويسندگان وبلاگنويس ميبينيم، كمتر در داستانهايمان وجود دارد و درمجموع، مزيتهاي زبان وبلاگنويسي خيلي بيشتر از ضررهاي آن است.
ناتاشا اميري نيز با بيان اينكه وبلاگنويسي شرايط خاص خود را دارد، گفت: از كسي كه نويسنده است و وبلاگنويسي ميكند، اين انتظار وجود دارد كه شسته و رفته و بيغلط بنويسد؛ ولي اين انتظار از كسي كه نويسنده نيست، بيجاست.
اين داستاننويس افزود: مثلا كسي كه كارمند است و رشتهاش هم رياضي بوده، اصلا به آيين نگارش توجه نميكند و حتا با غلط املايي مينويسد كه اين به نظرم خيلي قشنگ است.
اين بلاگر با باين اينكه قواعد وبلاگ، ساختهي ذهن خود و بلاگنويسان است، گفت: بيشتر مردم صحبتهايشان پر از اشتباه است؛ نوشتن هم كه ديگر بدتر است و به نظرم، اينكه يك آدم عادي تقصير را با سين بنويسد جالب است.
دوشنبه بیستم تیر 1384
هفت سوال قبل از راه اندازی وب لاگ
اگر مایلید که یک وب لاگ تجاری داشته باشید قبل از شروع هر کاری به 7 سوال زیر پاسخ دهید:
1- آیا واقعاً به وب لاگ نیاز دارید؟
ویرایش و نگهداری وب لاگ احتیاج به یک فرد متعهد و علاقه مند دارد. نویسنده صفحات وب لاگ باید از منظم کردن کلمات و جملات لذت ببرد. فردی با این مشخصات حتماً باید در پیدایش وب لاگ حضور داشته باشد.
شما باید اهداف تجارت خود را در نظر بگیرید. آیا وب لاگ می تواند در رسیدن به این اهداف موثر باشد؟ شما حق دارید که از بین روش های متعدد اینترنتی، بهترین ها را انتخاب کنید. روش های دیگر بازاریابی الکترونیکی مانند بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو، تبلیغ در مجلات الکترونیکی، انتشار خبرنامه و... نیز در اختیار شما هستند که همگی ابزارهایی قدرتمند محسوب می شوند.
2- مخاطبین وب لاگ شما چه اشخاصی هستند؟
اولین پله برای دسترسی به مخاطب، پیدا کردن محل هایی است که مخاطبین مورد نظر در آن حضور دارند و به دنبال اطلاعاتی در مورد محصولات ما می گردند. اگر اکثر مخاطبین شما، همشهریان شما هستند یا در روزنامه ها به دنبال محصولات شما می گردند، تبلیغات در رسانه های دیگر موثرتر از تبلیغات اینترنتی خواهد بود.
اما اگر مخاطبین شما جزء گروه های زیر محسوب می شوند، ایجاد وب لاگ می تواند تجارت شما را تقویت کند.
کاربران اینترنت
آیا افراد مورد نظر شما از اینترنت استفاده می کنند؟ اگر این طور نیست، نه تنها وب لاگ بلکه اقدام به هر فعالیت اینترنتی دیگر به منزله تلف کردن وقت و انرژی خواهد بود.
خوانندگان وب لاگ
آیا مخاطبین شما به وب لاگ ها مراجعه می کنند؟ یا مایلند اطلاعات به آدرس پست الکترونیک آن ها ارسال شود؟ در این صورت ایجاد خبرنامه موثرتر خواهد بود.
کاربران موتورهای جستجو
داشتن وب لاگ امتیاز بزرگی در رتبه بندی موتورهای جستجو محسوب می شود. اگر مخاطبین مورد نظر شما از موتورهای جستجو برای یافتن اطلاعات کمک می گیرند، شما هم می توانید برای جذب هرچه بیشتر آن ها از وب لاگ کمک بگیرید.
3- هدف شما از ایجاد وب لاگ چیست؟
این ابزار الکترونیکی می تواند تجارت شما را در جهت های متفاوتی تقویت کند.
افزایش رتبه در موتورهای جستجو و در نتیجه افزایش بازدیدکننده
معروف کردن نام شرکت شما، محصولات و خدمات شما یا شخص شما
ایجاد ارتباط شبکه ای با افرادی که علائق مشابه با شما دارند
دسترسی به افرادی که از حوزه فعالیت شما دور هستند
معرفی و ایجاد اعتبار برای شما به عنوان یک اندیشمند و متخصص در حوزه فعالیت خود
تقویت حضور هویت انسانی در سایت های تجاری
دسترسی به مشتریان بالقوه و همکاران دیگر
تصمیم گیری در این مورد که هدف واقعی ایجاد وب لاگ چیست به شما کمک می کند که نیرو و وقت خود را روی موضوعات خاص متمرکز کنید و هر چه سریعتر به اهداف مورد نظر خود برسید.
4- برای مسائل مربوط به وب لاگ چقدر زمان اختصاص خواهید داد؟
اشخاصی که مایلند وب لاگ حرفه ای و موفقی داشته باشند، علاوه بر نوشتن مطالب وب لاگ، زمان زیادی را صرف خواندن نوشته های مراجعین یا وب لاگ های مرتبط دیگر می کنند تا اطلاعات کاملی را در وب لاگ خود قرار دهند. اگر زمان کافی ندارید بهتر است شخصی را برای این بررسی ها در نظر بگیرید یا فکر داشتن وب لاگ را از سر بیرون کنید.
5- آیا انواع مختلفی از وب لاگ ها وجود دارند؟ کدامیک نیازهای شما را برآورده می کند؟
تصمیم گیری و انتخاب نوع وب لاگ مطلب بسیار مهمی است که پس از بررسی ویژگی ها و مزایای انواع مختلف باید انجام گیرد. علت اهمیت این تصمیم آن است که جابجایی مطالب از یک وب لاگ به وب لاگ دیگر باعث از دست رفتن مطالب، خوانندگان و رتبه های به دست آمده در موتورهای جستجو خواهد شد. این تصمیم گیری به اهداف تجاری، محدودیت زمانی و علاقه شخصی شما بستگی دارد.
اگر مایلید که هر چه سریعتر وب لاگ خود را راه اندازی کنید، تخصص کافی در دنیای اینترنت ندارید، با کدنویسی و اسکریپت ها آشنایی ندارید و به نوشتن مطالب علاقه دارید، وب لاگ های زیر اهداف شما را زودتر و بهتر برآورده می کنند:
Blogger, Blogware, Squarespace,Blogfa, Typepad
اما اگر وقت و حوصله بیشتری دارید و ترجیح می دهید که یک وب لاگ منحصر به فرد داشته باشید نرم افزارهایی مانند:
Wordpress, b2Evolution, Movable Type
برای شما ساخته شده اند.
6- برنامه آینده شما برای توسعه وب لاگ چیست؟
چرا در هنگام ایجاد وب لاگ باید به توسعه آن نیز فکر کرد؟ زیرا با در نظر گرفتن آینده متوجه خواهید شد که چه بخش هایی بیشتر ارزش سرمایه گذاری و صرف وقت را دارند. روش های توسعه وب لاگ را می شناسید و متوجه می شوید که کدام بخش از امور را می توانید خود به عهده بگیرید و کدام بخش ها را باید به شرکت ها و افراد متخصص واگذار کرد. به این ترتیب از همان ابتدا می توانید سرویس دهنده مورد نظر خود را نیز انتخاب کنید و با سرعت بیشتری حجم ترافیک وب لاگ خود را بالا ببرید.
7- چگونه وضعیت موفقیت وب لاگ خود را بررسی می کنید؟
برای تشخیص موفقیت یا عدم موفقیت وب لاگ باید حجم ترافیک و فروش ناشی از آن را بسنجید. برنامه ریزی برای این بررسی ها باعث تصمیمات هدفدار آینده خواهد شد.
توجه داشته باشید که ایجاد وب لاگ یک ضرورت نیست بلکه فرم جدیدی از ارتباطات است. اجازه ندهید که توجه به وب لاگ شما را از انواع دیگر ارتباطات غافل کند. ممکن است که بعضی از اهداف با ارتباط رودررو، جلسات رسمی یا مکالمات تلفنی بهتر برآورده شوند. اما اگر به تمام سوالات بالا پاسخ گفتید و متوجه شدید که وب لاگ شما را به اهداف خود نزدیک می کند، حتماً برای ایجاد آن اقدام کنید.
مولف: محمود بشاش
سه شنبه هفتم تیر 1384
شما هم بلاگ بسازيد
من هم شروع به وبلاگ نويسي کرده ام. نترسيد! خطرناک نيست. در واقع شايد دقيقاً همان چيزي باشد که براي "علاقه مند سازي" دانش آموزانتان به روزنامه نگاري يا نوشتن، احتياج داريد.
بلاگ ها (مخفف کلمه وبلاگ) دفترهاي خاطرات يا روزنامه هاي اينترنتي هستند. يعني تفکرگاههايي که دانش آموزان مي توانند افکارشان را در آنها بنويسند. يک بلاگ مي تواند فضايي خصوصي يا محلي براي ارتباط و بده بستان با خواننده ها باشد.
درباره آنها مي توان گفت که: "داراي توانايي دوباره سازي نحوه کار ما با روزنامه ها در کلاس و به چالش واداشتن معلم ها و بچه ها درباره نوشتن خلاق هستند. "بعد از يک ترم تجربه کلاسي با بلاگ من هم با اين گفته ها موافقم. در واقع بايد بگويم حدس مي زنم که بلاگها مي توانند اين نسل اينترنتي را مشتاقانه به خواندن و فکر کردن جلب کنند.
بلاگ نوشتن يا ننوشتن!
بلاگ نوشتن را براي اولين بار در کلاسهاي غني سازي به بچه ها و معرفي کردم. موضوع کلاس يک پروژه مشارکتي اينترنتي درباره مسأله بي خانماني بود. من مي خواستم از اين طريق دانش آموزانم حقايق و دانسته هايي درباره بي خانماني به دست بياورند. هدف ديگر من به هم ريختن مدل ذهني آنها راجع به مردمي بود که در خيابانها زندگي مي کنند و دلايل اين کار آنها و تشويق بچه ها به يافتن راه حلهاي ممکن براي اين شکل اجتماعي در حال رشد.
و براي همين فکر کردم که وبلاگ نوشتن مي تواند ساختاري عالي براي ضبط افکار بچه ها درباره اين موضوع بزرگ باشد. براي همين يک سايت بلاگر به بچه ها معرفي کردم و براي هر کدام از آنها يک بلاگ درست کردم. بلاگ هر کسي فضاي کاري او بود که در آن افکار خلاصه اش در بحثهاي کلاسي را به تفصيل گسترش مي داد و اين افکار نقاط شروع بحث کلاس بعدي مي گشت. من بلاگهاي بچه ها را مي خواندم، به آنها پاسخ مي دادم و سوال و منابع لازم را برايشان مي فرستادم تا به کشف بيشتر موضوع تشويقشان کنم.
نمونه يک وبلاگ دانش آموزي
دانش آموزانم چه چيزهايي را در بلاگهايشان بيان مي کردند؟ اين يک نمونه از يک مدخل در وبلاگ يکي از آنهاست:
"يکي از عقايد من راجع به خانه و بي خانماني اين است که در دنيا مردمي هم هستند که سقفي بالاي سر دارند اما هم چنان بي خانمانند، مثل بچه هاي يتيم يا زناني که شوهرانشان آنها را رها کرده اند. براي من خانه چيزي بيشتر از يک ساختمان است؛ محلي است که در آن احساس "در خانه بودن" داريد. اگر در جايي احساس تنهايي و ناامني کنيد، چطور مي توانيد آنجا را خانه خود بدانيد؟ بعضي از مردم هم به خاطر تصميم هايي که مي گيرند بي خانمان مي شوند. بايد در اين باره بيشتر فکر کنم. چون هيچ وقت خودم را نمي بخشم اگر بدانم که در خيابان يا تنها هستم چون که کارهاي احمقانه اي کرده ام..."
من هم که از عمق ديدگاه اين نوجوان به تعجب افتاده بودم برايش نوشتم: "تو عقايد شگفت آوري را مطرح کرده اي. حق با توست."
ارزيابي وبلاگ
وقتي موضوع يادگيري چيزي مثل بي خانماني است، ارزيابي يادگيري موثري که صورت مي گيرد واقعاً چالش برانگيز است. چطور مي توانم فعاليتي کيفي مثل وبلاگ نويسي را بگيرم و به درجات کمي تبديل کنم؟ وقتي شروع به کار کردم اين سوال در ذهنم بود و جوابم به آن يک صفحه ارزيابي است که به من در نمره دادن کمک مي کند.
من به موضوعات زير درجه عالي، قابل قبول و غير قابل قبول مي دادم:
• بچه ها چقدر در جمع کردن مفاهيم و اصول از بحثها و فعاليتهاي کلاسي موفق بوده اند.
• نوشته هاي دانش آموزان تا چه حد فهم را آنها از مساله و گفته هاي بي اساس راجع به بي خانماني، نشان مي دهد.
• استفاده بچه ها از تفکر عالي (تحليل، ترکيب و ارزيابي) در بلاگ آنها.
• بچه ها تا چه حد در وبلاگشان ارتباط شخصي خود با موضوع و خواندني هاي اين دوره را نشان مي دهند.
اين محيط مجازي به من امکان زيادي در ارتباط با بچه ها و درک ميزان دانسته هاي آنها داد. خواندن مشاهدات و انديشه هاي آنان فقط تمام کردن کار را به من نشان نداد، بلکه به من چشم هايي بخشيد که عمق يادگيري را مي ديد.
منبع : سایت تبیان
دوشنبه شانزدهم خرداد 1384
كودكان و دنياى وبلاگ نويسى
مارسى دخترى ۱۳ ساله دارد. بارها وقتى وارد اتاقش شده، مشاهده كرده كه دخترش با دستپاچگى بعضى از پنجره هاى باز در كامپيوتر همراهش را مى بندد. كاملاً پيداست كه مى خواهد از نگاه مادرش مخفى بماند. بارها هم با هم به بحث و مشاجره پرداخته اند و دختر سخت به دفاع از حفظ حريم خصوصى اش پرداخته و مادر بارها با تهديد يا عجز و التماس خواسته است به دخترش بفهماند كه هر مادرى براى حفظ امنيت و سلامت فرزندش حق دارد نگران باشد و حتى بعضى از كارهاى فرزندش را مورد بازبينى قرار دهد. هرگز هم تاكنون مادر و فرزندى در اين مباحثات يا مشاجرات پيروز از ميدان بيرون نيامده و هرگز هيچيك موفق به متقاعد كردن ديگرى نشده است.
چند ماه پيش وقتى مارسى با پيام ناتمامى از دخترش به يكى از دوستانش مواجه شد احساس مسئوليتش در قبال دخترش گل كرد. در آن پيام دخترش مى خواست عكسى كه روى سايت جديدش گذاشته به دوستش نشان دهد. مارسى همانى را دريافت كه هزاران مادر در سرتاسر كشور با آن مواجهند. نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ سال فعال ترين قشر در حوزه وبلاگ نويسى هستند و بى محابا تصاوير خود را همراه با اطلاعات شخصى و خانوادگى، تلفن، آدرس و غيره در سايت ها و وبلاگ ها منتشر مى كنند، بدون آنكه والدين آنها در جريان باشند. مارسى مى گويد: «با ديدن آن ميخكوب شدم». وى بارها از دخترش خواسته بود كه هرگز اطلاعات كامل را در اينترنت منتشر نكند. به قدرى از كار دخترش خشمگين شده بود كه او را كنار خود نشاند و گفت: «مى دانى چه كار اشتباه و خطرناكى كرده اى؟ تصوير واقعى به همراه نام و نشان واقعى را در اينترنت منتشر كرده اى. اين هم نام شهرى كه در آن زندگى مى كنى.
نمى فهمى كه چقدر آدم مريض (الحال) در اين شهر زندگى مى كنند؟»
مارسى به اين كار بسنده نكرد خودش وارد سايتى شد كه اين خدمات را در اختيار گذاشته بود. آدرس سايت myspace.com بود. در آن سايت ثبت نام كرد تا بتواند با خدمات آن آشنا شود. بعد صفحه اينترنتى دخترش را در آن سايت پيدا كرد. صفحه اى كه پر از عكس هاى جورواجور از دخترش بود، بعد به فهرست دوستان دخترش برخورد.
يكى يكى صفحه هاى آنها را باز كرد اكثر آن اسامى همكلاسى هاى دخترش بودند كه عكس هايى شرم آور و تحريك آميز از خودشان را در اختيار همگان گذاشته بودند.
• تقريباً يك سوم دانش آموزان وبلاگ دارند
خيلى زود مارسى به مدرسه دخترش مراجعه كرد و با مسئول هماهنگى امور فناورى و كامپيوتر موضوع را در ميان گذاشت. خانم «مرى الن هندى» خود عضوى از سايت اينترنتى
wired Safety. org است. او مى گويد كه يك سوم دانش آموزان اين مدرسه ۲۵۰ نفرى وبلاگ دارند اما فقط ۵ درصد از خانواده هايشان از اين موضوع اطلاع دارند. اكثر اين دختران به اقتضاى سنشان سعى مى كنند وسوسه انگيز به نظر آيند و روح والدينشان هم از آن خبر ندارد. مادر و پدر بيچاره فكر مى كنند دخترشان در كنارشان يا در اتاقش به سر مى برد، پس در امن و امان است. تصور آنها اين است وقتى دخترشان در كنارشان است پس چه خطرى مى تواند او را تهديد كند؟ آنها چگونه مى توانند از درى وارد شوند كه والدين آنها حضور دارند غافل از اين كه اينترنت به جاى در، دروازه است و راه نفوذ از آن به مراتب سهل تر از در منزل!
وبلاگ ها و فناورى هاى مشابه آن مانند سايت هاى شبكه اى اجتماعى يا Social networking sites قلمرو نوجوانان است. براساس آمار و اطلاعات كمپانى پرسيوس ديولوپمنت كه در سال ۲۰۰۳ جمع آورى شده است بيش از نيمى از صاحبان وبلاگ نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ سال هستند. همچنين براساس آمار و اطلاعات «كام اسكور مديا متريكس» اكثر نوجوانان زير ۱۷ سال در ژانويه ۲۰۰۵ به وبلاگ ها و سايت هاى شبكه اى اجتماعى مراجعه كرده اند به طورى كه ۱۵ سايت اول همه از ميان وبلاگ ها بودند. آنچه نگرانى كارشناسان مثل «هندى» را برانگيخته محتواى اين وبلاگ هاست. دانشگاه جورج تاون در ايالات متحده مركزى تحت عنوان «مركز رسانه هاى ديجيتالى مخصوص كودكان» دارد كه اين مركز مطالعه اى را در مورد وبلاگ نوجوانان منتشر كرده كه حاكى از وخامت اوضاع است. چون كودكان و نوجوانان به دليل معصوميت و ساده دلى شان راحت تر اعتماد مى كنند و تمام اطلاعات شخصى و خانوادگى خود را در كف اخلاص گذاشته و در محيط ناامن اينترنت در اختيار همگان مى گذارند. دو سوم از آنها سن خود را مشخص مى كنند و نام حقيقى خود را مى نويسند. ۶۰ درصد از آنها حتى آدرس خود را در اختيار مى گذارند و شماره تماس مى دهند. از هر ۵ نفر يك نفر نام كامل خود را مى نويسد. «ديويد هوفيكر» كه مسئوليت انجام تحقيق ياد شده را بر عهده داشته با ابراز شگفتى مى گويد: «خدا مى داند چه تعداد از آنها حقيقتاً مى داند كه تمام مردم دنيا مى توانند اطلاعاتى را كه آنان همگانى كرده اند بخوانند؟»
تا به حال متخصصان امور كامپيوتر و اينترنت در مورد اتاق هاى گپ و گفت وگوى اينترنتى معروف به چت روم هشدار مى دادند. چون معمولاً كسانى كه تمايلات انحرافى نسبت به كودكان دارند از طريق اين اتاق هاى گپ تلاش مى كردند كه با وعده و وعيد و وسوسه كودكان را به سر قرارهايى بكشانند و به اهداف شوم خود برسند. اكنون اين متخصصان هشدار مى دهند كه وبلاگ ها كه محتوى اطلاعات شخصى كودكان است مى تواند مورد استفاده سوءاستفاده گران قرار گيرد.
• منبع بزرگ دوست يابى
وبلاگ ها و سايت هايى كه افراد هم عقيده را گرد هم مى آورند منبع عظيمى براى سرگرمى به حساب مى آيند و شبكه اى را به وجود مى آورد كه نوجوانان مى توانند دوستانى با خصايص و سلايق مشابه پيدا كنند. اكثر نوجوانان آمريكايى از سنين كم و از مدارس راهنمايى كار با اينترنت و ساختن سايت يا وبلاگ را فرا مى گيرند و وقتى وارد دبيرستان مى شوند دوست هاى بسيار زيادى پيدا مى كنند. اما اكثر آنها به اين موضوع توجه نمى كنند كه در اختيار گذاشتن اطلاعات شخصى و خانوادگى تا چه حد مى تواند خطرناك باشد.
«پرى آفتاب» كه مسئول اداره سايت اينترنتى wiredsafety.org است مى گويد سايت هاى اينترنتى كه امكان وبلاگ نويسى را فراهم مى كنند به هيچ وجه جاى امنى براى كودكان محسوب نمى شوند. معمولاً به دليل خاصيت مجازى دنياى اينترنت كودكان و نوجوانان در اين محيط دست به كارهايى مى زنند كه در زندگى واقعى به خاطر شرم و حيا و خانواده از آن پرهيز مى كنند. گاهى عكس ها و حرف هايى ميان اين نوجوانان رد و بدل مى شود كه در حالت عادى- مثلاً پشت تلفن - اين حرف ها رد و بدل نمى شود. از آنجايى كه در حال حاضر براساس تخمين حدود ۶ ميليون وبلاگ وجود دارد صاحبان آن براى جلب مخاطب دست به هر كار وسوسه انگيزى مى زنند و از گذاشتن عكس ها يا جملات تحريك آميز روى وبلاگشان هيچ ابايى ندارند به طورى كه دنياى وبلاگ ها امروزه به عرصه رقابت براى جلب توجه تبديل شده است.
myspace.com در حال حاضر ۱۳ ميليون كاربر دارد و ادعا مى كند كه سياست سختگيرانه اى را اعمال مى كند كه كاربران كمتر از ۱۶ سال از خدمات آن استفاده نكنند. «بنت رتكليف» سخنگوى سايت مذكور مى گويد براساس مرامنامه اين سايت در صورتى كه احراز شود وبلاگى بيش از حد اطلاعات شخصى و خانوادگى در اختيار گذاشته است از گردونه خارج مى شود اما طبيعى است كه كاربران در مورد سن خود دروغ مى گويند. سايت خبرى مايكروسافت موسوم به MSNBC تحقيقى در اين زمينه انجام داده و به اين نتيجه رسيده كه كودكان هنگام ورود به اين سايت ها ابتدا سن خود را به دروغ بالا عنوان مى كنند اما زمانى كه اطلاعات شخص شان را براى دوستان خود مى فرستند سن حقيقى خود را آشكار مى كنند.
سايت اينترنتى محبوب ديگرى كه خدمات مشابه Myspace در اختيار مى گذارد Live Journal نام دارد كه نوجوانان ۱۳ تا ۱۶ سال را مى پذيرد. ۴۰۰ هزار نفر از هفت ميليون كاربر اين سايت زير ۱۶ سال دارند. مجريان و مديران اين سايت بر اين باورند كه سايت آنها فرصتى بى نظير در اختيار نوجوانان مى گذارد تا به دوست يابى بپردازند و ياد بگيرند چگونه ابراز وجود كنند. اين سايت محتواى مطالب كاربرانش را مورد بازبينى قرار نمى دهد. «كريم كوين» مسئول مشتركان اين سايت مى گويد: «درست مثل فراهم كنندگان خدمات اينترنت (ISP) نه تنها به لحاظ فناورى ممكن نيست بلكه از لحاظ اخلاقى هم صحيح نيست كه ما نقش ويراستار، سانسورچى يا قضاوت كننده را ايفا كنيم.»
اما هوفيكر اعتقاد دارد كه اين سايت ها مستحق سرزنش و مواخذه اند و به خاطر انتشار اطلاعات شخصى و خانوادگى افراد مستوجب كيفرند. حتى كاربران هنگام ورود به اين سايت ها مجبورند آدرس اينترنتى خود را تايپ كنند. اين كار از چند جهت غلط است. يكى اين كه كودكان تصور مى كنند هرجا كه از آنان آدرس اينترنتى درخواست شد آنها مى توانند با خيال راحت آدرس خود را بدهند. دوم آنكه ممكن است همان آدرس اينترنتى از سوى متخصصان كامپيوتر كه قصد سوءاستفاده دارند مورد بهره بردارى قرار گيرد.
• وبلاگ جنبه مثبت هم دارد
«هندى» مى گويد متاسفانه والدين به محض آن كه متوجه مى شوند نوجوانان آنها وبلاگ نويسى مى كنند و عكس و اطلاعات شخصى شان را در آن به نمايش مى گذارند از كوره در مى روند و اولين واكنش آنها اين است كه آب را از سرچشمه مى بندند و جلوى دسترسى فرزندشان به اينترنت را مى گيرند يا ديگر اجازه ارتباط با دوستانشان از طريق اينترنت را نمى دهند. اما واكنش هاى هوشمندانه تر و موثرترى هم وجود دارد. وى تاكيد مى كند: «اولين واكنش والدين قطع كردن ارتباط فرزندشان با اينترنت و دوستان اينترنتى است. كودكان و نوجوانان هم اين را خوب مى دانند بنابراين براى از دست ندادن اينترنت چاره اى جز مخفى كارى پيدا نمى كنند. يعنى واكنش احساسى نتيجه بدترى دارد. هيچ پدر و مادرى دوست ندارد كه فرزندانشان پنهان كارى كنند بنابراين بايد راه هاى ارتباطى را مسدود نكنند.»
از نظر هندى به جاى رفتارهاى قهرآميز والدين بايد بياموزند چگونه اعتماد فرزندانشان را جلب كنند و به اين وسيله در جريان مسائل خصوصى آنها قرار بگيرند و در جاى لازم و به روش مناسب هشدارهاى لازم را به آنها بدهند. در ضمن پدران و مادران بايد دقت بيشترى را به فرزندانشان اختصاص دهند. اين كافى نيست كه براى فرزندشان كامپيوتر بخرند و شرايط اتصال آن به اينترنت را فراهم آورده و از آن به بعد كودك يا نوجوان را به حال خود رها كنند.
هندى مى گويد: «چه طور تا مطمئن نشويد كه فرزندتان از عهده رانندگى برمى آيد خودرويتان را در اختيارش نمى گذاريد اما در مورد كامپيوتر و اينترنت اين حساسيت را نشان نمى دهيد؟» «ساندرا كالورت» همكار هوفيكر در مطالعه انجام شده توسط مركز رسانه هاى ديجيتالى مخصوص كودكان در دانشگاه جورج تاون كه استاد روان شناسى دانشگاه نام برده است مى گويد: «والدين نبايد بى اعتنا باشند يا رفتار طردكننده از خود نشان بدهند و به طور كلى وبلاگ يا وبلاگ نويسى را تخطئه كنند. انكار نمى توان كرد كه استفاده از اين ابزارها، مهارت هاى دانش آموزان را افزايش مى دهد و به يادگيرى كمك مى كند، انگيزه استفاده از اينترنت و كامپيوتر را در آنان تقويت كرده و خلاقيتشان را فزونى مى بخشد.»
• در دفاع از وبلاگ نويسى
«كريم كوين » هم مثبت انديش است و مى گويد: «اگر وبلاگ هاى نوجوانان را ببينيد، ممكن است با عكس هاى شرم آور مواجه شويد اما به همان اندازه هم مى توانيد انتظار جنبه مثبت داشته باشيد بسيارى از كودكان از اين ابزار درست استفاده مى كنند و حتى سخنانى كه ميان آنها ردوبدل مى شود جنبه معنوى دارد، آنها صادقانه احساس خود را نسبت به جنگ و ناامنى ابراز مى كنند و با اين وسيله دايره ارتباط خود را افزايش مى دهند.»
• والدين چه كار كنند
به جاى آنكه اينترنت و دنياى وبلاگ نويسى ميان والدين و فرزندان فاصله بيندازد اگر درست مورد استفاده قرار بگيرد، مى تواند به عنوان پلى ميان دو نسل عمل كند. والدين مى توانند از اين فرصت استثنايى بهره بگيرند و با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند و از همين فرصت مى توانند براى القاى ارزش ها به فرزندانشان استفاده كنند. اگر والدين با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند، بهتر مى توانند راه هاى تامين امنيت كودكانشان را به كار بگيرند. طبيعى است كه كودكان و نوجوانان در سنين خاصى حاضر به همكارى با والدين خود نيستند و حاضر نمى شوند والدين خود را در مسائل خصوصى خود شريك كنند. به هر حال پدر و مادر بايد به كودكان و نوجوانان خود فرصت بدهند كه با خود خلوت كنند. بايد پدر و مادر تحمل خود را بالا ببرند و اجازه بدهند فرزندانشان با دوستانشان رازهايى داشته باشند. گاهى هم لازم مى شود والدين به طور غيرمستقيم و نامحسوس فرزندان خود را چك كنند [البته منظور جاسوس بازى نيست]. كافى است گاهى اوقات اطلاعات فرزندانتان از جمله نام، تاريخ تولد و اطلاعات شخصى را در اينترنت مورد جست وجو قرار دهيد. اما اگر با سايتى مواجه شديد كه اطلاعات شخصى و خانوادگى فرزندتان در آن منتشر شده، زود از كوره در نرويد و با فكر و انديشه دنبال راه حل بگرديد. واكنش نسنجيده چند اثر يا نتيجه مخرب دارد. اول آنكه روابط صميمانه بين والدين و فرزندان را به تيرگى مى كشاند. دوم آنكه به مخفى كارى يا پنهان كارى دامن مى زند. چون اگر كودكان و نوجوانان حس كنند كه حريم خصوصى شان مورد بى احترامى يا بى توجهى قرار گرفته است واكنش نشان مى دهند. موثرترين واكنش آنها مخفى كارى و قطع ارتباط سالم با والدين است.
متاسفانه بسيارى از خانواده ها به خصوص والدين ميانسال پا به پاى فرزندانشان با نوآورى هاى عصر فناورى آشنا نمى شوند و همين فاصله ميان دو نسل را عميق تر مى كند. بسيارى از والدين هنوز با مسنجرها (نرم افزارهاى پيام رسان آنى مثل ياهو مسنجر كه در آن كاربران مى توانند در هر كجاى دنيا كه هستند بلافاصله پيام خود را از قبيل متن، صوت يا تصوير به دوستشان برسانند) آشنا نشده اند كه اكنون متخصصان حوزه كامپيوتر و اينترنت در مورد وبلاگ ها هشدار مى دهند. به بيانى ديگر تا والدين تلاش مى كنند با فناورى هاى روز آشنا شوند، فناورى جديدى جايگزين شده و فرصت برقرارى ارتباط با فرزندانشان را از آنها مى گيرد.
ترجمه: عليرضا عبادتى
منبع: MSNBC
شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384
وبلاگ،با آينده اي درخشان
به گزارش خبرگزاري موج – سجاد ولدي- ميدانم كه بلاگ به معني وبلاگ و نوعي اظهار عقيده و در واقع خاطره نويسي در شبكه جهاني است و هر كس كه به اينترنت دسترسي داشته باشد ميتواند آن را بخواند. اهميت وبلاگ نويسي و نويسندگان آنها كه بلاگر نام دارند روز به روز بيشتر ميشود و به همين دليل است كه بلاگرها توانستند با نوشته هاي خود دان راتر گوينده و شخصيت پر قدرت شبكه تلويزيوني سي بي اس را (در پي به زير سئوال بردن سوابق نظامي بوش) وادار به استعفا كنند و يا به آخرين مبارزات انتخاباتي رئيس جمهوري آمريكا شكل دهند.
صاحبان بخشهاي تجاري بهتر است هر چه زودتر مسئله وبلاگ را جدي تلقي كنند. اكنون مصرف كنندگان شكايتهاي خود از كالاهاي مصرفي را در وبلاگ قرار ميدهند، كارمندان ناراضي در وبلاگهاي شخصي از مشكلات با كارفرما حرف ميزنند و از شرايط محيط كار مينويسند. صاحبان تجارتهاي كوچك و بزرگ هم تلاش ميكنند تا با ارسال پيامهاي سانسور نشده و بدون فيلتر در وبلاگهاي رقيب مشتريان آنان را جلب كرده و از رقباي خود پيشي بگيرند.
وبلاگ به هر دليل كه باشد با استقبال روبرو شده است. در آمريكا باب لوتز معاون كارخانه اتومبيل سازي جنرال موتورز به وبلاگ نويسي روي آورده و يا مارك جن كارمند گوگل پس از شكوه و شكايت از نحوه ارائه خدمات رفاهي به كارمندان گوگل در وبلاگ شخصي خود از كار اخراج ميشود.
با كمي جستجو و بررسي دسترسي به اين اطلاعات چندان مشكل نبود. نتايج مركز آماري پيو Pew Research Center نشان ميدهد 27 درصد از بازديد كنندگان از اينترنت به نوعي وبلاگ ميخوانند و اين نشاندهنده آن است كه 73 درصد از مراجعان به شبكه مطلقاً به سراغ وبلاگ نميروند.
ــ در اينترنت مجموعاً 9 ميليون وبلاگ وجود دارد و هر روز 40 هزار وبلاگ به آن اضافه ميشود.
ــ سرمايه گذاران بخشهاي گوناگون تجاري در سال گذشته مبلغ 60 ميليون دلار در صنعت وبلاگ نويسي سرمايه گذاري كردهاند و اين نشان ميدهد منافع تجاري هنگفتي در وبلاگ نويسي خفته است.
به راستي وبلاگ چيست و چگونه ميتوان آن را ساخت و آن را يافت و مورد استفاده قرار دارد؟ وبلاگ نوشتن خاطرات شخصي در اينترنت است؛ هر روز بالاي منبر رفتن و ابراز عقايد شخصي به مخاطبان خود در سراسر جهان است؛ فضايي جهت تشريك مساعي است؛ محل شنيدن عقايد سياسي ديگران است.
سايت www.blogger.com پيشتاز موج وبلاگ نويسي است. در اين سايت در بخش تعريف و تشريح وبلاگ آمده است "وبلاگ نويسي قانون خاصي ندارد و از 5 سال پيش كه خاطره نويسي در اينترنت رايج شد اينترنت چهره ديگري به خود گرفت و حرفه روزنامه نگاري و سياست را متغير كرد تا ميليونها انسان در سراسر جهان بتوانند صداي خود را به گوش ديگران برسانند و اين تازه آغاز كار است."
در پي يافتن آمار و ارقامي از تعداد وبلاگها در كانادا با شركتهاي گوناگوني كه شمار بازديدكنندگان از اينترنت را ثبت ميكنند تماس گرفتم از ميان آنان پس از نيم ساعت برنت لو بري رئيس شركت كام اسكور ميديا متريكس تلفن كرد و گفت ما آمار بازديدكنندگان از اينترنت را در اختيار داريم ولي تاكنون بازديد از وبلاگ در دسته بندي خاصي قرار نگرفته و اطلاعات آماري از اينگونه استفاده كنندگان از اينترنت در دست نيست. او اضافه كرد كه در آينده نزديك اين طبقه بندي نيز در ليست موارد بررسي آماري قرار خواهد گرفت.
در ادامه بررسي متوجه شدم شارلين لي از شركت تحقيقاتي معتبر فورستر در ماه مارچ گزارش تحليلي جامعي از تبليغات و تجارت در وبلاگها انتشار داده است و فورستر گزارش كامل او را به 240 دلار آمريكايي به فروش ميرساند. نتيجه تحقيقات شارلين لي نشان ميدهد شركتهاي بيشماري از پتانسيل تبليغ در وبلاگها آگاهي دارند و تغييرات و پيشرفتهاي آن را تعقيب ميكنند. آنان از قرار دادن وبلاگهاي تجاري در اينترنت به دلايل احتمال رويارويي با دعاوي حقوقي و مالي توسط ديگران بيم دارند و آماده انجام چنين ريسكي نيستند.
در پي يافتن پاسخي به سئوال "آيا شركتهاي تجاري آمادگي ارائه خدمات تبليغي و رساندن پيامهاي تجاري به مشتريان خود از راه وبلاگ را دارند؟" سرانجام توانستم با كريس ويليامز رئيس بخش حسابداري شركت ميديا كانتكت مستقر در تورنتو تماس بگيرم. او ميگويد كانادا به اندازه ديگران از اين پديده سود نبرده است و مسلماً در آينده نزديك آن را به صورت جدي در نظر خواهد گرفت.
او پيشنهاد خواندن مقالهاي از هايدي كوهن در سايت www.clickz.com را ميكند. هايدي كوهن استاد رشته استراتژي بازاريابي در دانشگاه نيويورك و مدير شركت بازاريابي ريور سايد است. مقاله او تحت عنوان بازاريابي از طريق وبلاگ و چگونگي اندازه گيري آن در سايت قرار داده شده است. او در اين مقاله تاكيد دارد موارد زير در وبلاگها بايد مورد توجه قرار گيرد.
ــ پيگيري وبلاگها به لحاظ مرجع شناسايي انواع، مسئولان و رقبا
ــ پاسخگويي به مطالب وبلاگ در صورت عرضه اطلاعات نادرست به خوانندگان
ــ تبليغ در وبلاگهاي عمده و پر طرفدار و تحت تاثير قرار دادن مخاطبان و بازديد كنندگان
ــ وادار و تشويق روساي كمپاني و تعدادي از كارمندان به نگارش وبلاگ
در ادامه تحقيقاتم با N5R از شركتهاي عمده بازاريابي ديجيتال تورنتو تماس گرفتم و از آنان پرسيدم آيا مشتريان شركت N5R علاقهاي به تبليغ در وبلاگها دارند. جواب منفي بود اما به من گفته شد دان مسكالوك يكي از مسئولان عملياتي شركت داراي وبلاگ شخصي است و اگر چه در نوشته هاي خود به تبليغ شركت نميپردازد اما نمونه خوبي از قدرت و تاثير وبلاگ نويسي در ميان كارمندان شركتهاست. دان مسكالوك در وبلاگ خود كه از ماه ژانويه امسال آن را در سايت
www.moskaluk.com/blogger.html
قرار داده موضوع تكنولوژي وايرلس را دنبال ميكند و جاي تعجب نيست كه در اين مدت 192000 نفر از 132 كشور سايت او را مورد بازديد قرار دادهاند. او در سايت خود از نصب آگهي پرهيز ميكند ولي به خوبي از قدرت آگهيهاي تجاري در وبلاگها اطلاع دارد و ميداند ديگران از امكانات بازاريابي و تبليغ در وبلاگ به خوبي سود ميبرند.
به دنبال ايميل به آندريا كوتو مدير يك شركت مشاوره بازاريابي در ونكوور و گرداننده وبلاگ مخصوص بازاريابي، پاسخ او را دريافت ميكنم (او كه به تازگي صاحب فرزندي شده است در بخش ديگري از وبلاگ، خاطرات روزانه خود و نوزادش را نيز مينويسد). آندريا در وبلاگش به تبليغ شركت مشاورهاي خود پرداخته و علاوه بر آن از اين راه ارتباط شركت با مشتريان را حفظ كرده است.
آندريا براي اثبات اين كه صاحبان تجارتهاي ديگر وبلاگ او را ميخوانند به اين نمونه اشاره ميكند.
پس از قرار دادن نظر منفي خودم در مورد يكي از محصولات شركت دايري كوئين (شركت معروف فروش بستني، كيك و قهوه) پيامي از آنها مبني بر مخالفت و گله دريافت كردم. شكايت آنان از نوشته من در مورد نوعي قهوه و شير منجمد به نام مو لاته MooLatte بود زيرا تلفظ آن در گوش مانند واژه تحقيرآميز مولاتو Mulatto به گوش ميرسد(مولاتو در اصطلاحات غير ادبي انگليسي به معني كسي است كه در طول زندگي خود والدين بيشماري او را سرپرستي كردهاند و به سبب شرايط اجتماعي ديگر استفاده نميشود). اگر چه دايري كوئين ارتباط خود را با ماجراي مو لاته انكار ميكند اما آندريا از اين كه آنان تمام مواردي كه به نفع و يا عليه دايري كوئين در اينترنت قرار داده ميشود را پيگيري ميكنند خوشحال است.
با جيم الو Jim Elve بنيانگذار بلاگ كانادا تماس ميگيرم او ميگويد تعدادي از شركتهاي كانادايي تصميم گرفتهاند تا در وبلاگهاي شخصي محصولات خود را آگهي دهند؛ شركتهاي بزرگتر از وبلاگ استقبال چنداني نكردهاند چون يك وبلاگ خوب بايد خوشحال باشد كه بتواند روزانه 100 بازديد كننده داشته باشد. جيم ادامه ميدهد به نظر ميرسد شركتهاي بزرگ تصميم دارند به جاي آگهي در وبلاگهاي ديگران وبلاگهاي خود را در اينترنت قرار دهند كه لازمه چنين كاري صرف نظر از خطرات جانبي تجاري نياز به صرف هزينه و زمان فراوان دارد.
وبلاگهاي سياسي با نظرات شخصي در اينترنت فراوان هستند. هر كس ميتواند افكار سياسي خود را بدون در نظر گرفتن بخش تجاري مولد درآمد وبلاگ در شبكه قرار دهد. شركتهاي تجاري از همكاري و نصب آگهيهاي خود در اينگونه وبلاگها خودداري ميكنند و از آنها وحشت دارند.
آيا وبلاگها واقعا پديده مهمي در بخش تجاري اينترنت هستند؟ جواب به اين سئوال مشخص نيست اما مسلماً وبلاگ نويسي تاثير بسيار در بخش سياسي جهان دارد.
شايد حسين درخشان، دانشجوي دانشگاه تورنتو يكي از شناخته شده ترين بلاگرهاي كانادا باشد كه توانسته است هزاران بازديدكننده ايراني را به سايت خود جلب كند اما در وبلاگ او تا اين لحظه حتي يك آگهي هم به چشم نميخورد زيرا هدف او از برقراري وبلاگ جلب آرا و افكار گروهي است تا كسب درآمد.
منبع:خبرگزاری موج
جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384
بروز خود در وبلاگ
اين جهان مجازی يا به قول كاستلز «جوامع مجازی» حاصل از گسترش تكنولوژیهای نوين اطلاعات و ارتباطات كامپيوتری در سراسر جهان، به موازات و گاه مسلط بر جهان واقعی ترسيم میشود و آنچه را «دو جهانی شدن» نام نهادهاند، ناظر بر همين دو جهان متفاوت از هم است.
اينترنت با امكان برقراری ارتباط بهطور همزمان ميان بسياری از افراد در اقصا نقاط جهان، با در هم شكستن فواصل زمانی و مكانی و با تبديل افراد به «پيامهای روی صفحه» و متونی كه میتوانند همچون «نقابهايی بر چهرهی افراد» عمل كنند، سازندهی اين دنيای جديد بوده است.
طی سالهای اخير، يعنی از سال 1999، يكی از مهمترين و جنجالبرانگيزترين روشهای تعامل و كنش متقابل افراد در دنيای مجازی، ارتباط از طريق وبلاگهاست.وبلاگها به واسطهی فراهم آوردن نوعی ارتباط مجازی غيرهمزمان، امكان ارتباطی دوسويه و فعال و مبتنی بر تفكر و تأمل را فراهم آورده و نيز به اتكای برخورداری از خصوصيت «گمنامی» عموم فضاهای مجازی، ارتباط نوينی را در عرصهی كامپيوتر شكل دادهاند. به اين ترتيب، وبلاگها عرصهی جديدی برای خلق و بازسازی هويتاند كه در هويتيابی افراد و خوداظهاری نقشی بهسزا ايفا میكنند.
آنچه اهميت دارد اين است كه وبلاگها، به خاطر خصوصيات منحصر به فردی كه دارند، چهگونه مورد بازنمايی افراد مختلف (كاربران) قرار میگيرند و بروز خود (self-presentation) در اين فضای جديد چهگونه صورت میگيرد. بر اين اساس، وبلاگها را به عنوان منبع و فرصتی برای معرفی و اظهار «خود» میتوان مطالعه كرد و به عنوان امكان و فرصتی برای رويارويی با خود، شناخت و آگاهی نسبت به آن و بازسازی و خلق مجدد آن، متون وبلاگها قابل بررسی و تحليلاند. به اين گونه میتوان مشخص كرد كه آيا نحوهی بروز خود در وبلاگها با شيوهی معرفی و ابراز خود در دنيای واقعی مشابه است يا متفاوت.
در واقع وبلاگ، به دليل برخورداری از خصوصياتی همچون فرا- زمان و فرا- مكان بودن، فقدان جسميت و گمنامی، میتواند در نحوهی بروز خود تغييراتی ايجاد كند و انتظار میرود بسياری از ويژهگیهای سركوبشده در زندهگی اجتماعی، در اين محيط مجال بروز يابد.
خصوصيات و مفاهيم برشمرده، درون پارادايم پسامدرن جای میگيرند و در اين پارادايم با فراتر رفتن از حد و مرز جسم، با پشت سر گذاردن زمان و مكان، گمنام بودن و رهايی از قيد و بند قواعد و هنجارهای اجتماعی، زمينهای برای نشان دادن خود به اشكال مختلف ايجاد میگردد و انتظار میرود كه اين اشكال متفاوتتر از شيوههای طبيعیشدهی موجود در جامعه باشند.
نویسنده: پگاه خلیلی - نشریه فروغ
جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384
RSS و کاربرد آن در وبلاگ ها
RSS در واقع برنامه اي است که به زبان XML نوشته شده و بوسيله آن محتوي وبلاگ ها و وب سايت ها بوسيله يک جمع کننده اخبار قابل انتقال به ديگر وبلاگ ها يا وب سايت هاست، تمام اين جريان بصورت خودکار انجام مي شود.
RSS براي اولين بار توسط Netscape در اواخر سال 1999 ميلادي با ارائه RSS 0.9 ارائه شد پس از مدتي با کناره گيري Netscape از بخش تجاري، Userland که محصولات وبلاگ نويسي را گسترش مي داد توسعه آن را به عهده گرفت و ويرايشRSS 0.91 را توليد کرد سپس ويرايش هاي 0.92 ،0.93 و 0.94 را تهيه کرد و اخيرا ويرايش هاي RSS 1.0 و RSS 2.0 را توليد کرده است.
زبان نشانه گذاري گسترش پذير(XML)
XML يک فن آوري همگاني است که براي نشر الکترونيکي، تجارت الکترونيکي، بازيابي اطلاعات و مبادله داده ها امکانات عظيمي فراهم آورده است. اين زبان از قواعدي تشکيل شده است که به فرد اجازه مي دهد تا زبان نشانه گذاري خاص خود را ايجاد کند ،XML با استفاده از مجموعه اي برچسب که تا چندين سطح درون يکديگر جاگذاري شده اند، اطلاعات را توصيف مي کند. اين ويژگي، ساختاري درختي که بصورت سلسله مراتبي تنظيم شده را بوجود مي آورد اين قاعده امکان دسترسي مستقيم بهره گير به بخش خاصي از اطلاعات مورد علاقه او را فراهم مي آورد براي مثال به جاي ارجاع به تمام متن مي توان فقط به بخش خاصي از مدرک ابراتصال برقرارکرد، همچنين امکان کاوش ساختاريافته پيشرفته شبيه کاوش فيلدي در پايگاه هاي اطلاعاتي را بر روي صفحات متني وب امکانپذير مي سازد، به عبارت ديگر XML نه تنها امکان شرح صريح محتوي وبي را فراهم مي آورد بلکه قواعد دستکاري و نظارت بر هر بخشي از داده هاي اطلاعاتي را نيز شرح مي دهد. از آنجا که اين زبان ساختاري تک کدي (Unicode)دارد، داراي سيستم رمزگذاري نمادي است که ادغام متن در همه زبان هاي برنامه نويسي اصلي جهاني را پشتيباني مي کند، اين زبان همچنين مبادله اطلاعات در عرض مرزهاي ملي و فرهنگي را ميسر مي سازد.
RSS چيست؟
RSS به زبان ساده يک شکل از برنامه نويسي به زبانXML براي اشتراک اطلاعات است، What's.com تعريف جامع تری در این باره ارائه داده است:
"RSS روشي براي توصيف اخبار و محتوي وب مي باشد که براي توزيع از طريق يک ناشر آنلاين به کاربران وب بکار مي رود اين برنامه کاربردي از زبان نشانه گذاري گسترش پذير(XML) است که بوسيله کنسرسيومResource Description Framework(RDF) پشتيباني مي شود. هر گاه وب سايتي قصد داشته باشد محتوي مطالب خود را منتشر کند توصيفي از آن محتوي به شکل يک مدرک RSS تهيه مي کند که يک کاربر با يک مرورگر يا برنامه خاصي که قابليت خواندن محتوي توزيع شده به اين وسيله را داشته باشد، مي تواند آن مطالب را دريافت کند. برخي از اين برنامه ها در راهنماهايي مانند:Meerkat ، Gropsoap، NewsIs Free ، Userland و XMl tree معرفي شده اند. اخبار تنها بخشي از محتوي اي هستند که بوسيله يک RSS توزيع مي شوند در واقع هر شکلي از محتوي که بوسيله يک URL پشتيباني شود قابل بازيابي است."
در هر مدرک RSS گذشته از نوع ويرايش 7 عنصر اساسي ديده مي شود:
1- پايه xml که حتما بايد مانند تمام مدارکxml شکل گرفته باشد.
2 اولين عنصر در مدرک عنصر است که نوع ويرايشRSS را نشان مي دهد.
3-عنصر بعدي مي باشد که ممکن است بيش از 15 آيتم باشد.
4-عنصر<title < عنوان، بخشي يا کل سايت، اگر همراه با يک <item < باشد، عنوان آن آيتم خاص را مشخص مي کند.
5-عنصر <link < معرفURL صفحه هاي وب مطابف با بازخوردRSS يا اگر همراه عنصر <item < باشد براي مشخص کردن URL آن آيتم خاص است.
6-عنصر <description <نوع بازخورد RSS يا آيتم را توصيف مي کند.
7-عنصر<item < در واقع مغز مدرک است، تمام سرخط ها (<item <، URLها(<link <))و توصيف ها(<description <)که در انتقال مدرک مهم خواهند بود در اينجا وجود دارند.
مولف: طاهره کرمی
جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384
خدمات وبلاگها و RSS در اطلاع رساني
چگونه مي توان از وبلاگها در خدمات كتابداري و اطلاع رساني استفاده كرد؟
وبلاگها را اساسا بعنوان يك سرويس آگاهي رساني حرفه اي تلقي مي كنم. با در نظر گرفتن خدمات Rss مربوط به آن كه يك تكنولوژي جهت افزايش استفاده از وبلاگها است، در اين مقاله برآنم كه بصورت وسيع تر، به وبلاگها بعنوان يك منبع اطلاعاتي در خدمات كتابداري و اطلاع رساني، نگاه مختصري بيندازم.
جهت دوره كردن رئوس مطالب؛يك وبلاگ يك صفحه وب روزآمد است كه معمولا توسط يك شخص بوجود مي آيد و غالبا اطلاعات آن شخصي است و به شكل روزانه و بر اساس ترتيب تاريخي مطالب و به صورت طبيعي توسط نرم افزار خاصي تنظيم مي شود.مدخلهاي آن كوتاهند و هر چند ساعت يك بار يا بندرت هر چند روز يكبار روزآمد مي شود.محتوي آن موضوعي است و وبلاگها مي توانند نقطه نظرات مخصوص و حتي شخصيتي داشته باشند.
معمولا يك وبلاگ يك اتوبيوگرافي روزانه،گزارش فعاليتها و گاهي علايق شخصي است[2] (مانند Memex1.1 كه بوسيله آكادمي روزنامه نگاري john naughtonتهيه مي شود) . اما غالبا ارزش محدود شده اي دارد؛چون هر كسي مي تواند نظراتش را منعكس كند.به هر حال ممكن است دنياي آنها جالب باشديانباشد.بيشترين فايده آن مي تواند براي كساني باشد كه مطالب عمومي را گزارش داده و در مورد آنها نظر مي دهند مثل وبلاگ نويسان بغداد[3] كه پس از تجاوز به عراق شروع به گزارش نويسي كردند اما آيا بايد كارآنها را وبلاگ نويسي ناميد يا حضور در زمينه جنگ؟ وبلاگهاي آنها شامل يك ركورد روزانه از پستهاي آمريكايي11/9 [4] و تاثيرآن بر جهان، بعلاوه ي مواد مختلفي از منابع خبري بودند؛اين موارد مي تواند بعنوان روزنامه نگاري تلقي شود وبرخي افراد اين شيوه روزنامه نگاري را به بحث گذاشته اند ؛ در اين شيوه هر كسي بايد قادر به توصيف وقايع ،بدون دخالت ويراستاران ، با تكيه بر هر نقد بعنوان كنترل كيفيت، باشد. ساير اخبار مربوط به وبلاگها ممكن است محتوي حرفه اي داشته باشند مثل: عوامل توسعه اقتصادي(اطلاعات و دانش در موارديكه توسعه اقتصادي در راس امور است)[5] و وبلاگ گوگل[6] .
تعداد زيادي از وبلاگهاشامل ليستي از مقالات جالب مجلات، قسمتهايي از وبلاگها و وب سايتهاي ديگر و... همراه با نظرات ديگران،در يك زمينه موضوعي هستند كه كامپايلر به آنها بر مي خورد مثل مجله الكترونيكيDan Gillmor در زمينه تكنولوژي[7] ،(اخبار، نقدها)يا مجله Things (اخبار نوشته شده در موضوعات،گذشته،حال و آينده آنها)[8] .موارد ديگر مي تواند ليستي از منابع جديد وب باشد مثل منابع مواد آموزشي مهندسي از مركز آموزش مواد در انگلستان [9]يا "Marylaine block's long –established neat new staff" كه من اين هفته روي وب پيدا كردم[10].
موارديكه معمولا در يك وبلاگ ديده مي شود عبارتنداز:
1-يك آرشيو از آيتم هاي گذشته (كه ممكن است قابليت جستجو داشته باشد)؛
2- توانايي خوانندگان جهت نظر دهي روي مطالب وبلاگ؛نظرات مي توانند جامع باشند.در اين قسمت مي توان به وبلاگهاي مربوط ،يا فقط به آنها يي كه به نظر نويسنده جالب هستند، لينك داد.مطالب ممكن است در قالب دسته بنديهايي ظاهر شوند.
يافتن و جستجوي وبلاگها
تعداد زيادي راهنماههاي عمومي وبلاگها مانند:Blograma وجود دارد[11](تا زمانيكه من اين مقاله را نوشتم تقريبا 8000 وبلاگ ليست شده بود) و راهنماهايي كه راهنما ها را ليست مي كنند:(Fagan finderشامل: وبلاگها، مجلات و Rss )[12]. هر دوي راهنماههاي ياهو[13] و Open Directory[14] بخشهاي اختصاصي براي وبلاگها دارند. راهنماههاامكان تورق با موضوع و يا جستجوي توصيفي را دارند.
موتورهاي جستجوي مهم مانند google و alltheweb و موتورهاي جستجوي تخصصي تر مثل Daypop[15] محتوي وبلاگهارا در نتايج جستجوي خودقرار مي دهند اگر چه بستگي به اين دارد كه نتايج جستجوشامل مداخل وبلاگها باشد يا اينكه تحت الشعاع تعداد بسيار زياد صفحات وب قرار گيرند.
اگر دقيق تر به كاربرد وبلاگها نگاه كنيم،سه راه عمده وجود دارد كه از وبلاگها مي توان استفاده كرد:1- استفاده شخصي كتابداران براي روزآمد كردن اطلاعات؛2- بعنوان منابعي براي توجه كاربران؛ 3- بعنوان راهي جهت تهيه اطلاعات در مورد كتابخانه ها و خدمات آنها.
وبلاگها پيشتر توسط كتابداران در ايالات متحده آمريكا مورد استفاده قرار گرفته اند، مثلا ميتوان از وبلاگ Gary Prices resourceshelf [16]نام برد كه منابع و مقالات جديد و خواندني را در انگلستان شناسايي كرده و معرفي مي كند،حتي قبل از اينكه اين منابع در اينجا(انگلستان) شناخته شوند. به هر حال تعداد زيادي از وبلاگهاي مفيد در انگلستان وجود دارند مانند[17] paul pedley در زمينه انتشارات حقوقي موثر بر كار اطلاعاتي، وبلاگ سواد اطلاعاتي[18] Sheila webber يا phil Bradley[19] ستون نويس update كه شخصي ترين آنهاست.شما حتي مي توانيد برخي از سيستمهايي را پيدا كنيد كه كتابداران در جريان آن كار مي كنند مثل:mike gardner's metalib stuff .[20]
پيتر اسكات از كتابخانهsoskatchewan ليستي از وبلاگهاي كتابداري از سراسر دنيا را نگهداري مي كند[21].او همچنين وبلاگ خودش رادر مورد وقايع و فعاليتهاي كتابخانه تهيه مي كند[22] و خلاصه وبلاگ را بهمراه اطلاعات گسترده اي در مورد وبلاگها و Rss شامل اخبار و ابزار و راهنماهها منتشر مي كند.
كتابخانه ها بايد كاربران خود را به وبلاگهاي مناسب راهنمايي كنند، همانگونه كه براي وب سايتها و ليستهاي بحث گروهي اين كاررا انجام مي دهند؛اگرچه تعيين ارزش آنها مشكلتر است و اينكه برخي از آنها درجه جدي بودن مطالبشان پايين است. يك فيلتر اوليه ي ناهنجار ممكن است ناديده گرفته شوداما با افزودن عناويني مثل:Hate vodka و Greed تا حد زيادي راهنمايي شده و داراي يك تمركز واضحي مي شوند،نسبت به وقتيكه بيشتر انتخابها شخصي باشند،اگرچه در اين مورد كوته فكري كردن بسيار مشكل است اما به خوانندگان وبلاگها بستگي دارد.
كتابخانه ها و وبلاگها
هنوز تعداد كمي كتابخانه در انگلستان وجود دارند كه داراي وبلاگ شخصي هستند؛ معروفترين آنها وبلاگ Gateshead's مي باشد كه در اين راه پيشقدم بوده است[23]. وبلاگهاي كتابخانه ها بر اساس مقاصد خود مي توانند اهداف متنوعي داشته باشند.ارزيابي نيازهاي اوليه مهم است و اطمينان از اينكه وبلاگ فرم مناسب براي ارتباطات است.ساير احتمالات ميتوانند شامل اينها باشد:
1- راهنمايي كاربران به منابع جالب، اخبار يا منابع مفيد؛
2- نظردادن در مورد فعاليتها و وقايع ملي، محلي در حوزه IT ، كتاب و دنياي كتابخانه ها؛
3- تهيه اخبار از خدمات كتابداري و اطلاع رساني؛ و
4- تقاضاي بازخورد يا نظرات و معمولا كمك كتابخانه در به كارگيري كاربرانش؛خصوصا آنها كه تا به حال كتابخانه را به صورت فيزيكي نديده اند[24].
نگهداري از تغيير محتوي براي ابقائ علايق خوانندگان مهم است.با اينكه ما تمايل داريم در مورد وبلاگها بعنوان يك پديده ي عمومي فكر كنيم،محدوديتهاي شبكه اينترنت؛ اگر انتشارات ما محرمانه باشند؛ وجود ندارد.
عامل كليدي كه وبلاگ نويسي را آنقدر عمومي كرده اين است كه ايجاد يك وبلاگ بسيار ساده است و بر خلاف تهيه صفحات وب نياز به مهارتهاي HTML ندارد.نرم افزار مورد استفاده چهارچوبهايي با طراحي هاي مختلف و به شكلهاي انتخابي تهيه مي كند كه قادر به ايجاد يك وبلاگ در عرض چند دقيقه است.ضمنا كاربران با مهارتهاي HTML مي توانند اين موارد را تغيير دهند؛ از جمله اينكه:رنگها را تغيير دهند، يك لوگو اضافه كنند، جدول بندي را تغيير دهند يا حتي خودشان چهارچوبي جديد تهيه كنند. مداخل وبلاگ معمولا بوسيله وارد كردن متن در باكس هاي مخصوص ايجاد مي شوند، ضمنا ممكن است راههاي ساده تري هم براي ايجاد لينكها يا گرفتن شكل بندي متن وجود داشته باشد. نرم افزار وبلاگ نويسي مي تواند در يك سرور وب محلي باشد يا بوسيله تهيه كننده و ميزباني بوسيله آنها يا صفحات FTP براي يك سرور محلي استفاده شود.نرم افزار همچنين مي تواند بصورت رايگان باشد يا با پرداخت كمي پول مي توان از برخي مزاياي خاص نرم افزار ها استفاده كرد.برخي سازمانها ترجيح مي دهند كه خودشان نرم افزار ايجاد كنند.
بنابراين از نظر تكنيكي هيچ دليل براي يك سازمان وجود ندارد كه وبلاگ نداشته باشد؛ سهولت استفاده به معني سهيم شدن در ارائه اطلاعات هيچ محدوديتي با اعتماد به گستردگي شبكه ندارد. و در برخي وبلاگهاي سازماني محتوي مي تواند از طرف طيف وسيعي از مردم ارائه شود.اگر شما قصد داريد كه وبلاگ كاملا متعلق به خودتان باشد پس در راهنماهايي كه در بالا معرفي شدند برخي ابزارهاي وبلاگ نويسي وجود دارد سعي كنيد از برخي از آنها كه رايگان هم هستند استفاده كنيد.
گردآوري اخبار و خدماتRss
شما مي توانيد بخوانيد و علامت بزنيد؛ وبلاگها مثل هر صفحه وب هستند و برخي از آنها بوسيله Email هم قابل دريافت اند،اما اگر مي خواهيد تعداد زيادي از آنها را بازنگري كنيد استفاده از گردآورنده اخبار براي دسترسي به آنها آسانتر است. اين برنامه ها از تكنولوژيRss (RDF Site Summary يا Rich Site Summary يا Rich Simple Syndication )[25,26] استفاده مي كنند.اين تكنولوژي يك برچسبXML براي يك صفحه است كه به شماره اجازه مي دهد محتوي يا سرخط اخبار يك وبلاگ يا اخبار ساير سايتها را بصورت اتوماتيك به صفحه هاي وب ديگر منتقل كنيد.بنابراين شماممكن است وب سايتي را ببينيد كه شامل سرخط هايي از سايت BBC با لينكهايي به كل مطلب است.
گردآورندگان اخبار(newsfeeds ) خدماتي هستند كه با استفاده از تكنولوژيRss به شما اجازه مي دهند تا بوسيله يك صفحه تعداد زيادي منابع را دريافت كنيد. اينها مي توانند به وبلاگها يا وب سايتهاي قابل تغيير ديگر مثل راهنماههاي وب سايتها يا مواد آموزشي، روزنامه هاي محلي، ملي و اخبار راديويي، خبر نامه هاي موضوعي تخصي ومانند آن اضافه شوند. اخبار موجود ممكن است كاملا علمي باشند مثل اخبار BBC درمورد تجارت الترونيكي.شما منابعي را انتخاب كرده و از ليست هزاران خدمات موجود در آنها درخواست خود را مي دهيد و آخرين سرخط اخبار را و گاهي كل متن را از موارد انتخابي خود مي بينيد.
سر خط ها مرتبا همراه با آخرين مشاهدات شما در هر زماني كه وارد سايت يا وبلاگ مي شويد، روزآمد مي شوند.شما مي توانيد ديگر منابعي را كه به آنها بر خورد مي كنيد و در ليست موجود نيستند به آنها اضافه كنيد.(يك آيكن نارنجي رنگ xml يا Rss در يك وب سايت نشان دهنده وجود يك feed است)يك گردآورنده اطلاعات ممكن است نرم افزاري باشد كه شما از اينترنت گرفته و روي كامپيوتر شخصي خود نصب كرده ايد؛ مثلAmphetadesk[27] و FeedReader[28] يا سرويس مبتني بر وب باشد مانند:Blogline[29] , MyFeedster[30] NewsIsFree[31],، Syndic[32] كه مي تواند از هر جايي استفاده شود.برخي به شما اجازه خواهند داد كه محتوي وبلاگ خودتان را جستجو كنيد يا از تمام خدمات آن استفاده كنيد.شما اغلب مي توانيد اين جستجوها را به عناوين ساير منابع كه تنها در وقت استراحت شما روزآمد شده اند،اضافه كنيد .برخي گردآورندگان اطلاعات مي توانند بوسيلهemail شما را از وجود چنين منابعي مطلع كنند. اين براي جستجوهاي ذخيره شده و برخي وبلاگها مفيداست ولي براي تغييرات سريع در اخبار سايتهايي مثلBBC توصيه نمي شود.براستي بسيار آسان است،كه شما فقط منابعي را كه بنظرتان جالب تر است انتخاب كنيد وسپس سراغ ساير منابع برويد.و اگر شما چند روز مطالب خود را چك نكنيد ممكن است صدها مورد براي ديدن داشته باشيد بنابراين ممكن است نياز به به اصلاح در مورد مطالبي كه مي خوانيد داشته باشيد.
گردآورندگان اخبار تمايل به استفاده بصورت شخصي دارند تا بعنوان يك سرويس كتابخانه اي ، ولي تعدادي از آنها در زمينه هاي تخصصي هم وجود دارند براي مثال: EEVL OneStep Jobs[33] كه تقاضاهاي استخدام كارهاي تكنولوژيكي را با هم از تمام منابع پيوسته جمعآوري مي كند.چنين گردآورنده هايي ممكن است شامل صفحات وب تخصصي يا منابع سازماني باشند. كتابخانه ها مي تواننند از اين تكنولوژي براي علايق خاص جامعه استفاده كننده از وبلاگهاي خود جهت جستجو كردن استفاده كنند،هم بصورت فردي و هم بعنوان گردآورنده اي براي كنارهم قراردادن گروهي ازگردآورندگان مربوط بهم .ناشران محتوي خدمات خودرا بوسيله يRss توسعه مي دهند، بنابراين واضح است كه پتانسيلي براي خدمات جديد به كاربران وجود دارد.
اين يك نظر شتابزده است، امادر برخي از منابع دنبال مي شود؛ببينيد ديگران چه كاري كرده اند و درنظر بگيريد آيا خدمات شما مي توانست از"انقلاب وبلاگ نويسي" مناسب باشد.
ترجمه: طاهره كرمی
دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384
آفات وبلاگ نويسي
مصطفي قوانلو قاجار كه يكي از روزنامه نگاران وبلاگ نويس است،
نيز مطلب که وبلاگ، چاقوي دولبه را ارسال كرده است
از تمامي عزيزاني كه دعوت ما را اجابت كردند، اما متاسفانه امكان چاپ يادداشت هاي ايشان در خردنامه ميسر نشد، پوزش مي طلبيم
وبلاگ رسانه است رسانه اي که ما با اندک زحمتي در آن مي نويسيم و مي خوانيم اش رسانه اي به غايت ساده، متنوع و فاقد نظارت که همچون هر رسانه ديگري قالب خودش را بر نوع انديشيدن مخاطبانش تحميل مي کند و البته ماجراي رسانه و نحوه تفکر موضوعي است که همه کمابيش در مورد آن شنيده ايم و مي دانيم محتملاً اولين نوشته مهمي که در اين رابطه به ذهنمان مي رسد آيينه هاي جيبي مارشال مک لوهان است و جمله معروفش که کرسانه خود پيام است» افزون بر آن اثر خواندني نيل پستمن کزندگي در عيش، مردن در خوشي» که شايد عنوان اصلي و فرعي انگليسي اش روشن تر باشد (Amusig Ourselves to Death : Public Discourse i the Age of Show Busies) يك اثر به يادماندني و تاثيرگذار براي من و بسياري از دوستان هم نسلم بود پوپر هم در كتاب كوچكش کتلويزيون خطري براي دموکراسي» ايده اي کمابيش مشابه پستمن را ارائه کرده بود پستمن تاکيد مي کند که تلويزيون رسانه اي براي سرگرمي و نه براي فرهيخته سازي است و با انتقال جامعه آمريکا از عصر رسانه هاي مکتوب به رسانه هاي ديداري احساسات بر عقل غلبه مي کند و پروژه روشنگري (يا روشن انديشي؟) به پايان خود نزديک مي شود به نظر مي رسد گفتگوي شفاهي که پستمن نمونه هاي درخشاني از آن را در مناظرات انتخابات رياست جمهوري آمريکا نقل مي کند و همچنين کتاب به عنوان رسانه اي که جنس و ماهيتش انتخاب کردن، محدود شدن و دقت کردن را مي طلبد تا مدت ها ابزاري مهم در ارتقاء انديشه بوده اند تا جايي که من مي فهمم ماجرا با ورود تلويزيون دگرگون مي شود اين بار ما با رسانه اي سر و کار داريم که در مقابلش لم مي دهيم و سرگرم مي شويم و دايم از اين کانال به کانال ديگر مي رويم و البته خود رسانه هم بنا بر ذات خويش بر اين آشفتگي اصرار دارد تلويزيون اسباب خبررساني و تفنن و تبليغ کسب و کار است و لذا در عرض چند دقيقه مي تواند مجموعه اي از خبرها در مورد بيش از صدهزار کشته حادثه سونامي، فرار شيرها از قفس، ازدواج پرنس چارلز و کشف داروي جديد ضد سرطان را در مغز ما بريزد و اين کار راحت ترين راه براي به ابتذال کشيدن هر چيز مهم و جدي است
و اما اينترنت موضوع جديد تري است که هنوز خودش را به طور کامل بر ما عرضه نکرده است و ما چيز زيادي در باره تاثيراتش نمي دانيم از نقش اينترنت در گسترش فرهنگ و انديشه بسيار شنيده ايم و البته کم تر نقدي بر اين حرف به گوشمان خورده است چند سال پيش دکتر فرهنگ رجايي مقاله اي در باب محسنات جامعه اطلاعاتي و دسترسي آزاد به اطلاعات و نقش آن در باروري انديشه نوشته بود دکتر بيژن عبدالکريمي در جواب او نقدي نوشت و ترديد هايي پيش روي خوش بيني دکتر رجايي گذاشت عصاره حرف دکتر عبدالکريمي اين بود که آيا واقعا در محيطي آغشته از اطلاعات نصف و نيمه و مغشوش که کاربر دائم در معرض انبوهي از اطلاعات و تفنن ها است انديشه جدي شکل مي گيرد؟ من با دکتر عبدالکريمي همدلي دارم و اين ترديد را هميشه و در هر جمعي که به عادت مالوف، دوستان ايراني هنوز موضوعي را به جد تجربه نکرده به عرش مي رسانندش گفته ام روشن تر بگويم من هنوز درباره ميزان تاثيري که جامعه اطلاعات بر رشد فهم و آگاهي برجاي مي گذارد در ترديدم و اين ترديد برجسته تر مي شود وقتي تجربه هايم را با کتاب و مجله و شرکت در گفتگوهاي انتقادي را با آن چه در اين چند ساله از هم نشيني با اينترنت کسب کرده ام مقايسه مي کنم
به وبلاگ هم که فکر مي کنم اين ترديد بر جانم مي نشيد راستش من خطر وبلاگ را حتي بزرگ تر از کل اينترنت مي بينم چون بر خلاف اينترنت که تنها يک خواننده ايم در وبلاگ هم نويسنده ايم و هم خواننده و من در هر دو نقش خطرهايي را مي بينم که در کمين ذهن و زبانمان نشسته است بي تعارف بگويم وقتي وبلاگ مي نويسيم بي ادب تر و بي ملاحظه تر و سرسري تر مي شويم حرف هايي را که حاضر نيستم رو در رو به کسي بزنيم به راحتي در وبلاگمان مي آوريم گويي مهاري که اخلاق يا خويشتن داري يا حتي زيرکي مي تواند بر نوع سخن گفتن ما بزند در هنگامه نوشتن وبلاگ به يک باره از هم گسيخته مي شود شايد يک دليلش اين است که زباني که گوش شنيدن پيدا کرده است خود را در اين فضا يکه تاز مي داند و بر عقل پيشي مي گيرد زبان خود را بي قيد و بند مي بيند و البته پيشي گرفتن زبان بر عقل مقدمه سقوط است وبلاگ نويسي عادت اظهار نظر کردن در باره همه چيز و تعيين تکليف هر امر پيچيده اي در زمان و حجم اندک را با خودش به همراه مي آورد و اين عادت با بودن کبلايي به نام شمارنده» و مصيبتي به نام خواننده زياد صد چندان مي شود اگر نويسنده هوشيار نباشد وبلاگ قادر است توهم انديشمند بودن و توهم تاثيرگذاري و توهم حرف درست زدن را به يک جا به او هديه بدهد و من به اين مي گويم اکستازي ديجيتال ويژه روشنفکران اينترنتي
خواننده وبلاگ هم در خطر است بزرگ ترين خطر آن جا است که همدلي کردن با نويسنده وبلاگ آسان است انگار هر وبلاگ نويسي معشوقي خيالي يا واقعي دارد که با نوشتن ديگران را نيز در کامجويي از اين معشوق شريک مي کند و اين جوهره جذابيت وبلاگ است همين جذابيت است که خواننده را در خودش مي کشد و مشغولش مي کند و راضي نگهش مي دارد و عطش خواندن و انديشيدن را از او مي گيرد کتاب و مقاله اولين دلمشغولي است که در اين بين فدا مي شود مثلث چت، وبلاگ و اخبار سياسي اينترنتي قدرت آن را دارد تا آن چنان زمان فراغت کاربران را به سمت خود بکشد که نه فقط از خواندن که از خوابيدن و راه رفتن و حرف زدن نيز باز مانند علاوه بر آن ميل به پرش و تنوع و سرک کشيدن در وبلاگ بيداد مي کند با خودم فکر مي کنم چند بار شده است که مطلبي را در وبلاگي بخوانم و در آن توقف کنم؟ که ايده اي را ببينم و بلافاصله به وبلاگ بعدي که بنا به عادت يا تصادف بايد هر روز ببينمش سرکي نکشم پستمن در جايي از کتابش مي گويد که نسل ايکس، نسلي که با تلويزيون بار آمده است نمي تواند تمرکز کند و مهارت هايش براي سطوح بالاي استدلال عقلاني کافي نيست و من وقتي نسل اينترنت و وبلاگ را تصور مي کنم ترس برم مي دارد که نکند ببينم (و ديگران در وجود من ببينند) آدم هايي را که فرصت نداشته اند چيز جدي در باب ماجرايي جدي بخوانند و دانسته هايشان منحصر شده به هزاران هزار پستي که در درون وبلاگ ها خواننده اند و انديشه هايي که از آن بهره مند شده اند تراوشات فکري و روحي کساني بوده است در حد و اندازه خودشان که از صافي يک کار فکري منسجم و روش مند و زمان دار عبور نکرده است انگار وبلاگ دارد تبديل مي شود به مجله زرد نسل تحصيل کرده و مگر مجله زرد کارش چيست؟ خلق سرگرمي همراه با ارضاء حس کنجکاوي و نفرت و خيال پردازي و وبلاگ بالقوه همه اين ها را به يک باره در خود دارد .
منبع: روزنامه همشهری
دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384
وبلاگ، چاقوي دولبه
نثر افسار گسيخته از روزهايي که وبلاگ در جامعه ايراني همه گيرشد سه سال مي گذرد ازآن هنگام تاکنون نثر وبلاگ ها نثري از هم گسيخته و بي قاعده بوده است نثر هر وبلاگ آينه تمام نماي افکار و سواد ادبياتي نويسنده وبلاگ است گاه وبلاگ نويس از لحن عاميانه براي نوشتن استفاده مي کند، گاه لحني سخت پيچيده را با لحني عاميانه در هم مي آميزد گرچه نمي توان کسي را به درست نويسي و رعايت قواعد نوشتاري مجبور کرد اما پس از مدتي يعني در آبان ماه 1382 اعتراض هايي از بلاگستان برخاست و بحث هاي دامنه داري را به ميان کشيد خوابگرد با مطرح کردن بحثک ابتذال در بلاگستان» گروهي از وبلاگنويساني را به چالش کشيد که معتقد بودند نثر افسارگسيخته يکي از ويژگي هاي ذاتي وبلاگ است و وبلاگ يا جاي فرهيخته بازي نيست گرچه اين بحث ها را پاياني ندارد، اما حداقل فايده اين بحث ها مطرح شدن موضوع ادبيات وبلاگ بود
شهرت طلبي
وبلاگ رابطه مستقيمي با كسب شهرت و اعتبار دارد هنگامي كه يك وبلاگ جديد متولد مي شود، نويسنده آن خود را در ميان دريايي از وبلاگ ها مي بيند که براي ديده شدن جزيره خود، دست و پا مي زنند و حتي حاضرند گاهي اوقات کپي رايت را زير پا بگذارند و با کپي کردن مطالب ديگران مشهور شوند به قول لشک کولاکوفسکي متکلم و متفکر لهستاني: مشهور بودن حال به هرعلتي که باشد به معني ابراز وجود و تاييد خويشتن است ونياز به تاييد خويش امري طبيعي است هر چند که در حوزه تمدن ما به نحوي بيمارگونه وجود دارد بعضي از وبلاگ نويسان به هرنحوي مي خواهند نوشته خود را در معرض ديد عده بيشتري از کاربران قرار دهند گاه تلاش هاي آنان همانند شرکت هاي سازنده اسپم (هرزنامه) است گويي همه بايد با خبر شوند که او وبلاگش را به روز کرده است حتي اگر نخواهند آن وبلاگ را بخوانند برايشان ايميلي خبر از به روز کردن وبلاگ مي دهد.
منبع: روزنامه همشهری
جمعه پنجم فروردین 1384
چرا وبلاگ ها محبوبند
وبلاگ ها را سه دسته مى دانند: ثبت وقايع روزانه (Journal Weblog)، مجموعه اى از لينك ها (Link Weblog) و وبلاگ هاى OP-ED. در وبلاگ هاى روزانه، بلاگر از تجربه هاى روزانه، هفتگى و ماهانه خود مى نويسد. در وبلاگ هاى نوع دوم، بلاگر به سايت ها و صفحات ديگر وب كه در گشت و گذارهاى وبى خود مى بيند، لينك مى دهد. نوع سوم وبلاگ هايى هستند كه بلاگر در قالب مقالات و نوشته هاى منسجم به بيان افكار و عقايد شخصى خود مى پردازد (Opposite to the Editorial).
اما چرا وبلاگ ها محبوب شدند؟ مهم ترين دليل محبوبيت وبلاگ ها اين است كه مولف فارغ از پيچيدگى هاى فنى داشتن يك سايت، به سادگى نوشته هاى خود را منتشر مى كند. هرچند كه پيشرفت هاى بسيارى براى طراحى سايت ها شده اما واقعيت آن است كه طراحى سايت هنوز هم براى اغلب مردم پيچيده است. با استفاده از سيستم هاى وبلاگ موجود كه سيستم هايى حرفه اى براى مديريت محتوا هستند، داشتن وبلاگ همانند ارسال و دريافت نامه هاى الكترونيك ساده شده است: مطلبى نوشته مى شود و دكمه اى فشرده. بقيه كارها توسط سيستم مديريت محتوا انجام مى شود و نيازى به دانستن آن نيز نيست. با نگاهى به گزارش موسسه تحقيقاتى فارستر دلايل محبوب شدن وبلاگ ها نزد كاربران وب به خوبى روشن مى شود. در پاسخ به اين سئوال آن موسسه كه «دليل مراجعه مجدد شما به يك سايت چيست؟» كاربران اين چهار دليل عمده را به ترتيب عنوان كردند: محتواى مناسب، قابل استفاده بودن، سرعت مناسب بارگذارى صفحات و به روزرسانى مرتب.
خوانندگان چه مدت در هر وبلاگ مى مانند؟ تصور شما از خوانندگان وبلاگتان چيست؟ آيا آنها تمام نوشته هاى شما را مى خوانند؟ طبق مطالعه اى كه Darren Rowse بر روى ۳۵۰ وبلاگ انجام داده است هر خواننده به طور متوسط ۹۶ ثانيه در يك بلاگ مى ماند. نتايج ديگر اين مطالعه كه در http://www.livingroom.org.au/blog منتشر شده است عبارتند از: ۱- اين زمان تقريباً ارتباطى به تعداد بينندگان وبلاگ ندارد و به جز درصد كوچكى از وبلاگ هاى پربيننده در اين مطالعه، در بقيه وبلاگ ها زمان متوسط نزديك همان ۹۶ ثانيه بوده است.۲- در وبلاگ هايى كه امكان يادداشت گذاشتن توسط خوانندگان وجود دارد، زمان متوسط از ساير وبلاگ ها بيشتر است. هر چند كه اين مطالعه غيررسمى در اواخر سال ۲۰۰۳ انجام شده است اما به نظر مى رسد رفتار خوانندگان وبلاگ ها در حال حاضر نيز چندان تغيير نكرده باشد. در حالى كه دارنده وبلاگ تمام سعى خود را در نوشتن مى كند و انتظار دارد خوانندگان مدت زمان بيشترى در وبلاگش بمانند اما همان نوشته ها در مدت زمان كوتاهى تندخوانى مى شود. با روى آوردن وبلاگ ها به كسب درآمد طبيعتاً اين رفتار خوانندگان طبق مذاق دارنده وبلاگ ها نيست زيرا هر چه خواننده بيشتر در وبلاگ بماند شانس كليك خوردن تبليغ ها بيشتر مى شود. جالب است بدانيد وبلاگى كه اين مطالعه را انجام داده است در روز به طور متوسط ۱۵۰۰ نمايش صفحه و ۹۳۰ بازديد دارد كه خوانندگان ۸۲ ثانيه به طور متوسط در آن زمان سپرى مى كنند. اما معناى اين آمارها چيست؟ اگر وبلاگى داريد و تاكنون به رفتار خوانندگان خود توجه نمى كرديد، بهتر است بدانيد به طور متوسط افراد ۲۰۰ كلمه در دقيقه مى خوانند (ركورد ثبت شده ۱۳۴۷ كلمه در دقيقه است). حال اگر ۹۶ ثانيه را در خاطر داشته باشيد شما بايد در هر نوشته به طور متوسط ۳۲۰ كلمه داشته باشيد. بنابراين براى آنكه مطمئن شويد كه خوانندگان دقيقاً آنچه را كه مى گوييد متوجه مى شوند، ساده و كوتاه بنويسيد. اگر ايده هاى بسيارى داريد در هر نوشته تنها يكى را مطرح كنيد. فراموش نكنيد كه شما نوشته هاى ديگرى نيز خواهيد داشت. بسيار اتفاق افتاده است كه از دوستان پرسيده ام آيا آخرين مطلب من را خوانده اند و آنها در كمال تعجب من گفته اند: بله وبلاگ ات را ديدم. آخرين مطلبت را چون طولانى بود، نخواندم.اگر نوشته هايى طولانى داريد بهتر است ابتدا اصل قضيه را در خلاصه اى بياوريد و خوانندگان را براى مطالعه بيشتر به نوشته طولانى هدايت كنيد. همين طور مى توانيد آن را در چند نوشته مختلف و به مرور منتشر كنيد.
منبع: روزنامه شرق
نويسنده: مهدی رودکی
چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383
وبلاگ نويسان در يک قدمی روزنامه نگاران
منبع:روزنامه هموطن سلام
سه شنبه هجدهم اسفند 1383
نكات مفيد در طراحي يك وبلاگ
قالبها، شكل ، مكان ،رنگ و نحوه نمايش مطالب ويا ديگر عناصر وبلاگ را در صفحات وبلاگ تعيين ميكنند. آنها كمك ميكنند كه كاربران اين ابزارها و نويسندگان وبلاگ بدون درگيري با مسائل و مشكلات برنامه نويسي امكان اعمال سليقه خود را در نحوه نمايش وبلاگ خود را داشته باشند.
از نظر فني قالبها از كدهاي HTML كه تعيين كننده شكل و رنگ صفحات وبلاگ است و همچنين كدها و تگهاي بخصوصي كه مكان و شيوه تكرار عناصر وبلاگ را تعيين ميكند تشكيل شده است و معمولا هر ابزار ساخت وبلاگ (مانند بلاگفا، بلاگر و يا MT ) از تگها و كدهاي مخصوص خود استفاده ميكند.
تگهاي موجود در قالب وبلاگها جدا از آنكه در كدام ابزار مورد استفاده قرار ميگيرند براي دو هدف در نظر گرفته شده است.تعدادي از تگها تعيين كننده مكان عناصر غير تكراري وبلاگ هستند مانند عنوان وبلاگ،توضيحات ،ايميل و يا آدرس صفحات آرشيو و تعدادي ديگر تعيين كننده نحوه نمايش عناصر تكرار شده در وبلاگ هستند (مانند متن ، تاريخ و يا نويسنده مطالبي كه پست ميشوند ) .
هر فردي ميتواند با كمي حوصله و يا كمك از برنامه هايي مانند فرانت پيچ قالبي مناسب و دلخواه براي وبلاگ خود ايجاد كنند و يا حتي قالبي را كه طراحي كرده در اختيار ديگران نيز قرار دهد و البته آشنايي با كدهاي HTML و يا برنامه هاي طراحي صفحات HTML مانند فرانت پيچ كمك بزرگي در اين زمينه خواهد بود.
اما جدا از آنكه شما فردي تازه كار و يا حرفه اي هستيد نكات و اصولي وجود دارند كه رعايت آنها مي تواند شما را پياده سازي و يا انتخاب قالبي جديد براي وبلاگتان ياري كند.در زير به برخي از نكات اشاره خواهد شد.
بايستي به ياد داشته باشيم مهمترين عنصر يك وبلاگ مطالب و يادداشتهاي نويسندگان است و در طراحي قالب هدف آن است كه مطالب در واضح ترين و مناسبترين شكل و با سرعت براي خوانندگان قابل دسترس باشد.
1- تصوير كمتر، وبلاگ بهتر
اكثر وبلاگها توسط سرويسهاي رايگان وبلاگ ايجاد ميشوند و معمولا اين سايتها فضايي را براي قرار دادن تصوير در اختيار كاربران قرار نمي دهند از اين رو براي نمايش تصاوير نياز به قرار گرفتن آنها در سايتي ديگر است كه اين باعث افزايش درخواستها و كندي نمايش كامل وبلاگ خواهد بود.خوانندگان وبلاگها معمولا در هر روز تعداد زيادي وبلاگ را ميخوانند و انتظار دارند وبلاگ به سرعت براي آنها به نمايش در آيد.در اين ميان بايستي اشكالاتي كه ممكن است براي سايت نگهدارنده تصاوير پيش آيد را در نظر گرفت پس توصيه ميشود قالب را بگونه ای طراحي و يا انتخاب كنيد كه كمترين نياز را به تصاوير داشته باشد.
2-جداول كمتر، سرعت بيشتر
جداول از متداول ترين عناصر بكار گرفته شده در صفحات HTML هستند. آنها يكي از مهمترين تگهاي HTML براي فرمت بندي و شكل دهي صفحات بشمار ميروند.براي مثال اگر بخواهيد صفحه خود را به چند بخش تقسيم كنيد يا براي ايجاد نوار رنگي كه در گوشه صفحه بكار گيري تگهاي جدول ميتواند شما را به هدف نزديك كند. اما جداول معايبي دارند. اول اينكه پردازش اين كد و محتويات آن براي مروگر وقت بيشتري ميگيرد و مهمتر اينكه اكثر مرورگرها تا دانلود كامل تمام متنها و ديگر دستورات HTML موجود در يك جدول صبر ميكنند و سپس آنرا نمايش ميدهند.براي مثال اگر شما صفحه وبلاگ خود را با جدول تقسيم بندي كرده ايد و تمام مطالب ماه جاري را در سلولهاي اين جدول نوشته ايد و يا حتي در جداولي در زير مجموعه اين جدول نوشته ايد خواننده بايستي تا دانلود كامل تمامي مطالب ماه جاري صبر كند و البته گزينه بهتري نيز وجود دارد و آنكه در هنگامي كه جديدترين يادداشت نمايش داده شده است و خواننده مشغول خواندن آن است ديگر مطالب نيز به ترتيب دانلود و نمايش داده شوند. امروزه طراحان وب براي رسيدن به اين مقصود بجاي تگ Table از تگهاي DIV و يا SPAN استفاده ميكنند . اين تگها اگرچه عملكردي دقيقا مانند جدوال ندارند. اما براي رفع بسياري از نيازها مانند نوار رنگي در كنار مطالب وبلاگ و رنگي نمودن و يا تعيين مكان يك محدوده كارآمدتر و سريعتر از تگهاي Table هستند.(براي مثال اگر مايليد مطالب هر پست در پس زمينه اي با رنگ متفاوت نمايش داده شوند تگ DIV همراه با STYLE نظر شما را تامين ميكنند.)
3- اكتيو ايكس و جاوا اپلت ممنوع!
ديگرحتي سايتهاي اينترنتي نيز در استفاده از اكتيو ايكسها و جاوا اپلتها محتاط هستند. نمونه اي از اكتيو ايكس ها كنترل Media Player و يا حتي Real Audio هستند كه امكان پخش موسيقي و كنترل آن توسط ويزيتور را در صفحه فراهم ميكنند.دامنه استفاده از جاوا اپلتها بيشتر است ولي ايجاد افكتهاي تصويري و چت از رايج ترين كاربردهاي آنها هستند.اكتيو ايكسها جز در سيستم عامل ويندوز در سيستم عاملهاي ديگر پشتباني نميشوند و همچنين در برخي موارد نمايش آنها با پيامها هشدار و يا حتي خطا براي ويزيتور همراه است كه ممكن است او را خواندن وبلاگ شما منصرف كند.
جاوا اپلتها اگرچه مشكلات كمتري دارند اما مثلا در ويندوز XP بدون سرويس پك نمايش داده نميشوند.
پس عاقلانه است كه استفاده از آنها را در وبلاگ خود حرام اعلام كنيد.
4- جاوا اسكريپت ،تنها به ميزان لازم!
صفحات سايتها و وب شايد بتوانند بدون JavaScript زنده بمانند اما قطعا زندگي براي آنها سخت خواهد بود!جاوا اسكريتها براي كنترل وروديهاي كاربر ، حركت و ايجاد افكت در عناصر صفحه و حتي افكتهاي بصري(مانند بارش برف و گل در صفحه) بسيار مناسب هستند . بسياري از سيستمهاي نظرخواهي در وبلاگها نيز به نوعي وابسته به جاوا اسكريپت هستند. اما انتظار خوانندگان از وبلاگ چیزی جز مطلب جديد و يا لينك نيست آنها براي ديدن قدرت خلاقيت شما در كپي اسكريپتها براي ايجاد ساعت تعقيت كننده اشارگر ماوس و گل و برف باران صفحه وبلاگ شما را باز نميكنند. اينگونه جلوه هاي بصري تنها براي كاربرات تازه كار جالب است و به دليل تكراري بودن و همچنين عدم نياز آنها در صفحه در وبلاگ شما خوانندگان و كاربران با سابقه تر را آزار ميدهد بخصوص آنكه برخي از اين جلوه ها خواندن مطالب وبلاگ را هم سخت ميكنند.
5-سازگاري ،مسئله اي كه بايد جدي گرفت
همه كاربران وب و يا خوانندگان وبلاگ شما از مروگر وب شما استفاده نميكنند. آنها ممكن است كاربران سيستم عاملي به غير از سيستم عامل كامپيوتر شما باشند و يا از نسخه اي متفاوت از مرورگر شما استفاده كنند و بديهي است كه درميان ممكن ناسازگاري نيز پيش آيد. آنچه در مرورگر شما خوانا و درست است ممكن است در مروگر ديگري كاملا به هم ريخته و ناخوانا باشد.
اين ناسازگاري حتي در نسخه IE 5.5 و IE 6 نيز وجود دارد.در بكارگيري Style ها دقت كنيد بخصوص در فيلترها (Filter) كه براي ايجاد افكتها براي متن و يا تصاوير استفاده ميشود و فقط از فونتهايي استاندارد و معمول در همه سيستم عاملها استفاده كنيد.اگر كاربر سيستم عامل ويندوز هستنيد پيشنهاد ميكنم با دانلود يك مروگر Mozilla كه حجم كمي نيز دارد وبلاگ خود را در آن نيز ببينيد.باز تاكيد ميكنم از بكار گيري فونتهاي مانند ترافيك يا ميترا و برخي فونتهاي ديگر فارسي كه تنها برخي كاربران آنرا دارند جدا خودداري كنيد و يا حداقل يكبار هم وبلاگ خود را بدون آن فونتها نيز ببينيد.
6-موسيقي ، جذاب ولي آزار دهنده
گوش كردن يك موسيقي هنگان خواندن يك وبلاگ ميتواند جذاب باشد. اما آيا خوانندگان هم با شما در انتخاب موسيقي هم سليقه هستند؟آيا فكر كاربراني كه مثلا هنگام خواندن وبلاگ شما راديو و يا موسيقي ديگري گوش ميدهند را نيز كرديد؟ آيا حدس ميزنيد اگر خواننده وبلاگ شما يك وبلاگ ديگر را كه در آن نيز موسيقي بكار رفته باز كرده باشد چه حسي خواهد داشت؟پس به شرايط و سليقه خوانندگانتان نيز توجه كنيد يا حداقل به آنها رحم كنيد!شما ميتوانيد موسيقي مورد علاقه خود را بصورت لينك به فايل آن (و نه گذاردن مديا پلير در صفحه) به خوانندگان وبلاگ پيشنهاد كنيد.
7-رنگ ، آنها جان مي بخشند و يا جان ميگيرند!
تاثير رنگ را بر خواننده جدي بگيرد . چه بسيار كساني كه هنگام اولين بازديد خود از يك وبلاگ تنها با نگاهي به طيف رنگي صورتي و يا قرمز و يا رنگهاي شاد آن در فكر مونث بودن نويسنده افتاده باشند! رنگها ميتواند سريعترين معرفي نامه براي شما و مطالب شما باشند پس از آنها استفاده كنيد.
اما دقت داشته باشيد كه رنگهاي متفاوت و به تعداد زياد استفاده نكنيد و همچنين هرگز از رنگهاي تند در پس زمينه وبلاگ و يا مطالب آنها استفاده نكنيد چرا كه با وجود جذابيت اوليه خيلي زود چشمان خواننده را خسته و او را فراري ميدهند.همچنين خوش سليقگي خواهد بود اگر سعي كنيد اكثر رنگها را از يك طيف انتخاب كنيد مانند استفاده از رنگ آبي يا سبز با درجات مختلف روشنايي. يك مورد با اهميت ديگر خوانايي و كمك به خواننده در تفكيك عناصر وبلاگ است .بسيار مهم است كه متن نوشته شده با پس زمينه خود از نظر روشنايي متفاوت باشد حتي ممكن است همخواني رنگها تشخيص مطالب را سخت و خواننده را مجبور به جستجوي كلمه به كلمه كند. شما ميتوانيد با رنگهاي مناسب در پس زمينه و حاشيه مرز يادداشتهاي هر روز ، تاريخ پست يادداشت و با بخش لينكها را مشخص كنيد.
8- هر چيزي جاي خودش!
خوانندگان با پيش فرضهايي وارد وبلاگها ميشوند، آنها انتظار دارند يادداشتها را در جاي مورد نظرشان پيدا كنند و يا لينك آرشيو و يا تماس را در بالا و يا در كنار يادداشتهاي وبلاگ پيدا كنند.پس هنجار شكني نكنيد و خواننده را آزار ندهيد.استفاده از فريمها ، مجبور كردن او براي اسكرول آنهم براي مطالب كوتاه يا مجبور كردن او به كليكهاي اضافي شايد شكلي نو به قالب وبلاگ شما بدهد اما اين نوآوري محبوب اكثر خوانندگان نيست.سعي كنيد با كمك رنگها،جداول و يا ديگر تگها و كدهاي HTML عناصر موجود در وبلاگ را به شكلي جدا كنيد كه خواننده حتي با نگاهي آنها را تشخيص ميدهد.
از فرمت مناسب هم براي يادداشتهاي خود استفاده كند. براي مثال پخش مطلب در كل عرض صفحه خواندن آنرا سخت ميكند و در حاليكه يادداشتهاي با عرض كوتاه حتي اگر از طولي بيشتر برخوردار باشد رغبت را در خواننده براي دنبال و خواندن آن را افزايش ميدهد.
9-موتورهاي جستجو، دوستداران وبلاگ شما
اگر ميخواهيد وبلاگي با خوانندهاي بيشتر داشته باشيد و اگر مايليد روزانه چندين خواننده جديد كه احيانا در حال جستجوي كلمه اي در موتورهاي جستجو بوده اند براي وبلاگتان پيدا كند. موتورهاي جستجو را دوست داشته باشيد و اجازه دهيد آنها به راحتي صفحات آرشيو يادداشتهاي وبلاگ شما را پيدا كنند . شما ميتواني اينكار را به لينك مستقيم به آنها در صفحه اصلي وبلاگ انجام دهيد حتي اگر لازم شد لينك صفحات يادداشتهاي ماههاي اخير را مستقيما در قالب وبلاگ اضافه كنيد. همچنين دقت داشته باشيد كه لينكها مستقيم و بدون استفاده از جاوا اسكريپت باشد.
در نهايت آنكه باز تاكيد ميكنم كه وبلاگ محيطي براي خواندن مطالب،يادداشتهاي روزانه و نظرات نويسندگان آن است به سريعترين و ساده ترين حالت و نه محلي براي نمايش خلاقيت نويسنده در بكارگيري جلوه هاي بصري جاوا اسكريپت،يا توانايي او در فلش و ايجاد نوشته هاي متحرك . اين تعريفي صحيح از وبلاگ است و خوانندگان نيز همين انتظار را دارند.
نویسنده : علیرضا شیرازی ( info at parseek.com )
منبع: ویژه نامه وبلاگ
چهارشنبه پنجم اسفند 1383
معرفی چند سایت مفید برای قراردادن تصاویر وبلاگ
http://www.hostedpictures.com
http://tinypic.com/
نویسنده: علیرضا شیرازی ، مجله بلاگفا
سه شنبه چهارم اسفند 1383
وبلاگ ها، تقابل با رسانه هاى سنتى
بر اساس آخرين آمارها هم اكنون در جهان در حدود ۴ ميليون و پانصدهزار وبلاگ وجود دارد و پيش بينى مى شود اين ميزان تا سال ۲۰۰۶ به بيش از ۶ ميليون برسد. به راستى كدام پديده اى مى تواند با اين سرعت در اينترنت گسترش يابد؟ بله جواب درست است فقط «ويروس»!
لغت وبلاگ از حدود سال ۱۹۹۷ مطرح شد. در آن زمان به نوشته هايى روى اينترنت اطلاق مى شد كه صرفاً به مسائل و خاطرات شخصى افراد مى پرداخت. هر چند اين كلمه نوظهور هنوز به بسيارى از فرهنگ هاى لغت راه پيدا نكرده اما در اندك فرهنگ هايى كه نام وبلاگ يا بلاگ را ثبت كرده اند تعاريف تقريباً يكسان است.
هم اكنون در دايره المعارف انكارتا در تعريف وبلاگ آمده است: «وبلاگ يا بلاگ توسط يك شخص يا گروه كوچكى از نويسندگان كه علاقه مندى هاى خود را منتشر مى كنند، اداره مى شود. وبلاگ ها عموماً حالتى غيررسمى و لحنى نقدآميز دارند كه در آن لينك به مطالب ديگرى روى اينترنت ديده مى شود.» فرهنگ مريام وبستر نيز وبلاگ را وب سايتى معرفى مى كند كه شامل نوشته هاى شخصى صاحب آن با رويكردى انتقادى تحليلى و انعكاسى است و اغلب داراى هايپرلينك است. اما به رغم چنين تعاريفى همه ما مى توانيم هم اكنون وبلاگ هايى را به خاطر بياوريم كه حداقل بخش هايى از تعاريف اين فرهنگ ها را رعايت نمى كنند. مثلاً وبلاگ هايى كه جدى و مشخص به موضوعى خاص مى پردازند. واقعيت هم اين است كه اساساً وقتى وبلاگ نويسى از حوزه شخصى نويسى وخاطره نويسى بيرون آمد توانست به فضاى رسانه اى جهان وارد شود و عرض اندام كند.
• وبلاگ و رسانه
كسى شكى در اين ندارد كه اين روزها دوران اوج اينترنت و افت بسيارى از رسانه هاى سنتى است. يك گزارش تحقيقى نشان مى دهد كه سه مجله خبرى در ايالات متحده به سمتى پيش مى روند كه ميزان برنامه هاى سرگرم كننده و عيب جويى و بدگويى از شخصيت هاى پرآوازه و مشاهير در آن چند برابر شده است. همين گزارش نشان مى دهد كه مجله تايم هم اكنون يك سوم مطالب خود را به معجون سرگرمى اختصاص داده است.
به نظر مى رسد نشريات و مجلات براى بقا ناچارند مانند پفك ظاهر و طعمى فريبنده داشته باشند اما اين هم حقيقتى است كه رنگ و لعاب بيش از حد خبرها ديگر نظر كسى را جلب نمى كند. از طرف ديگر برخى نظرسنجى ها نشان مى دهد كه از نظر افكار عمومى خبرنگاران بى دقت تر، نامرتب تر، غيرحرفه اى، بى اخلاق تر، بى ملاحظه تر، متعصب تر و نسبت به اشتباه هاى خود بى تفاوت تر شده اند. آيا اين ضعف ها و كاستى ها زمينه رشد و محبوبيت رسانه اى جديد را فراهم نمى كند؟
جا دارد به شكل ديگرى نيز به اين موضوع نگاه كنيم. مثلاً گفته مى شود يكى از مشكلات عصر جديد نبود گوش هاى كافى براى شنيدن صدا هاى درونى انسان است. در حالى كه عصر ارتباطات اين قابليت را در اختيار مردم قرار داده كه آزادانه تصورات و پنهانى هاى زندگى درونى خود را در فضاى مجازى قرار داده و جهانى را از آن خبردار سازند.
وبلاگ در حقيقت از سويى مشكلات رسانه هاى سنتى را ندارد و هم به شكلى بحران فرديت انسان امروزى را تا اندازه اى جبران مى كند. به هر حال اما قابليت هاى ديگرى هم هست كه وبلاگ را به عنوان يك رسانه قدرتمندتر مى سازد، نخست آنكه (همچون ديگر رسانه هاى آن لاين) براى انتشار محدوديت ندارد و در مقايسه با رسانه هاى سنتى به زمان و مكان وابسته نيست، دوم آنكه به سادگى و سهولت ايجاد مى شود (شايد در كمتر از يك دقيقه) و سوم آنكه به دليل زبان جديد و تازه اثرپذيرى بيشترى نسبت به رسانه هاى سنتى دارد.
• شهرت سريع
اين يك اصل است كه وبلاگ ها شهرت سريع براى نويسندگانشان به بار مى آورند. رايس كيك يكى از وبلاگ نويسان آمريكايى بود كه درست پس از آنكه نخستين عكس از تابوت هاى سربازان اعزامى به عراق را منتشر كرد و رسانه هاى سنتى نيز عكس هاى او را باز منتشر كردند خيلى زود وبلاگش با چهار ميليون بازديدكننده در روز روبه رو شد و به آسانى به شهرت جهانى دست يافت. از اين دست وبلاگ ها و وبلاگ نويس ها كم نيستند.
هم اكنون در ايالات متحده ۵ وبلاگ سياسى پربيننده روى هم رفته در حدود نيم ميليون نفر در روز بازديد كننده دارند. اگر بازديدكننده ها را به نوعى با تيراژ روزنامه ها مقايسه كنيم به اين نتيجه مى رسيم كه وبلاگ ها به رغم عقب بودن به سرعت در حال رشد و گرفتن جاى سنتى ها هستند و واقعيتى است كه اين روند رشد به شدت رسانه هاى سنتى را نگران كرده است.
• نقاط ضعف
اما به رغم آنكه وبلاگ ها توانسته اند به سرعت با رسانه ها به رقابت برخيزند و يا شهرت كسب كنند از مشكلاتى نيز رنج مى برند. مهمترين مشكل وبلاگ ها هنوز اين است كه استناد به آنها به سختى صورت مى گيرد. در حقيقت هنوز مردم رسانه هاى سنتى را از نظر استناد خبرى بيشتر از وبلاگ ها مى پذيرند.
مشكلات ديگرى نظير كمبود منابع مالى براى انتشار تخصصى اخبار و تحليل ها و يا تهيه گزارش و همچنين مشكلاتى ناشى لاقيدى استفاده از زبان و... از ديگر مشكلات قابل ذكر است. وبلاگ ها به رغم همه اينها هنوز در حال رشدند و به نظر مى رسد هنوز براى فاصله گرفتن از تعاريف فرهنگ ها زمان زيادى در اختيار دارند.
نويسنده: مينو مومنى،روزنامه شرق
سه شنبه چهارم اسفند 1383
بررسى پديده وبلاگ ها و روانشناسى خودمانى
اين فضا، گرچه حجم و شكل آن توسط افراد انتخاب مى شود و حياط خلوت آنان تلقى مى شود، ولى به هيچ وجه يك فضاى «شخصى» به مفهوم عدم دسترسى كامل ديگران به آن نيست. بخشى از فضايى است كه همگان از آن استفاده مى كنند. از طرف ديگر محتواى اين فضا، هر چه باشد، نيز كاملاً شخصى نيست. شايد به علت اينكه مى توان در اين فضا آزادانه حركت كرد و هر چه خواست طراحى كرد نوعى از «فرديت» و «شخصى بودن» به معناى يك محصول «شخصى» كه به ديگران ارتباطى ندارد، از آن استنباط كرد. اما به علت اينكه اين فضا براى ديگران نيز قابل دسترسى بوده و امكان ديدن و بهره بردارى كردن از آن دارند، از نوعى «عموميت» يا «همگانى بودن» برخوردار است.
اگر تعريف انسان به عنوان «حيوان ناطق» را كمى ابتدايى و يا قديمى بدانيم تعريف انسان «حيوان ارتباطى» را مى توان مناسبترين و يكى از جديدترين تعاريف مربوط به معرفى هويت انسان دانست. انسان است كه مى تواند ارتباط برقرار كند نه تنها با ديگران بلكه با محيط خود و حتى با محيط هاى فراتر از خود. هيچ موجود زمينى ديگرى از اين توانايى در اين سطح برخوردار نيست. شايد برخى از حيوانات بتوانند در فضاى محدودى و يا به علت حاكميت غرايز ويژه اى نوعى از ارتباط را با يكديگر نشان دهند، اما اين ارتباط كه معمولاً ميان حيوانات همنوع صورت مى گيرد از جنس و ماهيت ارتباطات حاكم بر انسان نيست.
از ديدگاه مادى، ارتباط انسان _ انسان مهم ترين نوع ارتباطات ممكن براى بشر است. اين اهميت از آنجا ناشى مى شود كه ارتباط مزبور مى تواند دوطرفه باشد. تاثير گذار باشد. به نتايج معلوم و مشخص و گاهى دور از انتظار منجر شود و بالاخره داراى بار منفى و يا مثبت باشد.جوامع كنونى به بركت گسترش همين نوع از ارتباطات است كه از جوامع گذشته كاملاً متفاوت گشته و مشخصه اصلى اين جوامع بنا به تعبير جيانى واتيمو جامعه شناس معاصر «ارتباطات عموميت يافته يا همگانى» است. اين عموميت با گسترش پديده وبلاگ ها مى رود تا به تحقق كامل در حوزه ارتباطات انسانى تبديل شود.
زبان به منزله مهم ترين عامل ارتباط انسان _ انسان در ايجاد زمينه هاى مناسب براى فعال كردن اين ارتباط نقش بسزايى دارد. با رشد و توسعه تكنولوژى، ابزار هاى گوناگونى براى شكل دادن به كيفيت استخدام زبان براى ايجاد روابط مختلف به وجود آمد. شكل گيرى بهره بردارى بهينه از زبان، فراتر از سخن گفتن و ارتباط دوطرفه و رودررو شد. محصولات زبانى به عنوان ابزار «ارتباط» بيش از وسيله «تكلم» زمينه هاى رشد ارتباطات همه جانبه انسان با انسان هاى ديگر را فراهم كرد.
اينترنت، يكى از ابزار هاى مهم، و تا اين لحظه از زمان، آخرين وسيله مورد استفاده براى رشد و توسعه ارتباطات انسانى است كه توانسته محدوده زمان و مكان را درنوردد و فراتر از ارتباطات شخصى _ شخصى يا شخصى _ اشخاص پا در عرصه ارتباطات شخصى _ عمومى و يا حتى فراتر از آن عمومى _ عمومى بگذارد.
وبلاگ محصول رشد درونى ارتباطات در عالم اينترنت است. اين محصول، بازتاب تعامل انسان با فضاى مجازى اينترنت است. اين تعامل اگر در آغاز جنبه نظامى يا اقتصادى داشت، هم اكنون از اين دو زمينه بسيار فراتر رفته و به فضايى براى به نمايش گذاشتن ابعاد فردى با تماميت ظرفيت خود در يك عرصه عمومى، تبديل شده است. تكنولوژى ارتباطات اگر توانست عرصه هاى جديدى در روابط انسان را فتح نمايد در عين حال زمينه ابراز وجودى انسان را نيز مهيا ساخته است. رسانه هايى همچون راديو و تلويزيون تنها بخشى از هويت انسانى را كه مى توانست براى ديگران عيان تر باشد به معرض نمايش گذاشتند. ولى اينترنت زمينه را براى عرضه كردن بسيارى از ابعاد درونى انسان آماده ساخت. اكنون انسان عصر ارتباطات مى تواند آزادانه تصورات و خفاياى زندگى درونى خود را در فضاى مجازى اينترنت بريزد و جهانى را از آن خبردار سازد. اين فضا به هر اندازه اى كه بتواند از اسرار جديد پر شود مى تواند مرتبطين جديدى را به خود جذب كند. گويى خلاقيت در خلوت نيز هم اكنون به عامل جذب انسان هايى كه در پى كنكاش در عالم درون اند را بيش از پيش به خود مشغول كرده است. انسان اين جهان مجازى، خلاقيت خود را محصولى مشترك و برخاسته از تعامل با عالم درونى انسان ها مى داند كه درصدد آن است كه ديگران را به حياط خلوت زندگى خود فراخواند و آنان را با خود آشنا سازد. اين آشنايى و ارتباط مى تواند نوعى بازگو كردن خود و در حقيقت كشف ديگرانى باشد كه مى توانند با وى (خود) زمينه اى از ارتباط، حتى در سطح يك «كليك كردن» كه مى توان آن را «سلام اينترنتى» خواند و انداختن يك نگاه ساده به اين حياط خلوت باشد. اوج تلاقى در اين زمينه زمانى اتفاق مى افتد كه سطح ارتباط از حالت يك طرفه به دوطرفه تبديل و پيامى از انسان هاى ديگر دريافت گردد.
استمرار اين ارتباط و تبديل آن به شخص _ عموم زمانى اتفاق مى افتد كه مسائل طرح شده در اين فضا توانسته باشد افراد زيادترى را به خود جذب و نوعى همخوانى و يكنواختى درونى را ميان آنان برقرار سازد. وبلاگ در اين مرحله به عرصه فعالى تبديل مى شود كه در آن بازيگران مختلف به جاى طرح مسائل «خارج از خود» به «خودبيانى» با استفاده از شناخت روانشناسانه به وجود آمده از «ديگر خود» با ديگران مى پردازند. هر اندازه اين شناخت عميق تر شود، ارتباط فعال تر و سطح آن گسترده تر مى شود. در روانشناسى جديد، گفته مى شود كه بازگو كردن درون براى روانپزشك بهترين وسيله براى كشف نارسايى ها و پيدا كردن راه براى زدودن كاستى هاى روانى است. اصولاً طرح «ناخودآگاه» به صورت آگاهانه است كه مى تواند درمان ساز باشد. اين درمان به قول ژاك لاكان مى تواند تنها از طريق «گفتمان» و «گفت وگو» به دست آيد كه وبلاگ را مى توان يكى از بهترين بستر هاى غير سازماندهى شده گفتمان هاى پراكنده در جهان معاصر دانست كه مى توانند به يك «درمان عمومى» تبديل شوند.
يكى از مشكلات عصر جديد نبود گوش هاى كافى براى شنيدن صدا هاى درونى انسان است. صداهايى كه گاهى به گلوله اى تبديل مى شوند كه اگر نه ديگران، حداقل صاحب آن را مى توانند مورد هدف قرار دهند. اين صدا ها اگر در درون زندانى شوند در بهترين حالت، به دردهايى تبديل مى شوند كه مى توانند عملكرد انسان در زمينه هاى مختلف را تحت الشعاع قرار دهند. هر مقدار اين صدا ها بتوانند به فضايى دميده شوند كه در پژواكى هر چند محدود ايجاد كنند به دريچه اى تبديل مى شوند كه خانه درون را با فضاى بيرون مرتبط مى سازند و حالتى از روانشناسى خودآگاه كه محصول ريختن تصورات درون در فضاى بيرون آزاد است به وجود آورند كه گونه اى از «خود درمانى» است.
انسان عصر كنونى با بهره بردارى از فضاى مجازى ايجاد شده، ديگر نگران سانسور، محدوديت ها و يا برخورد از نوع ويژه نيست. او حتى مى تواند در فضاى به وجود آ مده با نامى ديگر و وجودى ناشناخته و ماسكى كه هر لحظه مى تواند تغيير يابد در اين فضا قدم بزند و خود را آشكار كند و يا ديگران را به شكار خود درآورد. در اين وضعيت، درون انسانى، آزادتر از هميشه، مى تواند عيان تر شود. در شرايط جديد دغدغه اى براى گفتن ناگفته ها نيست. شيوه خاصى براى به نمايش گذاشتن زواياى درونى وجود ندارد آزادى به معناى وسيع آن مورد آ زمايش قرار مى گيرد. كشفى از حجاب درون صورت مى گيرد كه تاكنون تجربه نشده است.
با گذشت زمان، وبلاگ ها در حال تبديل شدن به يك ضرورت هستند. ضرورتى براى آشنا كردن ديگران با خود. اين وضعيت تنها محصول تنهايى «انسان» و يا «جدايى» عملى وى از ديگران نيست كه خود در برخى از جوامع به ويژه غربى به يك مسئله جدى تبديل شده است، بلكه حتى در جوامع سنتى نيز محصول نبودن «گوش هاى شنوا» براى شنيدن فرياد ها و صدا هاى درونى انسان ها به ويژه جوان تر هاست. هر چه فاصله خارجى و ظاهرى انسان ها با يكديگر بيشتر مى شود، احساس ضرورت به ايجاد فضايى براى ارتباط درونى بيشتر مى شود.
شايد كشف ناخواسته وبلاگ ها و اين فضاى عظيم «خودگردان» براساس احساس ضرورتى بوده است كه ناشى از بحران كمبود ارتباطات خارجى انسان ها با يكديگر باشد كه اينچنين توانسته است در زمان كوتاهى به يك جريان همه گير تبديل شود.آثار اين ارتباط هر چه باشد، در نازل ترين صور آن نوعى «تخليه درونى» و تلاش در فعال كردن ويژگى انسان كه در مقوله «ارتباط» نهفته است، مى باشد. «موجود ارتباطى» را نمى توان از خاصيت ارتباط بازداشت. اگر چنين شود، ديگر آن انسان، بشر كنونى نيست، موجود ديگرى است كه نام ديگرى بايد بر آن گذاشت.
نويسنده: حسن بشير ، روزنامه شرق
چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383
وبلاگها و ماهیها؛ در فاصله آرزوها و تحليلها
خانه كه ساده باشد روبهراه كردن و قابل استفاده شدنش خيلی آسان میشود، میشود نشر به وسيله يك كليك بر روی دكمه post&publish. شايد باور كردنش مشكل باشد، ولی واقعيت اين است. دكمهای را میفشاريد و يك متن در جهان متون متولد میشود. يك متن تازه به دنيا میآيد و يك امكان انتخاب برای مخاطبان بيشتر میشود و يا بهتر بگويم يك زاويه ديد تازه در كنار هزاران هزار زاويه ديد ديگر قرار میگيرد.
شما كه دكمه post را میفشاريد، يك حفره به كندوی عسل افكار جهانی اضافه میكنيد. وبلاگها واقعا شبيه كندوی عسل هستند و بلاگرها زنبورهايی كه میكوشند هر روز شهدی را به كندو بياورند، قبول كنيم كه بعضی از اين زنبورها هم نه شهد كه گاه زهر میآورند! ولی خوشبختانه در اين برزن عسل فروشی، انتخابها هم گسترده است. دقت كنيد تا عسل خوب بخريد.
وبلاگها را میتوان جزو رسانههای آلترناتيو به حساب آورد. آنها مثل سی.ان.ان، واشنگتنپست، نيويوركتايمز، تايم و نيوزويك و غيره بر روی نقشه قدرت و ثروت قرار ندارند و لذا بیمهابا حرف میزنند و در برابر اين رسانههای بزرگ و پارادايمی جز اين كه ديدگاههای متقابل و غيررسمی و غيروابسته به قدرت را مطرح كنند، كار ديگری صورت نمیدهند. البته بعضی از وبلاگها هم خيلی به سياست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه كاری ندارند و فقط و فقط از خودشان و تجارب شخصيشان میگويند. اين كه امروز ساندويچ خوردم، يا اين كه اتاقم گرم است، و يا ماشينم كه پنچر شد انگار خودم پنچر شدم! به اين نوع وبلاگها e-zine يا مجله الكترونيك نمیگويند؛ آنها به me-zine شهرت يافتهاند(مجله من).
من فكر میكنم دوستداشتنیترين جنبه وبلاگها استقلال آنها از نهادهای رسمی رسانهای باشد. بلاگرها كارت خبرنگاری ندارند اما خبرنگارند و اين شايد اصلیترين مميزه روزنامهنگاری عمومی(public) و سنگ پايه دموكراسی عمومی يا سايبردموكراسی (cyberDemocracy) باشد.
البته عدهای ميكوشند با سمپاتی كوركورانه از وبلاگها اين پديده را كاملا مستقل و دمكراتيك نشان دهند. اين تلقی تا حدودی درست است، اما فراموش نبايد كرد كه بالاخره هر وبلاگی يا به عبارت بهتر هر بلاگری هم بالاخره مواضعی دارد كه میتواند در همان تعاريف كلاسيك، چپ، راست يا ميانه قرار گيرد و به ديگر زبان، هر بلاگری در اتاق وبلاگ خودش پردههايی دارد و ديوارهايی كه اورا به نحوی در آنجا از اتاق مجاور خودش و يا از چشمانداز ديگران جدا میسازد.
وانگهی چه كسی میتواند اين نكته را انكار كند كه قدرت و كيفيت يك وبلاگ و يا قدرت و مسئوليت يك وبلاگ در مقابل مخاطبانش تفاوت چندانی از جنبه رفتاری با رسانههای نوشتاری ندارد. هم وبلاگها و هم رسانههای نوشتاری هر دو به كيفيت میانديشند و هردو در مقابل مخاطب به نحوی از انحاء احساس مسئوليت میكنند، چراكه اگر مخاطب اين احساس را در آنها از جنبه كيفيت و مسئوليت نبيند، به مخاطب وفادار آنها تبديل نمیشود.
مخاطب هم مثل من و شما برای كسی میميرد كه برايش تب كند. نبايد خيال كنيم مخاطبان وبلاگها از كرات ديگر میآيند تا وبلاگ بخوانند؛ خير، آنها هم ويژگیهايی كاملاً ملموس، آشنا و زمينی دارند و الان نوعی جمعيتنگاری در قبال آنها وجود دارد. مثلا تقريبا روشن شده كه زنان و كودكان(به عنوان مخاطبان فراموش شده رسانههای نوشتاری) جزو مخاطبان ثابت وبلاگها هستند، يا كلا اساتيد و تحصيلكردگانی كه دارای انديشههای راديكالی هستند و افكارشان در رسانههای نوشتاری انعكاس نمیيابد يا خودشان بلاگر شدهاند و يا اين كه خواننده و بيننده وبلاگها هستند.
در اين ليست مخاطبان، قطعا جوانان نوجو و ضدكليشه هم جای گرفتهاند. بنابراين، نمیتوان چنين مخاطبانی را افرادی بیتوجه به كيفيت و مسئوليت قلمداد كرد و به همين دليل است كه میتوانم بگويم اين مخاطبان، مخاطبان بدون تعارف هستند، وقتی با وبلاگ تازهای مواجه میشوند، ابتدا به سراغش میآيند و بلاگر مربوطه هم وقتی hit list خودش را میبيند كلی باد به غبغب میاندازد كه بله اين منم طاووس عليين شده! ولی ناگهان روز بعد با ريزشhit مواجه میشود و تازه میفهمد كه ای دل غافل بالارفتن فوریhit آسان است ولی حفظ آن مشكل است. او تازه درمیيابد كه مخاطبان وبلاگها مخاطبان بیتعارف هستند و اين گونه رفتار میكنند: يك كليك برای هميشه! و يا كليك و ديدار بعدی هرگز!
موقعيت وبلاگها
حالا پرسش اين است كه آيا وبلاگها رقيب رسانههای نوشتاری هستند؟
پاسخ اين سؤال تقريبا رو به مثبت بودن میرود و میتوان گفت بله! آنها دستكم چشمها را متوجه خودشان كردهاند، ولی آيا پيروز خواهند شد؟ آنها طرف توجه هستند، چرا كه در لج و لجبازی و مچ گرفتن از رسانههای بزرگ حاكم به يك نامه بیپايان به سردبيرها تبديل شدهاند! اما آيا سردبيرها و رسانههايشان هم بیكار خواهند نشست؟
من هنوز بر اين گمانه نيستم كه رسانههای نوشتاری سنتی به راحتی ميدان را در برابر وبلاگها خالی خواهند كرد، و لذا نمیتوانم در مورد نفوذ وبلاگها غلو كنم. از نظر من الان موقعيت وبلاگها در برابر رسانههای حاكم نوشتاری در همه جای جهان يك موقعيت در حال گذار است.
راستش را بخواهيد اين وبلاگها و به ويژه وبلاگهايی كه me-zine نيستند و رفتار مناسبی را از خود بروز میهند، میتوانند از يك جهت نوههای نقدرسانهای(media criticism) به حساب بيايند و به همين دليل رقيب جدی رسانههای نوشتاری هستند.
من نمیدانم چرا هروقت به اين جنبه رقابت نگاه میكنم، يعنی به رقابت شانه به شانه وبلاگهای جاافتاده و قوی با رسانههای نوشتاری، بیاختيار ياد رقص پدربزرگها برای نوههايشان میافتم و اين صحنه تلخی است، چون متاسفانه پدربزرگها میروند و من دلم نمیخواهد رسانههای نوشتاری بميرند. من هنوز بوی سرب ماشينهای اينترتايپ را در مشام دارم، و صدای ماشينهای حروف ريز هنوز در گوشم میپيچد، من دوست داشتم در اتاقم يك گارسه داشتم، و میدانم الان برخی از مخاطبان اين سطور خواهند گفت گارسه ديگر چيست؟ هيچي! هيچی نيست! وقتتان را برای يافتن پاسخ هدر ندهيد، دكمه post&publish را فشار دهيد!
اما از طرف ديگر، وبلاگهای خوب هم حكم دستياران پژوهشی بیاجر و مزد را برای ما دارند و حماقت است كه به آنها سر نزنيم و يا اين كه آنها را از دست بدهيم. ولی آيا اين ماهیهای كوچولو میدانند نبايد از مسير مارماهیها و نهنگها و كوسهها بگذرند؟ شايد چنين باشد و وبلاگها به مسير خطرناك نروند، اما آن موجودات خطرناك چطور، آيا آنها هم به سوی اين ماهیها نخواهند آمد؟ آيا بيلگيتسها و مايكروسافتهايشان و جفبزوزها و آمازونهايشان به سراغ وبلاگها نخواهند آمد؟
من از صميم قلب دلم میخواهد پای سوداگری و پای سرمايهداری ديجيتال هرگز به محله وبلاگها باز نشود و اين آرزوی من است، ولی من هرگز آرزوهايم را به جای تحليل قرار نمیدهم. من ترديد دارم اين نئوكاپيتاليسم پتوپهن و بیدروپيكر، هيكل گنده خودش را در بلاگستان ولو نكند! نظر شما چيست؟ آرزويتان را نمیگويم، دارم از تحليلتان میپرسم.
نویسنده: دکتر یونس شکرخواه
منبع:مجله دنیای کامپیوتر و ارتباطات
دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383
چرا بايد براى انتشار مجله الكترونيکى از وبلاگ استفاده كرد؟
1- پيشفرض وبلاگ بر مبناى صفحات وب است، بنابراين شما مىتوانيد هر زمان و در هركجا مقالات جديد را در معرض ديد عموم گذاشته يا آنها را بهروز كنيد. وبلاگ، ابزارى پويا است كه مىتوان در يك چشم به هم زدن مطالب آن را بهروز كرد.
2- افراد مىتوانند مشترك RSS شما شوند و به اين ترتيب مطالب مستقيما به Desktop آنها منتقل خواهد شد. سيستم تحويل مقالات بهگونهاى است كه هرزنامهها را نديد مىگيرد و خوانندگان دقيقا مطلب دلخواه خود را دريافت خواهند كرد.
3- طراحى مجلهاى الكترونيكى با ظاهر يك وبسايت هزينه چندانى ندارد. چندين وب سايت وجود دارند كه شما مى توانيد در آنها وبلاگ رايگان ايجاد كنيد و بقيه سايتها هم قيمتهاى معقولى براى وبلاگهاى بزرگ درنظر گرفتهاند.
4- مىتوانيد لينكهايى براى تبليغات و برنامههاى مكمل در ستونهاى دوطرف صفحه ايجاد كنيد. بنابراين ديگر مجبور نيستيد اين لينكها را در متن مجله قرار دهيد.
5- مى توانيد يك فرم اشتراك درست كرده، بهمحض اضافه كردن يك مطلب جديد، ايميلهايى به مشتركان بفرستيد.
6- وبلاگها ازطريق لينك بههم مرتبطند و بهاينترتيب شما مىتوانيد يك سيستم بازاريابى ويروسى ايجاد كرده، رتبه خود را در موتورهاى جستجو افزايش دهيد. موتورهاى جستجو به محتوا و متنهاى تازه با قدرت تمركز بالا (كلمات كليدى غنى) علاقهمند هستند.
7- همچنين مى توانيد با فيلتر گذارى، مطالب وبلاگ خود را به مجلهاى حرفهاى و مطمئن تبديل كنيد. (از طريق اين فيلترگذارى مشتركين، وبسايتهاى گوناگون را بى دليل بازديد نمىكنند.)
8- با وبلاگ، شما يك نمونه آرشيوى از تمام مقالات خود داريد. وقتى يك مقاله را در معرض ديد افراد مى گذاريد، يك صفحه جديد و يك لينك دايمى به وجود مى آيد. افراد مى توانند اين لينك را با يكديگر تقسيم كنند. همچنين اين لينك مستقيما به مقاله ارجاعى فرستاده مى شود.
9- خوانندگان وبلاگ شما مى توانند درباره مقالات شما اظهار نظر كنند. اين امر اعتماد و ارتباط بين شما و مشتركين را افزايش مىدهد. همچنين ديدگاههاى افراد به غناى محتويات سايت شما افزوده، باز هم رتبه شما را نزد موتورهاى جستجو بالا مى برد.
10- كلام آخر اينكه: با استفاده از وبلاگ بازديدكنندگان بيشترى را جذب مى كنيد كه اين افراد، مشتركان فردا و سرانجام، مشتريان آينده خواهند بود.
براى ناشر يک مجله الكترونيكى، وبلاگ انتقال مطالب مجله را به نحو قابل توجهى افزايش مى دهد. مانند همه وبسايتها براى وبلاگ خود تبليغ كرده، مردم را ترغيب كنيد سايت شما را در RSS خود اضافه كنند. حتى مى توانيد از طريق يك فرم اشتراك آن را به روز كنيد. من هميشه يك فرم اشتراك در سايتم مى گذارم و آنرا مطابق ميل مشتريان به روز مى كنم.
براى افزايش ترافيك، نياز داريد در موتورهاى جستجو و دايركتورى ها عضو شويد. اگر در حال حاضر صاحب يك پايگاه داده مشتركين مجله الكترونيكى (خبرنامه الکترونيکى) هستيد، به شما توصيه مىكنم همه مطالب رادر وبلاگ به نمايش بگذاريد.
با استفاده از وبلاگ، بازاريابى به شكل محاورهاى و به وسيله لينك صورت مىپذيرد. اعلانها را نيز مىتوان در وبلاگ قرار داد. به نظر من وبلاگ و پايگاه دادههاى مجلات الكترونيكى(مشترکين خبرنامه هاى الکترونيکى) پديدههاى اعجابانگيزى هستند... اين دو عامل با همكارى يكديگر زيبايى بصرى سايت شما را بالا مى برند، به اين ترتيب مردم اطلاعات مورد نظر را دريافت كرده، ارتباطات جديد را پايهگذارى مىكنند.
به عنوان مثالى از امکانات اشاره شده در مقاله فوق مى توانيد به وبلاگ eMarketing.blogfa.com مراجعه نمائيد.
منبع سایت eMarketingway.ir
یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383
بلاگ چیست و چگونه کار میکند؟
بلاگها (Blog)، امروزه عمومیت خاصی یافته اند به شکلی که بسیاری از اخبار و مطالب مفید ریشه در بلاگ دارند. شاید تا بحال یک بلاگ یا همان وبلاگ (Weblog) ندیده اید و یا شاید دیده اید اما بدان توجه نکرده اید. با توجه به عمومیت این ابزار، احتمال آنکه با آن برخورد نکرده باشید بسیار کم است. اگر کمی به وبلاگها توجه کنید، میلیونها نمونه از آن را حتی بسیاری به زبان فارسی در اطراف خود خواهید دید. اما بلاگ چیست و چگونه کار میکند؟ و بلاگسفر (Blogsphere) چیست؟
در این مقاله نه تنها به شما یاد میدهیم که بلاگ چیست بلکه به شما کمک میکنیم تا یک بلاگ برای خود درست کنید. همه چیز مجانی است.
بلاگ چیست؟
| بلاگ در واقع یک دفتر خاطرات یا نوشته های شخصی، یک فضای همکاری، یک محیط سیاسی، بازار ارائه آخرین اخبار، مجموعه ای از لینکها، افکار خصوصی شما و نهایتا یادداشتهایی برای تمام دنیاست. وبلاگ شما میتواند هر یک از این موارد باشد. میلیونها وبلاگ در شکلها و اندازه های محتلف وجود دارد. با وجود تمام مسائلی که مطرح شد هنوز هم نمیتوان قانون و تعریف خاصی برای بلاگ تعریف کرد. در یک کلام، وبلاگ همان وب سایت است که هر چه خواستید در آن مینویسید. |
وبلاگ زنجیره ای از متن، تصویر، موارد صوتی و تصویری و دیتا است که میتواند در یک مرورگر اینترنت دیده شود. در قلب این زنجیره سه مورد شاخص بچشم میخورد که عبارتند از: تیتر، لینک و نهایتا توضیحات. وجود یا عدم وجود هر یک در هر وبلاگ اختیاری است. بعضی وبلاگها هر سه مورد را دارند و بعضی دیگر نه.
بلاگ در واقع یک دفتر خاطرات یا نوشته های شخصی، یک فضای همکاری، یک محیط سیاسی، بازار ارائه آخرین اخبار، مجموعه ای از لینکها، افکار خصوصی شما و نهایتا یادداشتهایی برای تمام دنیاست. وبلاگ شما میتواند هر یک از این موارد باشد. میلیونها وبلاگ در شکلها و اندازه های مختلف وجود دارد. با وجود تمام مسائلی که مطرح شد هنوز هم نمیتوان قانون و تعریف خاصی برای بلاگ تعریف کرد. شاید بتوان در یک کلام گفت که وبلاگ همان وب سایت است که هر چه خواستید در آن مینویسید. این یادداشتها به ترتیب از بالا به پایین نوشته میشود و یادداشتهای جدید همیشه در بالا قرار میگیرد. بازدیدکنندگان وبلاگ میتوانند جدیدترین موارد را در بالای مطالب دیده و برای هر یک میتوانند نظرات خاص خود را اضافه کنند. وبلاگ را میتوان به نوعی ژورنالیسم یا روزنامه نگاری شخصی نیز تعبیر کرد.
سادگی، وجه مشخصه بلاگ است. اگر به یک وب سایت توجه کنید آنرا پر از اطلاعاتی میبینید که در میان و تاروپود صفحاتی چند پیچیده شده است.
صفحاتی که شاید چندین لایه داخلی داشته باشد. در یک وب سایت شاید پیچیدگی صفحات و نحوه ردیف کردن مطالب کمی شما را سردرگم کند.
اما در مقابل، بلاگ بسیار ساده است. بلاگ در واقع فقط یک صفحه است که اطلاعات در آن وارد میشود. ممکن است بلاگ دارای آرشیو و یا بایگانی باشد اما کلیت مطالب در همان یک صفحه جمع است. ردیف بندی مطالب بلاگ از جدیدترین به قدیمیترین است. بلاگ بروی عموم باز است و همه میتوانند آنرا ببینند. بلاگ را معمولا یکنفر مینویسد. این گفته به معنای آن نیست که حتما مطالب باید به ردیف و به ترتیب نوشته شود در این بین شاید لینک به مطالبی دیگر در سایت یا وبلاگهای دیگر هم بکار رود.
بلاگ بیشتر شبیه یک روزنوشت، دفترچه خاطرات و یا روزنامه کوچک است. صحبت در بلاگ میتواند درباره هر چیز باشد.
اما چه نیازی به بلاگ است؟
هرچند بلاگها فرم خاصی ندارند و آزاد مصرف میشوند اما اکثر بلاگها روی یک مبحث خاص تمرکز میکنند. مباحثی مانند کامپیوتر، بیماری، تئاتر .... بعضیها از بلاگ خود در حکم کاغذهای چرکنویس استفاده میکنند. بعضیها آنرا در حکم یک دفترچه یادآور مصرف میکنند. پس هر چه شما بخواهید میتواند برایتان در حکم بلاگ باشد.
بلاگسفر
مصرف شبکه ارتباطی در بلاگ بزرگترین مشخصه آنست که بدان بلاگسفر میگویند. توجه کنید که میلیونها نفر در سراسر دنیا بلاگ دارند. بلاگرها تمایل دارند تا به مطالب و تجربیات یکدیگر لینک بزنند. وقتی در یک بلاگ موضوعی را میبینید که برایتان جالب است میتوانید بدان لینک بزنید.
این لینکها، شبکه ای را میسازند که پدیده ای بنام بلاگسفر را درست میکند. وقتی وارد یک بلاگ میشوید با تعدادی لینک به سایر بلاگها برخورد میکنید که شما را سوار بر امواج الکترونیکی به جاهایی میبرد که از بلاگ اصلی فاصله بسیار دارد. قطعا در این تارهای تنیده در هم، علایق خود را خواهید یافت.
برای خود بلاگ درست کنید
درست کردن بلاگ برای خود، بسیار ساده است زیرا ابزاری به شما داده میشود که میتوانید تمام کارها را با آنها انجام دهید.
برای درست کردن بلاگ به زبان انگلیسی میتوانید به Blogger به آدرس http://new.blogger.com مراجعه کنید.
برای درست کردن بلاگ به زبان فارسی میتوانید به BlogFa به آدرس http://www.blogfa.com مراجعه کنید.
درست کردن بلاگ مجانی است و فقط چند دقیقه طول میکشد. برای این کار میتوانید اول در بلاگفا ثبت نام کنید که در این رابطه لازم است بعد از ورود به بلاگفا، روی دکمه "ایجاد وبلاگ جدید" کلیک کنید.
در صفحه ای که ظاهر میشود یک نام کاربری و و کلمه عبور انتخاب کنید. نام، آدرس ایمیل، و چند مورد اطلاعات دیگر را تکمیل نمائید. نهایتا روی دکمه "قبول قوانین سایت و ایجاد وبلاگ" کلیک کنید.
آدرس وبلاگ شما بصورت http://username.blogfa.com خواهد بود.
حال کافیست تا مطالب را در بلاگ بریزید. سپس با publish کردن یا ارسال مطالب به وبلاگ، مطالب روی بلاگ در اینترنت قرار خواهد گرفت. میتوانید نمونه بلاگ کامتونت را در آدرس http://www.cometonet.blogfa.com ببینید. بلاگ ساده و سریع است و روزانه شما را سرگرم میسازد.
بهمن بهمن دژی - تورنتو
کامتونت
