تبليغاتX
مجله بلاگفا - شما هم بلاگ بسازيد

سه شنبه هفتم تیر 1384

شما هم بلاگ بسازيد

وسايل ارتباطي آن لاين که روز به روز بيشتر هم مي شوند، قابليت ايجاد سطح جديدي از تفکر خلاق را در کلاس شما دارند.
من هم شروع به وبلاگ نويسي کرده ام. نترسيد! خطرناک نيست. در واقع شايد دقيقاً همان چيزي باشد که براي "علاقه مند سازي" دانش آموزانتان به روزنامه نگاري يا نوشتن، احتياج داريد.
بلاگ ها (مخفف کلمه وبلاگ) دفترهاي خاطرات يا روزنامه هاي اينترنتي هستند. يعني تفکرگاههايي که دانش آموزان مي توانند افکارشان را در آنها بنويسند. يک بلاگ مي تواند فضايي خصوصي يا محلي براي ارتباط و بده بستان با خواننده ها باشد.
درباره آنها مي توان گفت که: "داراي توانايي دوباره سازي نحوه کار ما با روزنامه ها در کلاس و به چالش واداشتن معلم ها و بچه ها درباره نوشتن خلاق هستند. "بعد از يک ترم تجربه کلاسي با بلاگ من هم با اين گفته ها موافقم. در واقع بايد بگويم حدس مي زنم که بلاگها مي توانند اين نسل اينترنتي را مشتاقانه به خواندن و فکر کردن جلب کنند.

بلاگ نوشتن يا ننوشتن!
بلاگ نوشتن را براي اولين بار در کلاسهاي غني سازي به بچه ها و معرفي کردم. موضوع کلاس يک پروژه مشارکتي اينترنتي درباره مسأله بي خانماني بود. من مي خواستم از اين طريق دانش آموزانم حقايق و دانسته هايي درباره بي خانماني به دست بياورند. هدف ديگر من به هم ريختن مدل ذهني آنها راجع به مردمي بود که در خيابانها زندگي مي کنند و دلايل اين کار آنها و تشويق بچه ها به يافتن راه حلهاي ممکن براي اين شکل اجتماعي در حال رشد.
و براي همين فکر کردم که وبلاگ نوشتن مي تواند ساختاري عالي براي ضبط افکار بچه ها درباره اين موضوع بزرگ باشد. براي همين يک سايت بلاگر به بچه ها معرفي کردم و براي هر کدام از آنها يک بلاگ درست کردم. بلاگ هر کسي فضاي کاري او بود که در آن افکار خلاصه اش در بحثهاي کلاسي را به تفصيل گسترش مي داد و اين افکار نقاط شروع بحث کلاس بعدي مي گشت. من بلاگهاي بچه ها را مي خواندم، به آنها پاسخ مي دادم و سوال و منابع لازم را برايشان مي فرستادم تا به کشف بيشتر موضوع تشويقشان کنم.

نمونه يک وبلاگ دانش آموزي
دانش آموزانم چه چيزهايي را در بلاگهايشان بيان مي کردند؟ اين يک نمونه از يک مدخل در وبلاگ يکي از آنهاست:
"يکي از عقايد من راجع به خانه و بي خانماني اين است که در دنيا مردمي هم هستند که سقفي بالاي سر دارند اما هم چنان بي خانمانند، مثل بچه هاي يتيم يا زناني که شوهرانشان آنها را رها کرده اند. براي من خانه چيزي بيشتر از يک ساختمان است؛ محلي است که در آن احساس "در خانه بودن" داريد. اگر در جايي احساس تنهايي و ناامني کنيد، چطور مي توانيد آنجا را خانه خود بدانيد؟ بعضي از مردم هم به خاطر تصميم هايي که مي گيرند بي خانمان مي شوند. بايد در اين باره بيشتر فکر کنم. چون هيچ وقت خودم را نمي بخشم اگر بدانم که در خيابان يا تنها هستم چون که کارهاي احمقانه اي کرده ام..."
من هم که از عمق ديدگاه اين نوجوان به تعجب افتاده بودم برايش نوشتم: "تو عقايد شگفت آوري را مطرح کرده اي. حق با توست."

ارزيابي وبلاگ
وقتي موضوع يادگيري چيزي مثل بي خانماني است، ارزيابي يادگيري موثري که صورت مي گيرد واقعاً چالش برانگيز است. چطور مي توانم فعاليتي کيفي مثل وبلاگ نويسي را بگيرم و به درجات کمي تبديل کنم؟ وقتي شروع به کار کردم اين سوال در ذهنم بود و جوابم به آن يک صفحه ارزيابي است که به من در نمره دادن کمک مي کند.
من به موضوعات زير درجه عالي، قابل قبول و غير قابل قبول مي دادم:
• بچه ها چقدر در جمع کردن مفاهيم و اصول از بحثها و فعاليتهاي کلاسي موفق بوده اند.
• نوشته هاي دانش آموزان تا چه حد فهم را آنها از مساله و گفته هاي بي اساس راجع به بي خانماني، نشان مي دهد.
• استفاده بچه ها از تفکر عالي (تحليل، ترکيب و ارزيابي) در بلاگ آنها.
• بچه ها تا چه حد در وبلاگشان ارتباط شخصي خود با موضوع و خواندني هاي اين دوره را نشان مي دهند.
اين محيط مجازي به من امکان زيادي در ارتباط با بچه ها و درک ميزان دانسته هاي آنها داد. خواندن مشاهدات و انديشه هاي آنان فقط تمام کردن کار را به من نشان نداد، بلکه به من چشم هايي بخشيد که عمق يادگيري را مي ديد.

منبع : سایت تبیان

نوشته شده توسط علیرضا شیرازی در 17:17 |  لینک ثابت   •